چنانکه می دانید، ما در زبانِ پارسیِ نو واژه یِ "رنده" را داریم. در زبانِ پارسی، بُن کُنونی به همراهِ پسوندِ " - ه" یک اَفزارنام می سازد؛ بمانند: ماله، دوشه، هیزه ( هیژه ) ، سمبه و. . . .
واژه یِ "رَنده" نیز یک اَفزارنام برآمده از بُن کُنونی "رَند" به همراهِ پسوندِ " - ه" می باشد. "رَندیدن/رَند - " ریختی بمانندِ واژه یِ "خَندیدن/خَند - " را دارد. در زبانِ پارسیِ میانه نیز این واژه را به معنایِ "تراشیدن، خراشیدن، ساییدن و سوهان زدن، ریزریزکردن" و برابر با واژه یِ آلمانیِ "schaben" داشته ایم.
... [مشاهده متن کامل]
. . . . . .
پَسگشت:
1 - روبرگِ 302 از نبیگِ "Grundriss der iranischen Philologie" ( بخشِ سوم - پارسیِ میانه از کارل زالمان )
2 - زیرواژه یِ "افزارنام ها در زبان پارسی" ( در همین تارنما )

واژه یِ "رَنده" نیز یک اَفزارنام برآمده از بُن کُنونی "رَند" به همراهِ پسوندِ " - ه" می باشد. "رَندیدن/رَند - " ریختی بمانندِ واژه یِ "خَندیدن/خَند - " را دارد. در زبانِ پارسیِ میانه نیز این واژه را به معنایِ "تراشیدن، خراشیدن، ساییدن و سوهان زدن، ریزریزکردن" و برابر با واژه یِ آلمانیِ "schaben" داشته ایم.
... [مشاهده متن کامل]
. . . . . .
پَسگشت:
1 - روبرگِ 302 از نبیگِ "Grundriss der iranischen Philologie" ( بخشِ سوم - پارسیِ میانه از کارل زالمان )
2 - زیرواژه یِ "افزارنام ها در زبان پارسی" ( در همین تارنما )
