پرسش خود را بپرسید

معنای عبارت آیینه داری

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٥٧

آیینه‌داری به چه معناست و آیینه‌دار به چه کسی میگوییند؟ 

٤٢٥
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٩

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

«آیینه‌داری» و «آیینه‌دار» بسته به اینکه در زبان عرفانی به کار رود یا زبان عامیانه، دو معنی متفاوت عمیق دارند:

۱. معنی اصلی و عرفانی (رایج در شعر فارسی)

در ادبیات عرفانی (مخصوصاً غزلیات شمس، حافظ و عطار):

· آیینه‌دار: کسی است که دلش را از آلودگی‌ها (غرور، کینه، نفس) پاک کرده تا صیقلِ جان پیدا کند. در این حالت، دل او مانند آیینه، تمام زیبایی‌های الهی و حقایق هستی را در خود منعکس می‌کند.
· آیینه‌داری: یعنی مقام قرب و تجلّی؛ توانایی نشان دادن حقیقت به دیگران بدون هیچ کم و کاستی.

در شعر حافظ:

«من اگر خارم و گر گل، چمن آرایی هست
که ز تسبیح تو خارم گلِ رضوان باشد» (اشاره به آیینه‌دار بودن دلِ پاک)

نکته مهم: آیینه‌دار در این معنا نیاز به اجازه دارد (مثل «آیینه‌دار حضرت» در دربار)، یعنی فقط کسی می‌تواند آیینه باشد که روحش آراسته باشد.

---

۲. معنی عامیانه و روزمره

در فارسی محاوره و حتی متون کلاسیک غیرعرفانی:

· آیینه‌دار: کسی که آیینه در دست دارد تا دیگران خود را در آن ببینند (مثل آیینه‌دار مجلس در قدیم، یا آیینه‌دار حمام‌های قدیمی).
· آیینه‌داری: صرفاً حمل و نشان دادن آیینه.

اما کنایه‌ای هم دارد:
در گذشته، آیینه‌داران به دلیل دسترسی به اندام مردم (در حمام) یا گفتگوهای خصوصی در مجالس، گاهی رازدار افراد بودند. از این رو گاهی «آیینه‌دار» به معنای رازدار یا همراز هم می‌آید.

---

جمع‌بندی برای شما:

کلمه در شعر عرفانی در زبان عام
آیینه‌دار کسی که دلش پاک است و حق را می‌تاباند نگهدارندهٔ آیینه یا رازدار
آیینه‌داری مقام قرب الهی و انعکاس حقیقت حمل آیینه، یا رازداری

مثال از مولوی (دفتر اول مثنوی):

«آن یکی درِ حمام می‌رفت نرم / گفت آیینه‌دار کو تا خود نرم»
(اینجا یعنی «آیینه‌دار حمام» به همان معنی عام)

یک نکته حافظانه:
وقتی حافظ می‌گوید «آیینهٔ سکندر جام می‌است»، یعنی خودِ دلِ پاک می‌تواند آیینه‌دارِ رازهای بزرگ باشد، نه یک جسم بلورین.

٢٢,٥٣٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

درود فکر کن  یه آیینه به دیوار آویزان شده و کسی در اون آیینه خودش رو می بینه   دیوار میشه آیینه دار اون شخص و این کار دیوار میشه آیینه داری

٤٥,٣١٩
طلایی
٢٤
نقره‌ای
٦١١
برنزی
٤٢٨
تاریخ
١ ماه پیش

آیینه داری . [ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) عمل آینه دار: آیینه داری در محلّه ٔ کوران . || سرتراشی . گرّایی . سلمانی گری . حجامی . فصادی

لغتنامه دهخدا 

طبق ابیات و تفسیر ابیات شاعران سخنور ایرانی در فرهنگ ما کلمه آیینه دار  به معنی داشتن ویژگی آیینه گون بودن است.

پ.ن: به نظر شخصی در اکثر ابیات هدف از کلمه آیینه دار یا آیینه داری اینست که ذات و درون یا حقیقت باطنی طرف در ظاهر عیان و پیدا باشد.

روی آیینه را چه داری تار؟
نیست آیینه را بهر آینه‌دار. /// فخرالدین عراقی 

کند روی تو را آیینه داری

به بخشش زانچه در گنجینه داری./// جامی

چه سود آید ازین آیینه داری

که پیش چشم کور آیینه داری.///  عطار نیشابوری 

بگردان روی دل از هر چه غیر توست در عالم

که این آیینه را آیینه داری نیست غیر از تو./// صائب تبریزی 

ز روی دل چه بر اهل هوس آیینه می داری

چو گل تا چند پیش خار و خس آیینه می داری.///  سلیم تهرانی

ز فکر کیست بر خاطر ملامت

رخ آیینه در گرد از که داری؟./// نظیری نیشابوری 

گشته اسرار جهان در دیده اش صورت پذیر

هر که از زانوی خود آیینه داری داشته است.///  صائب تبریزی 

٤,٥٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٩٦
تاریخ
١ ماه پیش

پاسخ شما