تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلال کسی که برای انجام معامله یا استخدام پرسنل یا هر کار دیگری افراد و موسسات را به هم معرفی می کند A **finder's fee** is a monetary reward or comm ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Dandelion spores : هاگ قاصدک که اواخر تابستان باد می آورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word **"strained"** is an adjective with several meanings depending on the context: 1. **Forced or unnatural:** Something that lacks ease or sin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاصدک - گیاه آن گلهای زرد و برگهای دندانه دار دارد . وجه تسمیه : شباهت لبه برگها با دندان شیر The word **"dandelion"** comes from the **French phr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Moth - eaten : بیدخورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### **Meaning of "Jiggle":** The verb **"jiggle"** means to move or cause something to move with quick, slight, often jerky motions, usually back an ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

دوستان ریشه subjective کلمه subject به معنی فاعل است . یعنی وابسته به فاعل . ریشه objective کلمه object است به معنی مفعول . پس subjective یعنی از ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوستان ریشه subjective کلمه subject به معنی فاعل است . یعنی وابسته به فاعل . ریشه objective کلمه object است به معنی مفعول . پس subjective یعنی از ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برای فروش اجناس دست دوم گفته میشه

پیشنهاد
٠

" means to do something by relying on instinct, intuition, or improvisation rather than a formal plan, preparation, or guidelines. It often implies a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

It was spur of the moment : یهویی شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جمله ای برای بیان اینکه چیزی کافیه ، قابل قبوله یا به اندازه کافی خوبه یا بازداشتن فردی از کاری چون به اندازه کافی انجام شده . ### **Meaning of "T ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارانی مردانه مدل قدیم که مثل پالتو بلند بودند . استعاره از اینکه بحدی باکلاس بوده اند که مدیران آنها را می پوشیدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### **Definition of "infest":** The verb **"infest"** means to overrun or invade a place, area, or object in large numbers, often in a harmful, dest ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"Poke around" is an informal phrasal verb that means to look around or search in a casual, curious, or sometimes nosy way. It often implies exploring ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

paella, in Spanish cuisine, a dish of saffron - flavoured rice cooked with meats, seafood, and vegetables. Originating in the rice - growing areas on ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Brimless hat : کلاه بدون لبه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چند کشف از روی خوش شانسی - پنی سیلین - اشعه ایکس - مایکروفر - چسب ولکرو velcro - شیرین کننده مصنوعی ساخارین - ظروف تفلون - pace maker قلب ...

پیشنهاد
٠

قانون سه ضربه و سپس اخراج قوانین سه ضربه مصوباتی هستند که به وسیله ی مقامات ایالتی در ایالات متحده به موقع اجرا گذاشته شده اند و دادگاه های ایالتی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تلفظ: چِرییِه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

املا غلط است . مراجعه شود به pity

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با تشکر از خانم قاسمی خودشه - همینه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Club: چوب گلف به نقل از جناب مسقوط طلا : در بازی گلف به صورت کلی ۲ نوع چوب وجود دارد یکی driver با کفه ی گرد برای ضربات اول و طولانی دیگری putter ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از جناب مسقوط طلا : در بازی گلف به صورت کلی ۲ نوع چوب وجود دارد یکی driver با کفه ی گرد برای ضربات اول و طولانی دیگری putter با کفه ی پهن برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نقل از جناب مسقوط طلا : در بازی گلف به صورت کلی ۲ نوع چوب وجود دارد یکی driver با کفه ی گرد برای ضربات اول و طولانی دیگری putter با کفه ی پهن برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از جناب مسقوط طلا : در بازی گلف به صورت کلی ۲ نوع چوب وجود دارد یکی driver با کفه ی گرد برای ضربات اول و طولانی دیگری putter با کفه ی پهن برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به نقل از جناب مسقوط طلا: ٢٠در بازی گلف به صورت کلی ۲ نوع چوب وجود دارد یکی driver با کفه ی گرد برای ضربات اول و طولانی دیگری putter با کفه ی پهن بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نقل از جناب مسقوط طلا : ٢٠در بازی گلف به صورت کلی ۲ نوع چوب وجود دارد یکی driver با کفه ی گرد برای ضربات اول و طولانی دیگری putter با کفه ی پهن ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Bounty ful Related words : - bountyless - bounteous - bounteousness

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The phrase **"chug a drink"** means to drink something, usually an alcoholic beverage or a soft drink, quickly and in large gulps, often without stop ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

O'er : o'ere Over بالای

پیشنهاد
٠

The phrase **"get on the wrong side of somebody"** means to do something that upsets, angers, or annoys someone, often leading to a negative relation ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

### Synonyms: _rule the roost - Call the shots - Wear the pants - Be in charge - Run the show AI - deepseek

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### Synonyms: _rule the roost - Call the shots - Wear the pants - Be in charge - Run the show AI - deepseek

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### Synonyms: _rule the roost - Call the shots - Wear the pants - Be in charge - Run the show AI - deepseek

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### Synonyms: _rule the roost - Call the shots - Wear the pants - Be in charge - Run the show

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### Synonyms: _rule the roost - Call the shots - Wear the pants - Be in charge - Run the show

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

### Origin and Root: - The phrase comes from the behavior of roosters ( male chickens ) in a henhouse. The dominant rooster typically **"rules the r ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تلفظ: فیجیدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Common Collocations with "Specter" 1 Specter of� ( most common usage ) ◦ Example: "The specter of war loomed over the region. " 2 Haunting specte ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- **"Trans - "** ( across ) **"ducere"** ( to lead ) . Originally, "traducere" meant "to lead someone across as an example of disgrace. " Over time ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

A:All right, how much? B:Whatever you think is fair. A: - Really? B: - Yeah. A:I’m shocked. A :All right, um, you know what? A:I’ll find the blue ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Drag : معنی طولانی و ملالت آور کردن یا شدن، ( شخص یا وضع ) خسته کننده، ملالت آور, چیز سنگینی که به زور روی زمین کشیده شود ، سنگین و بی روح ، کندی ، پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ازدواج : برای همه عمر داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آب از لب و لوچه کسی برای چیزی راه افتادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- **Bookmaker**: A person or organization that takes bets, especially on horse racing or sports events, and records them in a "book. " موسسه یا شخصی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یکی از معانی : - **Bookmaker**: A person or organization that takes bets, especially on horse racing or sports events, and records them in a "book. ...

پیشنهاد
٠

Keep/have/get something up one's sleeve : to have secret trick , plans or ideas. for future داشتن نقشه - کلک یا ایده ای برای استفاده در آینده ای ...

پیشنهاد
٠

Keep/have something up one's sleeve : to have secret trick , plans or ideas. for future داشتن نقشه - کلک یا ایده ای برای استفاده در آینده این اص ...

پیشنهاد
٠

Keep/have something up one's sleeve : to have secret trick , plans or ideas. for future داشتن نقشه - کلک یا ایده ای برای استفاده در آینده این اص ...