پیشنهادهای فرتاش (٢,٦٣٤)
یکی از پسوندهایِ قیدسازی که از دیده ها دور مانده است، پسوندِ " - یز:iz - " می باشد که در واژگانی همچون "نیز، هرگیز ( =هرگِز ) ، همبُنیز و. . . " ما ا ...
یکی از پسوندهایِ قیدسازی که از دیده ها دور مانده است، پسوندِ " - یز:iz - " می باشد که در واژگانی همچون "نیز، هرگیز ( =هرگِز ) ، همبُنیز و. . . " ما ا ...
یکی از پسوندهایِ قیدسازی که از دیده ها دور مانده است، پسوندِ " - یز:iz - " می باشد که در واژگانی همچون "نیز، هرگیز ( =هرگِز ) ، همبُنیز و. . . " ما ا ...
پیامِ شماره یِ 4: یکی از پسوندهایِ قیدسازی که از دیده ها دور مانده است، پسوندِ " - یز:iz - " می باشد که در واژگانی همچون "نیز، هرگیز ( =هرگِز ) ، همب ...
درود. کاربر کشاورز پاسخ خواهم داد.
در کارنامه ی اردشیر بابکان به روشنی واژه یِ "چوپگان" یا همان "چوبگان" آمده است که در پارسیِ نو این واژه به ریختِ "چوگان:čaugān" نیز درآمده است، آنچنا ...
در کارنامه ی اردشیر بابکان به روشنی واژه یِ "چوپگان" یا همان "چوبگان" آمده است که در پارسیِ نو این واژه به ریختِ "چوگان:čaugān" نیز درآمده است، آنچنا ...
در کارنامه ی اردشیر بابکان به روشنی واژه یِ "چوپگان" یا همان "چوبگان" آمده است که در پارسیِ نو این واژه به ریختِ "چوگان:čaugān" نیز درآمده است، آنچنا ...
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است. "ایدون" برابر پارسیِ واژگانِ آلمانیِ " auf diese Weise, so" می ...
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است. "ایدون" برابر پارسیِ واژگانِ آلمانیِ " auf diese Weise, so" می ...
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است.
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است.
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است.
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است.
"ایدون" برابرپارسیِ واژگانِ " در این صورت، بدین ترتیب/ به این ترتیب، بدین صورت" است.
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
بررسیِ واژه یِ "اَغرو" ( صفت ) در زبانِ اوستایی و پیشنهادِ واژه یِ "اَگرو" در زبانِ پارسی: در اوستا واژه یِ " اَ - غرَو:a - ɣrav" یا " اَ - غرو:a - ɣ ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ "اظهارنامه" واژه یِ "داوِش نامه" می باشد.
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ "اظهارنامه" واژه یِ "داوِش نامه" می باشد.
بررسیِ واژگان "فِشنگ/اَفشنگ، پَشنگ/پاشنگ" در زبانِ پارسی: واژه یِ "فِشنگ" برآمده از پیشوندِ "اَف" و ریشه یِ اوستاییِ "شَنگ" می باشد. ما در زبانِ پارس ...
بررسیِ واژگان "فِشنگ/اَفشنگ، پَشنگ/پاشنگ" در زبانِ پارسی: واژه یِ "فِشنگ" برآمده از پیشوندِ "اَف" و ریشه یِ اوستاییِ "شَنگ" می باشد. ما در زبانِ پارس ...
بررسیِ واژگان "فِشنگ/اَفشنگ، پَشنگ/پاشنگ" در زبانِ پارسی: واژه یِ "فِشنگ" برآمده از پیشوندِ "اَف" و ریشه یِ اوستاییِ "شَنگ" می باشد. ما در زبانِ پارس ...
بررسیِ واژگان "فِشنگ/اَفشنگ، پَشنگ/پاشنگ" در زبانِ پارسی: واژه یِ "فِشنگ" برآمده از پیشوندِ "اَف" و ریشه یِ اوستاییِ "شَنگ" می باشد. ما در زبانِ پارس ...
برتراند راسل، در یکی از نبیگهایِ خود، "مانی" را نخستین فیلسوفِ تجربه گرا برشمرده است. نکته: با این همه، اندیشه هایِ مانی را نباید بمانند اندیشه هایِ ...
گویا فرهنگستان برای واژه ی "بادی گارد" واژه ی "جان پاس" را برگزید. اکنون پرسشِ من این است که فرهنگستان برای آن بادی گاردی که پشتِ دخترِ یک گوشدرازِ ش ...
دیدگاهتان درباره ی چرچیلِ گُجسته و ایرتنانِ ( =چاکرانِ ) خاورمیانه ایِ انگلیسی زاده اَش چیست؟ اگر دیدگاهِ بدی در پیوند با چرچیلِ گُجسته دارید، خواهشم ...
پیشنهادِ واژه: عادت: خویِش ( = خوی. ِش ) عادت داشتن: خویِش داشتن
پیشنهادِ واژه: عادت: خویِش ( = خوی. ِش ) عادت داشتن: خویِش داشتن
پیشنهادِ واژه: عادت: خویِش ( = خوی. ِش ) عادت داشتن: خویِش داشتن
پیشنهادِ واژه: عادت: خویِش ( = خوی. ِش ) عادت داشتن: خویِش داشتن
برابرِ پارسیِ "وضع شدن، مقرر شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است. دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
برابرِ پارسیِ "وضع شدن، مقرر شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است. دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
برابرِ پارسیِ "وضع شدن، مقرر شدن، تصویب شدن، مصوب شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است. دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
برابرِ پارسیِ "مصوب شدن، تصویب شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است. دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
برابرِ پارسیِ "مصوب شدن، تصویب شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است. دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
پیشنهادِ واژگانِ "دُشخو ( ی ) /دژخو ( ی ) ، دُشخویی/دژخویی: ما در زبانِ پارسی واژگانِ " معتاد" و "اعتیاد" را بعنوانِ یک ویژگی و خیمه ( =مشخصه ) یِ نا ...
پیشنهادِ واژگانِ "دُشخو ( ی ) /دژخو ( ی ) ، دُشخویی/دژخویی: ما در زبانِ پارسی واژگانِ " معتاد" و "اعتیاد" را بعنوانِ یک ویژگی و خیمه ( =مشخصه ) یِ نا ...
پیشنهادِ واژگانِ "دُشخو ( ی ) /دژخو ( ی ) ، دُشخویی/دژخویی: ما در زبانِ پارسی واژگانِ " معتاد" و "اعتیاد" را بعنوانِ یک ویژگی و خیمه ( =مشخصه ) یِ نا ...
پیشنهادِ واژگانِ "دُشخو ( ی ) /دژخو ( ی ) ، دُشخویی/دژخویی: ما در زبانِ پارسی واژگانِ " معتاد" و "اعتیاد" را بعنوانِ یک ویژگی و خیمه ( =مشخصه ) یِ نا ...
پیشنهادِ واژگانِ "دُشخو ( ی ) /دژخو ( ی ) ، دُشخویی/دژخویی: ما در زبانِ پارسی واژگانِ " معتاد" و "اعتیاد" را بعنوانِ یک ویژگی و خیمه ( =مشخصه ) یِ نا ...