تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

great of all times

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوق ساخته شده از شاخ قوچ که در اعیاد در کنیسه ی یهودیان به صدا درمی آورند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

crooked or off - center 1. Visual Appearance English: "The picture on the wall hung askew after the earthquake. " Persian: "عکس روی دیوار بعد از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

pirate's booty : "غنیمت دزدان دریایی" یا "گنج دزدان دریایی " - همچنین نام برند اسنک مثل پفک با طعم پنیر چدار یا نمک دریایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

pirate's booty : "غنیمت دزدان دریایی" یا "گنج دزدان دریایی " - همچنین نام برند اسنک مثل پفک با طعم پنیر چدار یا نمک دریایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بقول دوستمون عضو این سازمان نژادپرست آمریکایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

1. Discipline ( تنبیه ) English: "Some parents believe spanking is an effective way to discipline children. " Persian: "بعضی والدین معتقدند تنبیه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشاورزی بیودینامیک ( Biodynamic Farming ) چیست؟ کشاورزی بیودینامیک یک رویکرد کل نگر به کشاورزی است که نه تنها از روش های ارگانیک استفاده می کند، بلک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشاورزی بیودینامیک ( Biodynamic Farming ) چیست؟ کشاورزی بیودینامیک یک رویکرد کل نگر به کشاورزی است که نه تنها از روش های ارگانیک استفاده می کند، بلک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حبس نفس = مرگ تدریجی: انسان تنها می تواند برای دقایقی محدود نفس خود را حبس کند ( حداکثر ۲ - ۳ دقیقه ) . پس "نگه داشتن نفس" به معنای انتظار کشیدن بی ف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. Surprise ( تعجب ) English: "You of all people should know how important this meeting is!" Persian: "تو که از همه بیشتر باید بدانی این جلسه چقدر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

English: Thieves broke into the house and ransacked every room, looking for valuables. Persian: دزدها به خانه نفوذ کردند و همه اتاقها را به هم ریختن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

English: The invading army began to pillage the village, taking everything of value. Persian: ارتش مهاجم شروع به غارت روستا کرد و هر چیز باارزشی را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرم کوتاه شده فعل lubricate : روغن زدن - چرب کردن . از ریشه لاتین lubricare : لغزنده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### 1. Reacting to Bureaucracy EN: "The absurdity of needing 3 forms of ID to return a $10 item is just exhausting. " FA: "پوچیِ نیاز به سه نوع شنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ir, refute, - able

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

dis, sound ( son ) , - ant antonym : assonant

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ad, sound, - ant همصدا ، هماوا antonym :dissonant

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ad, sound ( son ) , - ance : همصدایی - هماوایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

dis, sound ( son ) , - ance : کیفیتِ صدای ناهماهنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

web : شبکه - تار عنکبوت ster - : کسی که کاری را انجام میده webster: بافنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

seam : درز لباس ster - : مردی که کاری را انجام می دهد stress - : زنی که کاری را انجام می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

seam : درز لباس ster - : کسی که کاری را انجام می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان انگلیسی، پسوند " - ster" در اصل به معنای "کسی که کاری را انجام می دهد" بود و اغلب برای اشاره به مشاغل یا نقش ها استفاده می شد. - - - ### ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، پسوند " - ster" در اصل به معنای "کسی که کاری را انجام می دهد" بود و اغلب برای اشاره به مشاغل یا نقش ها استفاده می شد. - - - ### ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

corned : ( نگهداری شده در نمک یا آب نمک ) نمک زده، نمک خوابانده، نمکی، نمکی corned beef گوشت گاو نمکی، گوشت گاو نمک زده corn : نمک زدن - در آب نمک ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لطفا با pendant : آویز گردن - تو گردنی - پلاک تو گردنی اشتباه نشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لطفا با pennant : پرچم سه گوش اشتباه نشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیراشکی - پیتزا تاشده به شکل نیم ماه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم گردآورنده در موزه - نمایشگاه ، . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نعناع فلفلی روغن نعناع فلفلی : peppermint oil چای نعناع فلفلی : peppermint tea ابنبات نعناع فلفلی : peppermint candy قرص نعناع فلفلی : peppermi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

seduce, - tive tive : پسوند صفت ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یوزف گوبلز ( Joseph Goebbels ) ، وزیر تبلیغات آلمان نازی، دیدگاه معروفی درباره دروغ گفتن داشت که اغلب به این جمله خلاصه میشود: "دروغی بزرگ بگو، آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یوزف گوبلز ( Joseph Goebbels ) ، وزیر تبلیغات آلمان نازی، دیدگاه معروفی درباره دروغ گفتن داشت که اغلب به این جمله خلاصه میشود: "دروغی بزرگ بگو، آن ر ...

پیشنهاد
٠

یوزف گوبلز ( Joseph Goebbels ) ، وزیر تبلیغات آلمان نازی، دیدگاه معروفی درباره دروغ گفتن داشت که اغلب به این جمله خلاصه میشود: "دروغی بزرگ بگو، آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یوزف گوبلز ( Joseph Goebbels ) ، وزیر تبلیغات آلمان نازی، دیدگاه معروفی درباره دروغ گفتن داشت که اغلب به این جمله خلاصه میشود: "دروغی بزرگ بگو، آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یوزف گوبلز ( Joseph Goebbels ) ، وزیر تبلیغات آلمان نازی، دیدگاه معروفی درباره دروغ گفتن داشت که اغلب به این جمله خلاصه میشود: "دروغی بزرگ بگو، آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یوزف گوبلز ( Joseph Goebbels ) ، وزیر تبلیغات آلمان نازی، دیدگاه معروفی درباره دروغ گفتن داشت که اغلب به این جمله خلاصه میشود: "دروغی بزرگ بگو، آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

tomy - : برش - بریدن ectomy - : برداشتن کامل یک عضو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

tomy - : برش - بریدن ectomy - : برداشتن کامل یک عضو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

toward what end : برای چه منظور ی - برای چه هدفی to what end : رای چه منظور ی - برای چه هدفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

toward what end : برای چه منظور ی - برای چه هدفی to what end : رای چه منظور ی - برای چه هدفی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to this end بقول دوستمون : برای این منظور" / "در این راستا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسابقات موتورسواری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوست صمیمی، رفیق قدیمی یا هم محله ای super homie : دوست خیلی خیلی صمیمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

QT : quiet EN: "Don’t worry, she’ll keep it on the QT. " FA: "نگران نباش، موضوع رو پیش خودش نگه می داره. " keep it on the QT : مخفیانه نگه دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Nonbinary ( غیردودویی / غیرباینری ) به افرادی اشاره دارد که هویت جنسیتی خود را صرفاً در چارچوب مرد ( male ) یا زن ( female ) تعریف نمی کنند. این اصطل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

epi, tome epi:upon , close to tome : a cutting epitom : a cutting down , abridgment A summary or perfect example of something.

پیشنهاد
٠

املا صحیح : avant garde

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

املا صحیح : avant garde