ترجمه‌های مهدی صباغ (٦٩)

بازدید
٣,٤٤٤
تاریخ
٧ سال پیش
متن
His father bought a ski outfit for him on his birthday.
دیدگاه
٦

پدرش یک دست لباس اسکی برای او در روز تولدش خرید.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The drains spew millions of gallons of raw sewage into the river.
دیدگاه
٠

فاضلاب، میلیون ها گالن آب تصفیه نشده را به رودخانه میریزند.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I crossed out 'Miss' and wrote 'Ms'.
دیدگاه
٥

من کلمه ی Miss را خط زدم و نوشتم Ms .

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We gave the children an inflatable paddling pool for Christmas.
دیدگاه
٤

ما یک قایق پارویی بادکردنی به بچه ها در کریسمس هدیه دادیم.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
It's handy to have a grocery store nearby.
دیدگاه
٤

خوبه که یک فروشگاه مواد غذایی در نزدیکی خودمان داشته باشیم.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
All Rocombe Farm ice-cream is made with whole milk and double cream from the farm's organic-fed Jersey herd.
دیدگاه
١

همه بستنی های Rocombe Farm از شیرپرچرب و خامه غلیظ که از گله های jersy تغذیه شده ی ارگانیک، ساخته شده است.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I have to listen to his gripes all day long.
دیدگاه
٤

من مجبورم در تمام طول روز، به گله و شکایت های او گوش بدهم.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Give the dog the bone don't tantalize him.
دیدگاه
١

آن استخوان را به آن سگ بده و او را اذیت نکن.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We were engrossed in watching the football game; meanwhile, the roast was burning in the oven.
دیدگاه
-١٤

در حالیکه مجذوب تماشای مسابقه فوتبال شده بودیم، گوشت در اجاق گاز می پخت.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The two desks had been abreast but now they faced each other.
دیدگاه
٢

آن دو میز در کنار هم قرار داشته اند، اما آنها اکنون روبروی هم قرار دارند.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The police officers stood abreast, blocking the entrance to the building.
دیدگاه
١

ماموران پلیس، برای مسدود کردن ورودی ساختمان، در کنار هم ایستاده بودند.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The water was so shallow that we could walk out far into the lake.
دیدگاه
-٦

آب به قدری کم عمق بود، که مدت زمان زیادی طول کشید تا از دریاچه بیرون بیاییم.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The roof of the tunnel caved in on the workmen.
دیدگاه
-٢

سقف تونل بر روی سر کارگران فرو ریخت.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He wrote a book about his adventures on the Amazon.
دیدگاه
٢١

او یک کتاب در مورد ماجراجویی های خود در آمازون نوشت.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Let's go to the store across the street.
دیدگاه
١٧

بیایید به فروشگاه آن طرف خیابان برویم.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
It's a humble home, but it's comfortable.
دیدگاه
-١

این یک خانه ی محقر، ولی راحت است.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He has just begun a life sentence for murder.
دیدگاه
-٦

او فقط به خاطر یک قتل به حبس ابد محکوم شده است.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He will have to serve a life sentence.
دیدگاه
-٩

او مجبور است به یک محکوم به حبس ابد، خدمت رسانی کند.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
When did you first come over to China?
دیدگاه
٤

اولین بازدیدت از چین کی بود؟