تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنبه خوب و مثبت ویژگیهای خوب و مثبت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the advantages or good characteristics of a situation.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جنبه های خوب و مثبت چیزی نظر کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to find good things in a bad situation.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

someone's property داراییِ کسی/مال و متعلق به کسی ( رسمی ) مثال: This is company's property.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

owned by someone توسط کسی مالکیت می شود ( حقوقی تر ) belongs to someone متعلق به کسی است ( رایج تر در مکالمه ) property of someone مال / متعلق به ک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

belongs to someone متعلق به کسی است ( رایج تر در مکالمه ) property of someone مال / متعلق به کسی ( رسمی تر ) owned by someone توسط کسی مالکیت می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داراییِ. . . ملکِ . . . مالِ . . . اموالِ . . . property of someone : مالکیت کسی/ متعلق به کسی/داراییِ کسی / مالِ کسی/از آنِ کسی/ملکِ کسی کاربرده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط برای یک لحظه تنها برای یک لحظه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معروف بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناخته شده بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تراژدی بی معنی ( بی معنا )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

having no meaning or purpose. lacking in sense; foolish .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

not at all reasonable, or with no good or useful purpose.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی معنا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وحشت زده ( از ترس شدید )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندوه زده / غم زده / دچار ماتم / سوگوار دچار غم شدید ماتم زده در سوگ فرو رفته "Grief - stricken" معمولاً بعد از مرگ عزیزان یا فقدان بزرگ به کار می رو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

very great sadness, especially at the death of someone.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extremely sad because of the death of someone. very sad : deeply affected by grief. ​feeling extremely sad because of something that has happened.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستاده بدون حرکت ( بی حرکت )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای یک لحظه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زنگ در به صدا در می آید

پیشنهاد
٠

چیزی را از کسی قرض گرفتن مثال: she borrowed the blender from me. او مخلوط کن را از من قرض گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شش ماه قبل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکث ، تردید، درنگ، تامل اولیه یا ابتدایی مثالها: After some initial hesitation, he agreed to help us. بعد از اندکی تردید اولیه، قبول کرد که به ما کم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

when you feel uncertainty or doubt.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To cancel a project, event, or activity.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To cancel a project, event, or activity.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همواره تا به حال اصلا همیشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیرت زده کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

surprise or impress ( someone ) greatly.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تعجب واداشتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمد ورودی خانه گنجه راهرو کمد راهرو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روز غیر معمول روز غیر عادی روزعجیب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک هفت تیر را ( از جایی ) بیرون آوردن / پس گرفتن / بازیابی کردن معنی اصلی: بیرون آوردن یا برداشتن یک هفت تیر از جایی که قبلاً گذاشته شده بود. هفت تی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( از جایی ) بیرون آوردن / پس گرفتن / بازیابی کردن/برداشتن مثال: She retrieved the revolver from the drawer. هفت تیر را از کشو بیرون آورد. نکته مهم: ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمد تالار ورودی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمد دیواری راهرو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extremely surprising or impressive; amazing.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک روز در میان هر دو روز یک بار هر روز دیگر/ تمام روزهای دیگر یا هر روز معمولی دیگر ( تأکید بر تکرار و روال ) مثالها: I take this medicine every ot ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

really; in fact.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حقیقت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام کارهای روزمره ( داخل خانه ) مثال: I need to perform my chores before I can go out. باید قبل از بیرون رفتن، کارهای روزمره ام را انجام دهم. نک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام کارهای روزمره ( داخل خانه ) مثال: I need to do my chores before I can go out. باید قبل از بیرون رفتن، کارهای روزمره ام را انجام دهم. نکته: د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارهای روزمره ام را انجام دهم. مثال: I need to do my chores before I can go out. باید قبل از بیرون رفتن، کارهای روزمره ام را انجام دهم. نکته: در ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام یک کار ( بیرون خانه )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دنبال کاری رفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To make a short trip to complete a specific task or chore.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت "chores" و "errands": chores :کارهای خانه ( جارو، ظرف شویی، لباس شستن ) داخل خانه errands :کارهای بیرون ( خرید، بانک، خشک شویی ) خارج از خانه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفاوت "chores" و "errands": chores :کارهای خانه ( جارو، ظرف شویی، لباس شستن ) داخل خانه errands :کارهای بیرون ( خرید، بانک، خشک شویی ) خارج از خانه ...