تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Slang، عامیانه: از شر چیزی خلاص شدن، دور انداختن، کنار گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یادزدودگی پس گستر: اگر فرد در سال ۹۸ تصادف کرده باشد و آسیب مغزی دیده باشد، تمام خاطراتش از بدو تولد تا سال ۹۸ را فراموش میکند اما میتواند خاطرات جدی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

تعداد افرادی که فرد با اونها مقاربت جنسی داشته. Body count refers to how many people someone has slept with. Generally speaking, this refers to sex ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خیلی باریک مثال The edge is razor thin between being numb and feelin' everything

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

Delulu برگرفته از کلمه delusional هست ( slang ) معمولاً در شبکه های اجتماعی این اصطلاح به کار میره. وقتی کسی باور هایی غیر واقع بینانه و شبیه به تو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Administered drug داروی مصرف شده

پیشنهاد
١

nonreactive or unobtrusive measures هر گونه اندازه گیری رفتار که آگاهی فرد مورد مطالعه ( از فرایند مشاهده ) بر روی رفتارش تاثیری نگذارد. در نتیجه شوا ...

پیشنهاد
٠

nonreactive or unobtrusive measures هر گونه اندازه گیری رفتار که آگاهی فرد مورد مطالعه ( از فرایند مشاهده ) بر روی رفتارش تاثیری نگذارد. در نتیجه شوا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

Slang تخلیه عصبانیت، غر زدن، خالی شدن از حس بد مثال: don't hesitate to chat whenever you need to - even if it's just to vent

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Giving A lift بالا بردن مود و خوشحالتر کردن کسی hearing that she'd got the job gave her a lift ابهام زدایی: Giving lift به معنی رساندن کسی به جایی G ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Giving lift به معنی رساندن کسی به جایی Giving Mark a lift to the airport

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

Pitch dark تاریکی که از فرط سیاهی به قیر تشبیه میشه. For example: Instead of very dark, we can say pitch dark

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکیبی بدیع از واژگان pressure و delicious دردی دلخواه، فشاری دلپذیر مانند فشاری روانی قبل از یک دستاورد، مثل رسیدن به معشوقه در شرایط سخت، فشار ۹ م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

وقتی استفاده میشه که طرف مقابل، با اعتماد به نفس بیش از حد درباره چیزی که قراره رخ بده صحبت میکنه؛ در صورتی که احتمالش کمه مثه دوستی که هشت ساله میگه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

اشتباه املایی رایج: پیارسال پیارسال اشتباه، پیرار سال درست

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Feeling unmutual احساسات یه طرفه

پیشنهاد
١

در روانشناسی وضعیت آزارنده شرایطی که ارگانیسم از آن به طور فعال اجتناب می کند وقتی که چنین شرایطی رخ می دهد ارگانیسم میکوشد تا در اسرع وقت آن را ترک ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

در روان شناسی قیاس تطابق یا شباهت نسبی بین امور ترجمه دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مقایسه سودمند کوشش برای گریز از تحقیر خود از راه مقایسه اعمال غیر اخلاقی فرد با اعمال غیر اخلاقی تر فردی دیگر. ترجمه دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

محیط واقعی آن قسمت از یک محیط به القوه که به وسیله رفتار ارگانیسم بالفعل شده است ترجمه دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

پتانسیل فعالیت یک تکانه یا خیزک عصبی. در ضمنِ پتانسیل فعالیت شرایط پتانسیل استراحت معکوس می شود و دوباره برقرار می گردد ترجمه دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در روانشناسی عمل الگوی پیچیده رفتاری که معمولاً شامل رسیدن به نوعی هدف است. هر عمل از تعداد زیادی حرکت به وجود می آید ترجمه دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در روانشناسی اکتساب کسب اطلاعات تازه از مشاهدات ترجمه دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

در روانشناسی انطباق ، برونسازی تغییر دادن ساخت های شناختی در نتیجه تجربه ای که قابل جذب کردن به ساخت شناختی نیس. انطباق را می توان به طور تقریبی معا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

الگوبرداری انتزاعی موقعیتی که در آن به مشاهده کنندگان، تجارب الگوبرداری مختلفی داده میشود که از آنها قواعد یا اصول مشترکی را استخراج کنند. پس از آنکه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نظریه مطلق باور رفتارگرایان مبنی بر اینکه آنچه ارگانیسم می آموزد پاسخ های مشخص به محرک های مشخص است. دکتر علی اکبر سیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

noun 1. کران 2. حد 3. مرز 4. خیز 5. سرحد 6. جست و خیز adjective 1. موظف 2. مقید 3. بسته 4. اماده رفتن 5. منتسب 6. باقید و بند بسته شده verb 1. هممرز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاحه و مواقعی به کار برده میشه که دو نفر ( در ابتدای رابطه رمانتیک ) اونقدر با هم احساس نزدیکی میکنن و خوب کنار میان که حتی میتونن فکر و احساس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

I crave you [با تمام وجود] تو رو میخوام [از ته دل] آرزوت میکنم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

استراحت آرام و قرار یافتن آرامش یافتن پس از کار یا سختی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

در روانشناسی: بالندگی شخصیت - به معنای منش، فردیت، به معنای ویژگی هایی ست که یک فرد را از دیگران متمایز می سازد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

It was bound to happen sooner or later میتونست زودتر یا دیرتر اتفاق بیفته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

اسفل السافلین عمیق ترین گودال جهنم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

احساس انزوا، غریبگی، جدا افتادگی مثال He alienated most of his colleagues with his bad temper اون خیلی از همکاراش رو بخاطر اخلاق بدش با خودش غریبه کر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشتن کسی بوسیله خفگی یا محرومیت از اکسیژن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشتن کسی بوسیله خفگی و محرومیت از اکسیژن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

کنار اومدن با یه مسئله سخت به طور موثر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Why you don't have any social media account? Cause I can't control myself, I'd overdo it

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون اجازه، بدون مجوز اجازه داده نشده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهنمایی کردن، تحمیل کردن، نهی کردن

پیشنهاد
٣

Without notice بدون اطلاع قبلی Without prior notice بدون اطلاع قبلی Without further notice بدون اطلاع قبلی Without prior notification بدون اطل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

هماهنگ نشده از قبل، بی خبرانه، بدون اطلاع قبلی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

If you have entered without permission you're trespassing. ورود بی اجازه و مجوز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

Permission≠restraint

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Take revenge on someone انتقام گرفتن از کسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

از پیش تعیین شده Prior plans برنامه های از پیش تعیین شده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

در روانشناسی: عوامل ادامه دهنده یا تداوم بخش که عامل نگه دارنده ( maintaining factors ) نیز نامیده می شوند. عوامل تداوم بخش، باعث طولانی تر شدن اختل ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

در روانشناسی، عوامل جرقه زننده Precipitating factors گاهی triggers ( ماشه های تفنگ ) نیز نامیده می شوند. رجوع شود به precipitating factors در آبادیس

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Precipitating factors گاهی triggers ( ماشه های تفنگ ) نیز نامیده می شوند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

عوامل جرقه زننده که عبارتند از هرگونه رویدادها یا تجاربی که با فاصله اندکی قبل از ابتلا به یک اختلال روانی رخ میدهند. ( ترجمه مهدی گنجی، آسیب شناسی ر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

حالت مودبانه Bitch

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧٧

به ترتیب کاربرد معنایی: ۱. پیش پا افتاده، کم اهمیت، قابل اغماض ۲. نامحسوس، یواشکی، بی سر و صدا، در چشم نبودن، بدون جلب توجه ۳. خودداری، به رو نیاوردن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به محاق رفته چیزی که همراه باد، به مقصد فنا میرود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

برآمده از عشق، برخاسته از دل، بخاطر عشق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

منحرف ( از لحاظ فکری )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

خوش قیافه، خوش چهره تلفظ صحیحش �Aljjang� هست.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

به شخصی که معیار های خودش رو داره و با هر چیزی موافقت نمیکنه هم اصطلاح gatekeeper گفته میشه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧٤

از نظر من: ماهیت، جوهره، سرشت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

You're immune to sports نسبت به ورزش مقاومت نشون میدی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

به معنی وسط حرف پریدن هم هست. موقع گفتن حرفی که فعلا جاش نیست گفته میشه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

I'm sorry to interrupt ببخشید که دخالت میکنم. عامیانه: فصولی مو ببخش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

Biography

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

سلفی؛ خویش انداز ترکیب selfie و camera که به تازگی در کشور های شرق آسیا باب شده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

مخفف i know right خوب میدونم، میفهممت، درک میکنم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

کوفتی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

پدرِ باران، آقای عاشقانه ها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بی دینی دین ناباوری دین ناخواهی دقت داشته باشید با بی خدایی متفاوت هست.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧٠

بی دینی یا دین ناخواهی لزوماً با بی خدایی برابر نیست !

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مخفف you should know باید بدونی؛ بهتره بدونی مثال! YSK I'll rip you in half بهتره بدونی قراره بزنم نصفت کنم!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

مخفف fu*k the world مثال: I hate everything FTW از همه چی متنفرم؛ گند بزنن دنیارو ____________________ همچنین مخفف for the win ورزشکارا به حالت نیش ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مخفف Does anyone else مثال! DAE dip their pasta in ketchup? کسی هم هست که مثه من ماکارانی شو همش سس گوجه کنه؟

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

مخفف in my opinion نظر منو بخوای، بنظرم، از نظر من

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

مخفف Retweet همون ریتوئیت در توییتر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

تو چتها و کامنتها بکار میره. مخفف Don't forgot to be awesome مثال: See u later, dftba میبینمت!یادت نره بترکونی!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩٠

مخفف one true pairing زوجی که مردم بیشتر از بقیه دوستدارش هستن. برای مثال لیلی و مجنون زوج محبوبتری نسبت به ویس و رامین هستن. یک مثال متداول: ویکوک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩٢

TBH مخفف to be honest راستشو بخوای؛ حقیقتش؛ رک بگم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

IRL مخفف in real life مثال: I would love to meet you IRL خوشحال میشم تو زندگی واقعی ببینمت ( تو مجازی مصطلحه )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

مخفف As much as possible تا جایی که ممکنه. تا حد امکان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

مخفف at home مثال: - Where r u? کجایی؟ - ah! خونه م مخفف ترین حالت موجود!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

AIR مخفف As I remember همونطور که یادمه ( اینجوری یادمه ) ( تاجایی که یادمه )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

همون all right هستش ولی تو چت ها و کامنت ها بصورت aight متداوله

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مخفف tonight امشب

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

مخفف tomorrow به شکل 2moro هم نوشته میشه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

مخفف: Too easy یعنی: خیلی ساده ست یا غمت نباشه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

حضرت مولانا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

Jopping ترکیبی غیر رسمی از Popping Jumping . . . تقریبا برای اولین بار ترانه سرای آهنگ Jopping این ایده رو به کار گرفت همونطور که مشاهده میکنید: “c ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بصورت خودمونی برای تاکید روی کلمه ی خاصی بکار میره. برای مثال: !my nephew is a HOLY terror پسر خواهرم یه جونور به معنی واقعی کلمه ست!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣١

اگیو بودن = کسی که ( بیش از حد ) طنازانه و خرامان رفتار یا صحبت میکنه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

ترس عمیق. ترسی که تمام وجود کسی رو گرفته

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ith مخفف i think یعنی: گمونم، فکر کنم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

( عامیانه ) مخفف As hell مثال: How was your weekend? - Bad asl اخر هفته ت چطور بود؟ - بد عین جهنم!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

( عامیانه ) مخفف You, your Get out of ya phone ! سرتو از گوشیت بیار بیرون

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤١

( عامیانه ) مخفف right now Are you kidding me rn؟ الان داری باهام شوخی میکنی؟!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

jung : راست و مستقیم kook : کشور نام یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکی از نام های خانوادگی رایج در کره به معنی برنج

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٢٦

tae : برتر hyung : موفق ته هیونگ : برتر و موفق نام V یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦٤

ji : دانش min : آسمان، بهشت جیمین : دانش بهشتی نام یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

ho : نماد seok : بخشیدن هوسوک : نماد بخشیدن نام جی هوپ یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

yoon : مروارید سرخ gi : آن، او یونگی : آن مروارید سرخ - - - - - - - - - - - - - - - - نام شوگا یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

به معنی ارزشمند و گرانبها نام یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

seok : بزرگ jin : گرانبها سئوک جین : بزرگ و گرانبها - - - - - - - - - - - - - - - - نام یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

nam : جنوب joon : استعداد نامجون؛ استعدادی از جنوب - - - - - - - - - - - - - - نام یکی از اعضای بی تی اس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٧٠

ته هیونگ به معنی "همه چیز درست خواهد شد"

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

بلک پینک یا سیاهِ صورتی، به معنی "زیبایی همه چیز نیست" ضمناً کامنت دوم، جنی به نیوزلند رفته نه آمریکا