تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه : Extra interpolate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیکه انداختن - دست انداختن کسی - دست گرفتن برای کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

idiom. : to let people know. The police put/got the word out that they were looking for him

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Coach : کالسکه Stage: چون اولین بار در جاده های انگلیس با فاصله ایستگاه داشته اند Originating in England in the 13th century, the stagecoach as we ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Unripe grapes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Unripe grape

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Para - aminobenzoic acid ( PABA ) is a natural substance. It is often used in sunscreen products. PABA is sometimes called vitamin Bx, but it is not ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

used at the end of a phrase for emphasis: دیکشنری کمبریج Are you stupid or what?تو احمقی ، مگه نه؟ Are these seats unbelivable, or what? جامون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

make an audience laugh or applaud very enthusiastically. "he could bring the house down with his dry humour"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Bring the house down

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ:یاماکا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ: یاماکا کلاه کوچک که یهودیان روی سر می گذارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a remnant is something that remains, or is left behind

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "trident" comes from the Latin word tridens or tridentis: tri meaning "three" and dentes meaning "teeth", referring specifically to the thre ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Etymology. The word is modelled on dilemma, with di - ( “two, twice, double” ) replaced by tri - ( “three” ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برند تولید آدامس هم هست . نماد هر سه گانه ای هم می تواند باشد . In terms of symbolism, the trident is often associated with power, strength, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ: هاجِنِست

پیشنهاد
٠

چرچیل : اگر بنشینید بهتر از ایستادنه و اگر دراز بکشید بهتر از نشستن . منظور اینه که با تلاش حداکثر می توان به هدف رسید ولی هدر رفت انرژی و تلاش دار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Look , the doctor ruined my shirt. Look at this cuff . It's flopping all over the place . دکتر بلوز من را خراب کرد . آستینم را نگاه کن . شُل و وِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تخم کتان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال : پارک ماشین دقیقا بین دو ماشین دیگر با فاصله مساوی قرار گرفتن یک شهر بین دو شهر دیگر با فاصله مساوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رنگ پریده و مریض انگار بخواهی استفراغ کنی idiom. to look pale and ill as if you are going to vomit.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Bedpan : لگن که زیر مریض بستری می گذارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزارشگر ویژه - گزارشگر اهم اخبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نویسنده گزارش ویژه A feature writer is a journalist at a magazine, newspaper, or online publication who is responsible for researching and writing fe ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گزارش ویژه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Doorpost چهارچوب در باهو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس مشکی بلند مثل چادر ملی با روبنده زنان مسلمان کشورهایی مثل افغانستان و لبنان می پوشند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Is that leather or pleather? چرم است یا چرم مصنوعی؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مراجعه به Level playing field

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Delicatessen مخفف آن deli است و از ریشه فرانسه - آلمانی - هلندی دارد . delicate - delicatenessاست The word deli is a shortened form, or common ni ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف آن deli است و از ریشه فرانسه - آلمانی - هلندی دارد . delicate - delicatenessاست The word deli is a shortened form, or common nickname, of de ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف آن deli است و از ریشه فرانسه - آلمانی - هلندی دارد . delicate - delicatenessاست The word deli is a shortened form, or common nickname, of de ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The apotropaic Yiddish expression, קיין עין הרע, kain ein horeh, 'no evil eye' ( in modern Hebrew, בלי עין הרע, bli ein ha'ra ) , is somewhat equival ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام برند برشتوک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ :زیرو کِرَک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you're a waiter in a restaurant, you wait on customers. That means you get their food for them, clean their table, bring them water, etc. پیشخدمت ...

پیشنهاد
١

Hand and foot : با تمام وجود Wait on : پیشخدمتی کردن - خدمت کردن

پیشنهاد
٠

Hand and foot : با تمام وجود Wait on : پیشخدمتی کردن - خدمت کردن

پیشنهاد
٠

Hand and foot : با تمام وجود Wait on : پیشخدمتی کردن - خدمت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دفاع قانونی - دفاع محکمه پسند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Genic : مولد - زا Hallucinogenic : hallocinte genic توهم زا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه :hallucinate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تازه . . . . به کنار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از موی این بز کاموا موهر درست می کنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Inordinate : خیلی زیاد - بیش از حد :excessive

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یکی را انتخاب کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Barring some unforeseen incident اگر اتفاق غیرمنتظره ای پیش نیاید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بِرِزییِر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تلفظ: بِرجِن