پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٢)
intersection syndrome [ˈsindrəʊm] سندرم تقاطع {ا}: وضعیتی که با درد، خش خش خشن و احساس جیرجیر در قسمت پشتی رادیال همراه است. این بیماری بیشتر در بین ...
insufficient sleep syndrome [in'səfiʃənt sli:p ˈsindrəʊm] نشانگان خواب ناکافی {ا}: یک اختلال عصبی که در آن، افراد به طور مداوم خواب کافی برای تقویتِ ...
insufficient sleep syndrome [in'səfiʃənt sli:p ˈsindrəʊm] نشانگان خواب ناکافی {ا}: یک اختلال عصبی که در آن، افراد به طور مداوم خواب کافی برای تقویتِ ...
insufficient sleep syndrome [in'səfiʃənt sli:p ˈsindrəʊm] نشانگان خواب ناکافی {ا}: یک اختلال عصبی که در آن، افراد به طور مداوم خواب کافی برای تقویتِ ...
institutionalism syndrome [in′stitju:′ ʃənəliz′əm ˈsindrəʊm] نشانگان موسسه گرایی {ا}: وضعیتی که با بی تفاوتی، کناره گیری، تسلیم پذیری و فقدان ابتکار ...
institutionalism syndrome [in′stitju:′ ʃənəliz′əm ˈsindrəʊm] نشانگان موسسه گرایی {ا}: وضعیتی که با بی تفاوتی، کناره گیری، تسلیم پذیری و فقدان ابتکار ...
institutionalism syndrome [in′stitju:′ ʃənəliz′əm ˈsindrəʊm] نشانگان موسسه گرایی {ا}: وضعیتی که با بی تفاوتی، کناره گیری، تسلیم پذیری و فقدان ابتکار ...
indifference to pain syndrome [indif′ərəns tə pein ˈsindrəʊm] نشانگان بی تفاوتی نسبت به درد {ا}: فقدان مادرزادی حساسیت به درد که از نقص در تکامل انته ...
indifference to pain syndrome [indif′ərəns tə pein ˈsindrəʊm] نشانگان بی تفاوتی نسبت به درد {ا}: فقدان مادرزادی حساسیت به درد که از نقص در تکامل انته ...
indifference to pain syndrome [indif′ərəns tə pein ˈsindrəʊm] نشانگان بی تفاوتی نسبت به درد {ا}: فقدان مادرزادی حساسیت به درد که از نقص در تکامل انته ...
Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...
Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...
Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...
Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...
Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...
immotile cilia syndrome [ɪˈməʊtaɪl ˈsɪl. i. ə ˈsindrəʊm] نشانگان مژک های بی حرکت {ا}: وضعیتی که در آن مژک ها ( زوائد مویی شکل سلول های بافت پوششی ) ب ...
immotile cilia syndrome [ɪˈməʊtaɪl ˈsɪl. i. ə ˈsindrəʊm] نشانگان مژک های بی حرکت {ا}: وضعیتی که در آن مژک ها ( زوائد مویی شکل سلول های بافت پوششی ) ب ...
immotile cilia syndrome [ɪˈməʊtaɪl ˈsɪl. i. ə ˈsindrəʊm] نشانگان مژک های بی حرکت {ا}: وضعیتی که در آن مژک ها ( زوائد مویی شکل سلول های بافت پوششی ) ب ...
Imerslund Grasbeck syndrome [ɪˈmɜːslʌnd ɡrɑːsbek ˈsindrəʊm] نشانگان ایمرسلوند گراسبک {ا}: نوعی کم خونی مگالوبلاستیک و کمبود کوبالامین که با سوء جذب ا ...
Imerslund Grasbeck syndrome [ɪˈmɜːslʌnd ɡrɑːsbek ˈsindrəʊm] نشانگان ایمرسلوند گراسبک {ا}: نوعی کم خونی مگالوبلاستیک و کمبود کوبالامین که با سوء جذب ا ...
Imerslund Grasbeck syndrome [ɪˈmɜːslʌnd ɡrɑːsbek ˈsindrəʊm] نشانگان ایمرسلوند گراسبک {ا}: نوعی کم خونی مگالوبلاستیک و کمبود کوبالامین که با سوء جذب ا ...
hyperviscosity syndrome [haipəvɪsˈkɒsɪti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش گران رَوی {ا}: چندین سندرم مرتبط با افزایش غلظت و کاهش سرعت جریان خون. یک نوع که ناشی ...
hyperviscosity syndrome [haipəvɪsˈkɒsɪti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش گران رَوی {ا}: چندین سندرم مرتبط با افزایش غلظت و کاهش سرعت جریان خون. یک نوع که ناشی ...
hyperviscosity syndrome [haipəvɪsˈkɒsɪti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش گران رَوی {ا}: چندین سندرم مرتبط با افزایش غلظت و کاهش سرعت جریان خون. یک نوع که ناشی ...
hyperostosis frontalis interna [haipərəstˈəʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [məʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...
hyperostosis frontalis interna [haipərəstˈəʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [məʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...
hyperostosis frontalis interna [haipərəstˈəʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [məʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...
hyperostosis frontalis interna [haipərəstˈəʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [məʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...
hyperostosis frontalis interna [haipərəstˈəʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [məʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...
Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...
Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...
hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnəʊglɒbjʊlin'i:miə di:ˈsindrəʊm] نشانگان افزایش ایمنوگلوبولین D خون/ تب دوره ای نوع هلندی {ا}: ...
hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnəʊglɒbjʊlin'i:miə di:ˈsindrəʊm] نشانگان افزایش ایمنوگلوبولین D خون/ تب دوره ای نوع هلندی {ا}: ...
hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnəʊglɒbjʊlin'i:miə di:ˈsindrəʊm] نشانگان افزایش ایمنوگلوبولین D خون/ تب دوره ای نوع هلندی {ا}: ...
Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...
Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...
hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈməʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...
hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈməʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...
hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈməʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...
hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈməʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...
hyperdynamic syndrome [haipədainˈ�mik ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...
hyperdynamic syndrome [haipədainˈ�mik ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...
hyperdynamic syndrome [haipədainˈ�mik ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...
hyperdynamic syndrome [haipədainˈ�mik ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...
heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...
heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...
heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...
heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...
heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...
heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...