کیژیدن

پیشنهاد کاربران

پیامِ شماره ی 1:
آشنایی با واژگانِ "نیکیژیتَن/نیکیژ - " ، "نیکیژیشن" در زبانِ پارسیِ میانه، شیوه یِ بکارگیریِ آنها در پارسیِ نو و همسنجیِ آنها با واژگانِ اوستایی:
"نیکیژیتَن/نیکیژ - " در زبانِ پارسیِ میانه از تکواژهایِ زیر ساخته شده است:
...
[مشاهده متن کامل]

1 - پیشوندِ "نی"؛ که این پیشوند در پارسیِ نو به ریختِ پیشوندِ "نِ" درآمده است؛ بمانند: نِمودن یا نِماییدن، نِگریستَن و. . . .
2 - "کیژ"؛ همین بُنواژه به ما نشان می دهد که ما می توانیم فعل "کیژیدن/کیژ - " را در پارسیِ نو داشته باشیم.
3 - پسوندِ مصدریِ " - یتَن": این پسوند در پارسیِ نو به ریختِ " - یدن" درآمده است.
شیوه یِ بکارگیری در پارسیِ نو: ( نِکیژیدن/نِکیژ - )
نکته: ازآنجایی که پسوندِ " - یشن" درپارسیِ میانه همان پسوندِ " - ِش" در پارسیِ نو است؛ پس واژه یِ "نیکیژیشن" به ریختِ "نِکیژِش" در پارسیِ نو می آید.
نکته: در بکارگیریِ واژگان می توان از دگرگونی هایِ آوایی نیز بهره گرفت که من در اینجا چنین نکردم.
. . . . . . .
همسنجیِ واژه یِ "نیکیژیتَن/نیکیژ - " با واژگانِ اوستایی:
با بررسیِ واژگانِ پارسی میانه - اوستایی درمی یابیم که سه واژه یِ اوستایی با واژه ی "نیکیژیتَن/نیکیژ - " نزدیکی و خویشاوندیِ معنایی دارند:
1 - اُزوارشِ ریشه یِ اوستاییِ "دَئیس:daēs" ( دیسیدن/دیس - ) ، دو واژه یِ "نیموتَن" ( =نِمودن ) و "نیکیژیتَن" در زبانِ پارسیِ میانه بوده است؛ همین نشان می دهد که واژه یِ "نیموتَن" ( نِمودن ) نیز با واژه یِ "نیکیژیتَن" ( نِکیژیدن ) نزدیکیِ معنایی دارد.
2 - اُزوارشِ ریشه یِ اوستاییِ "دَرس:darəs"، دو واژه یِ "دیدن" و "نیکیژیتن" بوده است. در اُزوارِشِ واژه یِ اوستاییِ "دَرشَت:darəšat" که به معنایِ "دیدنی، نماییدنی، مرئی و قابل مشاهده، پیدا و آشکار" بوده است، واژه یِ "نیکیژیشن" نیز دیده می شود.
کُنیده واژه ( =PPfP ) یِ "دَرس:darəs"، "درشتَ:dərəšta/darəšta" بوده است که این واژه هنگامی که با پیشوندِ "اَیبی" یا "اَیوی" در اوستا همراه می شود، دارایِ اُزوارشِ زیر در پارسیِ میانه بوده است:
اَیبی - درشتَ:aibi - dərəšta": اَپَر - نیکیژیت ( پارسیِ میانه )
( چنانکه می دانید، پیشوندِ "اَیبی/اَیوی" با پیشوندِ "اَپَر/اَبَر" در پارسی میانه در بسیاری جایها همکارکرد بوده است. )
واژه یِ اوستاییِ "اَیبی - درشتَی:aibi - dərəštay" نیز برابر با واژه یِ پارسیِ میانه ی "اَپَر - نیکیژیشن" بوده است و برابر با واژه یِ اروپایی "conspectus". دراین باره می توان واژه یِ "برنمایی" را از فعل "برنمودن/برنمای - " نیز پیشِ چشم داشت.
3 - همچنین در اُزوارشِ ریشه یِ اوستاییِ "دیَو:dyav" ( یَسنا:Y. 44. 13 ) نیز واژه یِ "نیکیژیتَن" به چشم می خورد.
. . . . . . . . . . . .
پَسگشت:
ستونهایِ 761، 699، 696، 673، 672، 91 از نبیگ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه )

کیژیدنکیژیدنکیژیدن