initial hesitation

پیشنهاد کاربران

مکث ، تردید، درنگ، تامل اولیه یا ابتدایی
مثالها:
After some initial hesitation, he agreed to help us.
بعد از اندکی تردید اولیه، قبول کرد که به ما کمک کند.
She finally answered the question, after some initial hesitation.
...
[مشاهده متن کامل]

او بالاخره بعد از کمی درنگ اولیه، به سوال جواب داد.
He signed the contract after some initial hesitation.
او پس از مقداری تردید در ابتدا، قرارداد را امضا کرد.