پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٣)

بازدید
١٧,٠٩٢
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sneddon’s syndrome [sned′ənz ˈsindrəʊm] نشانگان اسندون {ا}: یک بیماری نادر که در آن شریانی مغزی و ایسکمی با کبودی شبکه ای منتشر غیرالتهابی همراه است.

پیشنهاد
٠

Sneddon’s syndrome [sned′ənz ˈsindrəʊm] نشانگان اسندون {ا}: یک بیماری نادر که در آن شریانی مغزی و ایسکمی با کبودی شبکه ای منتشر غیرالتهابی همراه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

livedo reticularis [lˈa‍ivdə‍ʊ retɪk. jəˈlɑː. rɪs] کبودی شبکه ای {ا}: لکه دار شدن پوست و با مرزهای مشخص که تصور می شود به دلیل اسپاسم رگ های خونی یا ...

پیشنهاد
٠

livedo reticularis [lˈa‍ivdə‍ʊ retɪk. jəˈlɑː. rɪs] کبودی شبکه ای {ا}: لکه دار شدن پوست و با مرزهای مشخص که تصور می شود به دلیل اسپاسم رگ های خونی یا ...

پیشنهاد
٠

livedo reticularis [lˈa‍ivdə‍ʊ retɪk. jəˈlɑː. rɪs] کبودی شبکه ای {ا}: لکه دار شدن پوست و با مرزهای مشخص که تصور می شود به دلیل اسپاسم رگ های خونی یا ...

پیشنهاد
٠

hypertelorism hypospadias syndrome [haipə'telərizəm haipə'speidiəs ˈsindrəʊm] نشانگان اسمیت لملی اوپیتز یا هیپوسپادیاس بیش فاصلگی {ا}: یک سندرم اتوزو ...

پیشنهاد
٠

hypertelorism hypospadias syndrome [haipə'telərizəm haipə'speidiəs ˈsindrəʊm] نشانگان اسمیت لملی اوپیتز یا هیپوسپادیاس بیش فاصلگی {ا}: یک سندرم اتوزو ...

پیشنهاد
٠

hypertelorism hypospadias syndrome [haipə'telərizəm haipə'speidiəs ˈsindrəʊm] نشانگان اسمیت لملی اوپیتز یا هیپوسپادیاس بیش فاصلگی {ا}: یک سندرم اتوزو ...

پیشنهاد
٠

hypertelorism hypospadias syndrome [haipə'telərizəm haipə'speidiəs ˈsindrəʊm] نشانگان اسمیت لملی اوپیتز یا هیپوسپادیاس بیش فاصلگی {ا}: یک سندرم اتوزو ...

پیشنهاد
٠

hypertelorism hypospadias syndrome [haipə'telərizəm haipə'speidiəs ˈsindrəʊm] نشانگان اسمیت لملی اوپیتز یا هیپوسپادیاس بیش فاصلگی {ا}: یک سندرم اتوزو ...

پیشنهاد
٠

hypertelorism hypospadias syndrome [haipə'telərizəm haipə'speidiəs ˈsindrəʊm] نشانگان اسمیت لملی اوپیتز یا هیپوسپادیاس بیش فاصلگی {ا}: یک سندرم اتوزو ...

پیشنهاد
٠

mucopolysaccharidosis type VII [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈə‍ʊsis tˈa‍ip sevən] Sly syndrome Sly syndrome [slai ˈsindrəʊm] نشانگان اسلای/ موکوپلی ساکارید ...

پیشنهاد
٠

mucopolysaccharidosis type VII [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈə‍ʊsis tˈa‍ip sevən] Sly syndrome Sly syndrome [slai ˈsindrəʊm] نشانگان اسلای/ موکوپلی ساکارید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mucopolysaccharidosis type VII [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈə‍ʊsis tˈa‍ip sevən] Sly syndrome Sly syndrome [slai ˈsindrəʊm] نشانگان اسلای/ موکوپلی ساکارید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mucopolysaccharidosis type VII [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈə‍ʊsis tˈa‍ip sevən] Sly syndrome Sly syndrome [slai ˈsindrəʊm] نشانگان اسلای/ موکوپلی ساکارید ...

پیشنهاد
٠

mucopolysaccharidosis type VII [mjuːkˈɒpəlisəkɑːridˈə‍ʊsis tˈa‍ip sevən] Sly syndrome Sly syndrome [slai ˈsindrəʊm] نشانگان اسلای/ موکوپلی ساکارید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

permcath [ˈpɜːmk�θ] پرمکت {ا}: لوله ای انعطاف پذیر که برای دیالیز استفاده می شود. این کاتتر در رگ خونی گردن یا بالای سینه قرار گرفته و به سمت راست قل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

permcath [ˈpɜːmk�θ] پرمکت {ا}: لوله ای انعطاف پذیر که برای دیالیز استفاده می شود. این کاتتر در رگ خونی گردن یا بالای سینه قرار گرفته و به سمت راست قل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

slit ventricle syndrome ( SVS ) [slit ˈven. trɪ. kəl ˈsindrəʊm] نشانگان بطن شکاف دار {ا}: وضعیتی شامل سردردهای مزمن و اختلالات قلبی که بیماران وابست ...

پیشنهاد
٠

slit ventricle syndrome ( SVS ) [slit ˈven. trɪ. kəl ˈsindrəʊm] نشانگان بطن شکاف دار {ا}: وضعیتی شامل سردردهای مزمن و اختلالات قلبی که بیماران وابست ...

پیشنهاد
٠

slit ventricle syndrome ( SVS ) [slit ˈven. trɪ. kəl ˈsindrəʊm] نشانگان بطن شکاف دار {ا}: وضعیتی شامل سردردهای مزمن و اختلالات قلبی که بیماران وابست ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

slit ventricle syndrome ( SVS ) [slit ˈven. trɪ. kəl ˈsindrəʊm] نشانگان بطن شکاف دار {ا}: وضعیتی شامل سردردهای مزمن و اختلالات قلبی که بیماران وابست ...

پیشنهاد
٠

Fukuhara ‘s syndrome [fu:ku:ˈhɑːrəˈsindrəʊm] نشانگان فوکوهارا {ا}: یک سندرم خانوادگی با وراثت مادری یا میتوکندریایی که به شکل ماهیچه پرش همراه با صرع ...

پیشنهاد
٠

Fukuhara ‘s syndrome [fu:ku:ˈhɑːrəˈsindrəʊm] نشانگان فوکوهارا {ا}: یک سندرم خانوادگی با وراثت مادری یا میتوکندریایی که به شکل ماهیچه پرش همراه با صرع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fukuhara ‘s syndrome [fu:ku:ˈhɑːrəˈsindrəʊm] نشانگان فوکوهارا {ا}: یک سندرم خانوادگی با وراثت مادری یا میتوکندریایی که به شکل ماهیچه پرش همراه با صرع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fukuhara ‘s syndrome [fu:ku:ˈhɑːrəˈsindrəʊm] نشانگان فوکوهارا {ا}: یک سندرم خانوادگی با وراثت مادری یا میتوکندریایی که به شکل ماهیچه پرش همراه با صرع ...

پیشنهاد
٠

Fukuhara ‘s syndrome [fu:ku:ˈhɑːrəˈsindrəʊm] نشانگان فوکوهارا {ا}: یک سندرم خانوادگی با وراثت مادری یا میتوکندریایی که به شکل ماهیچه پرش همراه با صرع ...

پیشنهاد
٠

Fukuhara ‘s syndrome [fu:ku:ˈhɑːrəˈsindrəʊm] نشانگان فوکوهارا {ا}: یک سندرم خانوادگی با وراثت مادری یا میتوکندریایی که به شکل ماهیچه پرش همراه با صرع ...

پیشنهاد
٠

Menkes' kinky hair syndrome [men′ki:z ˈkɪŋ. ki heə ˈsindrəʊm] سندرم موی مجعد منکس {ا}: یک اختلال خانوادگی که بر جذب طبیعی مس از روده تأثیر گذاشته و ب ...

پیشنهاد
٠

Menkes' kinky hair syndrome [men′ki:z ˈkɪŋ. ki heə ˈsindrəʊm] سندرم موی مجعد منکس {ا}: یک اختلال خانوادگی که بر جذب طبیعی مس از روده تأثیر گذاشته و ب ...

پیشنهاد
٠

Menkes' kinky hair syndrome [men′ki:z ˈkɪŋ. ki heə ˈsindrəʊm] سندرم موی مجعد منکس {ا}: یک اختلال خانوادگی که بر جذب طبیعی مس از روده تأثیر گذاشته و ب ...

پیشنهاد
٠

Melkersson Rosenthal syndrome [mel′kərsə‍ʊn rə‍ʊ′zentɑːl ˈsindrəʊm] نشانگان ملکرسون روزنتال {ا}: یک بیماری اتوزومال غالب که معمولاً در دوران کودکی یا ...

پیشنهاد
٠

Melkersson Rosenthal syndrome [mel′kərsə‍ʊn rə‍ʊ′zentɑːl ˈsindrəʊm] نشانگان ملکرسون روزنتال {ا}: یک بیماری اتوزومال غالب که معمولاً در دوران کودکی یا ...

پیشنهاد
٠

Melkersson Rosenthal syndrome [mel′kərsə‍ʊn rə‍ʊ′zentɑːl ˈsindrəʊm] نشانگان ملکرسون روزنتال {ا}: یک بیماری اتوزومال غالب که معمولاً در دوران کودکی یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Brueghel’s syndrome [bru:gə‍l ˈsindrəʊm] سندرم بروگل {ا}: دیستونی عضلات صورت و دهانی فکی همراه با اسپاسم پلک، حرکات دهانی شکلک مانند و بیرون زدگی زبا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Brueghel’s syndrome [bru:gə‍l ˈsindrəʊm] نشانگان بروگل {ا}: دیستونی عضلات صورت و دهانی فکی همراه با اسپاسم پلک، حرکات دهانی شکلک مانند و بیرون زدگی ز ...

پیشنهاد
٠

Brueghel’s syndrome [bru:gə‍l ˈsindrəʊm] نشانگان بروگل {ا}: دیستونی عضلات صورت و دهانی فکی همراه با اسپاسم پلک، حرکات دهانی شکلک مانند و بیرون زدگی ز ...

پیشنهاد
٠

Marinesco Sjogren syndrome [meiri:nes′kə‍ʊ ʃɜː′gren ˈsindrəʊm] نشانگان مارینسکو شوگرن {ا}: یک سندرم ارثی که به صورت یک صفت اتوزومال مغلوب منتقل شده و ...

پیشنهاد
٠

Marinesco Sjogren syndrome [meiri:nes′kə‍ʊ ʃɜː′gren ˈsindrəʊm] نشانگان مارینسکو شوگرن {ا}: یک سندرم ارثی که به صورت یک صفت اتوزومال مغلوب منتقل شده و ...

پیشنهاد
٠

Marinesco Sjogren syndrome [meiri:nes′kə‍ʊ ʃɜː′gren ˈsindrəʊm] نشانگان مارینسکو شوگرن {ا}: یک سندرم ارثی که به صورت یک صفت اتوزومال مغلوب منتقل شده و ...

پیشنهاد
٠

Marin Amat’s syndrome [məˈriː. n ʌmʌtˈsindrəʊm] نشانگان مارین آمات یا مارکوس گان معکوس {ا}: : یک حرکت و پدیده غیرارادی ناشی از فلج عصب صورت که در آن، ...

پیشنهاد
٠

Marin Amat’s syndrome [məˈriː. n ʌmʌtˈsindrəʊm] نشانگان مارین آمات یا مارکوس گان معکوس {ا}: : یک حرکت و پدیده غیرارادی ناشی از فلج عصب صورت که در آن، ...

پیشنهاد
٠

Marin Amat’s syndrome [məˈriː. n ʌmʌtˈsindrəʊm] نشانگان مارین آمات یا مارکوس گان معکوس {ا}: : یک حرکت و پدیده غیرارادی ناشی از فلج عصب صورت که در آن، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Marin Amat’s syndrome [məˈriː. n ʌmʌtˈsindrəʊm] نشانگان مارین آمات یا مارکوس گان معکوس {ا}: : یک حرکت و پدیده غیرارادی ناشی از فلج عصب صورت که در آن، ...

پیشنهاد
٠

Marin Amat’s syndrome [məˈriː. n ʌmʌtˈsindrəʊm] نشانگان مارین آمات یا مارکوس گان معکوس {ا}: : یک حرکت و پدیده غیرارادی ناشی از فلج عصب صورت که در آن، ...

پیشنهاد
٠

Marin Amat’s syndrome [məˈriː. n ʌmʌtˈsindrəʊm] نشانگان مارین آمات یا مارکوس گان معکوس {ا}: : یک حرکت و پدیده غیرارادی ناشی از فلج عصب صورت که در آن، ...

پیشنهاد
٠

loin pain–hematuria syndrome [lɔin pein ˌhiː. məˈtjʊə. ri. ə ˈsindrəʊm] نشانگان درد کمر - خون ادراری {ا}: سندرمی با درد شدید کمر ( یک طرفه یا دو طرفه ...

پیشنهاد
٠

loin pain–hematuria syndrome [lɔin pein ˌhiː. məˈtjʊə. ri. ə ˈsindrəʊm] نشانگان درد کمر - خون ادراری {ا}: سندرمی با درد شدید کمر ( یک طرفه یا دو طرفه ...

پیشنهاد
٠

loin pain–hematuria syndrome [lɔin pein ˌhiː. məˈtjʊə. ri. ə ˈsindrəʊm] نشانگان درد کمر - خون ادراری {ا}: سندرمی با درد شدید کمر ( یک طرفه یا دو طرفه ...

پیشنهاد
٠

local adaptation syndrome ( LAS ) [ləʊkəl ˌ�d�pˈteɪʃn̩ ˈsindrəʊm] نشانگان سازگاری موضعی ( ا ) : پاسخ موضعی یک بافت، اندام یا سیستم که به عنوان واکنش ...