پیشنهاد‌های ملاقات و تلاقی لغات (٨٠٠)

بازدید
٧٥٧
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کمپانی، کمبای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کمپانی، کمبای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرم؛ کلمه ی گَرم و چَرم در عالم واقع به صورت مستقیم مرتبط با کلمه ی انرژی می باشد. به گونه ای که کلمه ی گرم، منشعب از گرا و گرایش و گردیدن و گردش به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کمپانی، کمبای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کام، کُم، شِکَم، کمک، کُمُد، کامل، کامِلا، کامران، کامِرون، کماتسو، رنگین کمان، کمین، کمند، کمبر کستر، کمیسیون، کمیسر، کمیته، کمیز، کمپ، کمپینگ، کم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسپلیت split به مفهوم تقسیم کردن. اصطلاح کولر اسپیلت هم که یک اصطلاح رایج در زمان ماست. کلمه ترکش با نگارش splinter یا به معنی خرده شیشه. طلسم spel ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسپلیت split به مفهوم تقسیم کردن. اصطلاح کولر اسپیلت هم که یک اصطلاح رایج در زمان ماست. کلمه ترکش با نگارش splinter یا به معنی خرده شیشه. طلسم spel ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختناق؛ بر همین مبنا به مفهوم خفقانی که باعث ایجاد تنگنا و تنش و ایجاد گرما در یک جریان می شود. شیر اختناق در صنعت در لوله ها باعث افزایش فشار و تولی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

اَخگر؛ کسی که آهن را گداخته می کند. آتش افروز. دمنده ی آتش. کسی که در آهنگری مسئول دمیدن آتش بر آهن است تا آهن سرخ و گداخته شود. اصطلاح اوخ شدن و آ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَخگر؛یک کانسپت کلامی متشکل از آخ و گر. آخ به مفهوم آختن و آمیخته کردن. و گر منشعب از گرمی و گرما. در مجموع به کسی گفته می شود که چیزی را با گرما آمی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جیرفت ؛ تفرجگاه پایان یافته. مکان فروج و فَرَج و فَجْر یک تمدن در تاریخ مانده. تمدن و تفرجگاهی که بر اثر تغییرات آب و هوایی منقرض گردیده است. تفرجگ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عربستان؛ به مفهوم سرزمینی که از آن انرژی ستانده می شود. عربستان؛ آر بستاندن مثل عروس و آروس و آریس یا عراق و اراک در کل هر کلمه ای که آر در اون اس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مُسَجَّل؛ بر وزن مُفَعَّل، کلمه ی فعل با اینکه ریشه ی بسیاری از کلمات است با این حال ریشه ی این ریشه دو حرف عل می باشد. به طوری که از کلمه ی عل در قا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نجس؛ نجس، جنس، جسم، ژن، ژنتیک، جان نجس به مفهوم هر چیزی که مختل کننده ی زیست و سیستم حیاتی و با زیستن جسم ما تجانس نداشته باشد و باعث مریضی و رو به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صخره؛ سختره، راه سخت، راهی پر از سنگ های سخت، سنگ هایی پر از سختی و سخاوت. سنگ هایی خاص، سنگ هایی خشک و خَز، سنگ هایی بدور از خسیسی و خساست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بندر؛ ساحل تجهیز شده برای به بند کشیدن کشتی ها با بند و طناب که توسط جریان آب از بَند در نروند اسکله؛ اسکلت، لنگرگاه و بندرگاهِ اسکلت بندی شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسکله؛ اسکلت، لنگرگاه و بندرگاهِ و ساحل اسکلت بندی شده بندر؛ ساحل تجهیز شده برای به بند کشیدن کشتی ها توسط بند و طناب که توسط جریان آب از بَند در ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرماتور؛ با نگارش لاتین armature به مفهوم تقویت شده. مرتبط با آروماتیک به مفهوم تحریک کننده انرژی. و آرمیچر به مفهوم تقویت کننده و انرژی بخش در کل ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آرماتور؛ با نگارش لاتین armature به مفهوم تقویت شده. مرتبط با آروماتیک به مفهوم تحریک کننده انرژی. و آرمیچر به مفهوم تقویت کننده و انرژی بخش در کل ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dipoint یا Dupont ؛ به مفهوم دو منظوره مرتبط با کلماتی از قبیل؛ doubts ، double ، doub ، دوپامین. با شرح کامل تر به شرح زیر؛ کلمه doubts با نگارش لا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیپوینت؛ Dipoint به مفهوم دو منظوره کلمه ی دیپوینت مرتبط با کلماتی از قبیل؛ دوپْت doubts ، double ، doub ، دوپامین. شرح کامل و بهتر این مفاهیم رو ا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جسورانه؛ این کلیدواژه منشعب از کلمه ی جِسْر که در زبان عربی امروزی با برگردان و ترجمه ی غیر انطباقیِ پُل به زبان فارسی می باشد به مفهوم کاری یا عملی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زِرِه؛ دو قانون از قوانین حاکم بر ایجاد کلمات در این کلمه ی سه حرفی اعمال گردیده است. قانون تغییر شکل نگارشی و آوایی حروف در غالب کلمه مثل موسیقی و ...

پیشنهاد
٠

ولادیمیر؛ ولادتِ امیر چوخوف؛در زبان ترکی چوخ به مفهوم زیاد و بزرگ ولادی وستوک؛ ولاد هم مفهوم با بلاد و بلده به مفهوم محل ولادت. ولادیمیر ولید والد و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ولادیمیر؛ ولادت امیر ولادی وستوک؛ ولاد هم مفهوم با بلاد و بلده به مفهوم محل ولادت. ولادیمیر ولید والد ولد ولادت اولاد تولید مُوّلِد Validity

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ولادی وستوک؛ ولاد هم مفهوم با بلاد و بلده به مفهوم محل ولادت. ولادیمیر ولید والد ولد ولادت اولاد تولید مُوّلِد Validity ولادیمیر؛ ولادت امیر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگرین نامی دخترانه به مفهوم دختر پر شور و حرارت، ( در حال استفاده در کرمانشاه و سنندج ) منشعب از آگِر که بُعد گرمای آتش را شامل می شود. مرتبط با گرند ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیتانا؛ ستاینده، سیتا؛ ستایشگر آسیتا؛ آزیتا عظیم عظمت تعظیم عزت آسیتا؛ قابل ستایش ستودنی ستاندنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قُزَح؛ کلمه ی قزح با اصطلاح قوس و قُزح که به حالت منهنی رنگین کمان اشاره دارد. این کلیدواژه به معنای دارای قوس و انهنا. و به لحاظ بار معنایی از زاو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موقعیت؛ مکان وقوع یک عمل، واقعه؛ عمل به وقوع پیوسته ، واقعیت ؛ عملی قویع و واقعی که از قُواع جسمی انسان سر می زند و عواقبی به همراه دارد چه خیر چه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دومینیکن؛ مکان دامنه دار Domain دامنه Dominican دومینیکن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استبداد؛ بر وزن استفعال، احتمالاً به مفهوم اعتقاد داشتن و باور داشتن به استمرار بخشیدن و ماندن و حضور مادی از روی خودکامگی و خودشیفتگی. کلمه ی استبد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاجو ، چاچو، چاچی، چاچ، چشم، چشمه : راسته ی کلمات مرتبط با کلمه جاجو؛ جاجرم جاجرود جاجگاه جرجان جریان جورج چرچ جرجیس چاچ چاچی چشمه شارج شرجی شارجه ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاجگاه؛ چشمه سار، ماء معین، راسته ی کلمات مرتبط با کلمه جاجگاه؛ جاجرم جاجرود جاجگاه جرجان جریان جورج چرچ جرجیس چاچ چاچی چشمه شارج شرجی شارجه کلمه ی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاجرم؛ جاج جرم= جاج گرم = چاچ گرم جاج یا چاچ به مفهوم چشمه چارج کننده یا شارژ کننده. ( مرتبط با چاچ چاچی چارج شارژ چاش چاشنی چاشت چاست چشیدن چاش چ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hydrant: هایدرانت؛ هاید ران، هادیران، هدایت ران، نازل هدایت کننده و راندن آب آتش نشانی به یک سمت خاص.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hydrant: هایدرانت؛ هاید ران، هادیران، هدایت ران، نازل هدایت کننده و راندن آب آتش نشانی به یک سمت خاص.