پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٢)

بازدید
١٧,٠٨٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

intersection syndrome [ˈsindrəʊm] سندرم تقاطع {ا}: وضعیتی که با درد، خش خش خشن و احساس جیرجیر در قسمت پشتی رادیال همراه است. این بیماری بیشتر در بین ...

پیشنهاد
٠

insufficient sleep syndrome [in'səfiʃənt sli:p ˈsindrəʊm] نشانگان خواب ناکافی {ا}: یک اختلال عصبی که در آن، افراد به طور مداوم خواب کافی برای تقویتِ ...

پیشنهاد
٠

insufficient sleep syndrome [in'səfiʃənt sli:p ˈsindrəʊm] نشانگان خواب ناکافی {ا}: یک اختلال عصبی که در آن، افراد به طور مداوم خواب کافی برای تقویتِ ...

پیشنهاد
٠

insufficient sleep syndrome [in'səfiʃənt sli:p ˈsindrəʊm] نشانگان خواب ناکافی {ا}: یک اختلال عصبی که در آن، افراد به طور مداوم خواب کافی برای تقویتِ ...

پیشنهاد
٠

institutionalism syndrome [in′stitju:′ ʃənəliz′əm ˈsindrəʊm] نشانگان موسسه گرایی {ا}: وضعیتی که با بی تفاوتی، کناره گیری، تسلیم پذیری و فقدان ابتکار ...

پیشنهاد
٠

institutionalism syndrome [in′stitju:′ ʃənəliz′əm ˈsindrəʊm] نشانگان موسسه گرایی {ا}: وضعیتی که با بی تفاوتی، کناره گیری، تسلیم پذیری و فقدان ابتکار ...

پیشنهاد
٠

institutionalism syndrome [in′stitju:′ ʃənəliz′əm ˈsindrəʊm] نشانگان موسسه گرایی {ا}: وضعیتی که با بی تفاوتی، کناره گیری، تسلیم پذیری و فقدان ابتکار ...

پیشنهاد
٠

indifference to pain syndrome [indif′ərəns tə pein ˈsindrəʊm] نشانگان بی تفاوتی نسبت به درد {ا}: فقدان مادرزادی حساسیت به درد که از نقص در تکامل انته ...

پیشنهاد
٠

indifference to pain syndrome [indif′ərəns tə pein ˈsindrəʊm] نشانگان بی تفاوتی نسبت به درد {ا}: فقدان مادرزادی حساسیت به درد که از نقص در تکامل انته ...

پیشنهاد
٠

indifference to pain syndrome [indif′ərəns tə pein ˈsindrəʊm] نشانگان بی تفاوتی نسبت به درد {ا}: فقدان مادرزادی حساسیت به درد که از نقص در تکامل انته ...

پیشنهاد
٠

Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...

پیشنهاد
٠

Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...

پیشنهاد
٠

Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...

پیشنهاد
٠

Bloch Sulzberger syndrome [blɒtʃ sʌlzbɜːgə ˈsindrəʊm] نشانگان بلوخ سولزبرگر/ بی اختیاری رنگدانه ای {ا}: یک سندرم غالب کشنده مرتبط با X در مردان که از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

immotile cilia syndrome [ɪˈməʊtaɪl ˈsɪl. i. ə ˈsindrəʊm] نشانگان مژک های بی حرکت {ا}: وضعیتی که در آن مژک ها ( زوائد مویی شکل سلول های بافت پوششی ) ب ...

پیشنهاد
٠

immotile cilia syndrome [ɪˈməʊtaɪl ˈsɪl. i. ə ˈsindrəʊm] نشانگان مژک های بی حرکت {ا}: وضعیتی که در آن مژک ها ( زوائد مویی شکل سلول های بافت پوششی ) ب ...

پیشنهاد
٠

immotile cilia syndrome [ɪˈməʊtaɪl ˈsɪl. i. ə ˈsindrəʊm] نشانگان مژک های بی حرکت {ا}: وضعیتی که در آن مژک ها ( زوائد مویی شکل سلول های بافت پوششی ) ب ...

پیشنهاد
٠

Imerslund Grasbeck syndrome [ɪˈmɜːslʌnd ɡrɑːsbek ˈsindrəʊm] نشانگان ایمرسلوند گراسبک {ا}: نوعی کم خونی مگالوبلاستیک و کمبود کوبالامین که با سوء جذب ا ...

پیشنهاد
٠

Imerslund Grasbeck syndrome [ɪˈmɜːslʌnd ɡrɑːsbek ˈsindrəʊm] نشانگان ایمرسلوند گراسبک {ا}: نوعی کم خونی مگالوبلاستیک و کمبود کوبالامین که با سوء جذب ا ...

پیشنهاد
٠

Imerslund Grasbeck syndrome [ɪˈmɜːslʌnd ɡrɑːsbek ˈsindrəʊm] نشانگان ایمرسلوند گراسبک {ا}: نوعی کم خونی مگالوبلاستیک و کمبود کوبالامین که با سوء جذب ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperviscosity syndrome [haipəvɪsˈkɒsɪti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش گران رَوی {ا}: چندین سندرم مرتبط با افزایش غلظت و کاهش سرعت جریان خون. یک نوع که ناشی ...

پیشنهاد
٠

hyperviscosity syndrome [haipəvɪsˈkɒsɪti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش گران رَوی {ا}: چندین سندرم مرتبط با افزایش غلظت و کاهش سرعت جریان خون. یک نوع که ناشی ...

پیشنهاد
٠

hyperviscosity syndrome [haipəvɪsˈkɒsɪti ˈsindrəʊm] نشانگان بیش گران رَوی {ا}: چندین سندرم مرتبط با افزایش غلظت و کاهش سرعت جریان خون. یک نوع که ناشی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperostosis frontalis interna [ha‍ipərəstˈə‍ʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə‍] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [mə‍ʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperostosis frontalis interna [ha‍ipərəstˈə‍ʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə‍] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [mə‍ʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperostosis frontalis interna [ha‍ipərəstˈə‍ʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə‍] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [mə‍ʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...

پیشنهاد
٠

hyperostosis frontalis interna [ha‍ipərəstˈə‍ʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə‍] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [mə‍ʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...

پیشنهاد
٠

hyperostosis frontalis interna [ha‍ipərəstˈə‍ʊsis frʌntˈɑːliz intɜːnə‍] Morel’s syndrome Morel’s syndrome [mə‍ʊrelz ˈsindrəʊm] نشانگان مورل/ استخوا ...

پیشنهاد
٠

Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...

پیشنهاد
٠

hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnəʊglɒbjʊlin'i:miə di:ˈsindrəʊm] نشانگان افزایش ایمنوگلوبولین D خون/ تب دوره ای نوع هلندی {ا}: ...

پیشنهاد
٠

hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnəʊglɒbjʊlin'i:miə di:ˈsindrəʊm] نشانگان افزایش ایمنوگلوبولین D خون/ تب دوره ای نوع هلندی {ا}: ...

پیشنهاد
٠

hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnəʊglɒbjʊlin'i:miə di:ˈsindrəʊm] نشانگان افزایش ایمنوگلوبولین D خون/ تب دوره ای نوع هلندی {ا}: ...

پیشنهاد
٠

Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...

پیشنهاد
٠

Dutch type periodic fever [dʌtʃ taip piəriɒdik 'fi:və] hyperimmunoglobulinemia D syndrome hyperimmunoglobulinemia D syndrome ( HIDS ) [haipəimjʊnə ...

پیشنهاد
٠

hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈmə‍ʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...

پیشنهاد
٠

hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈmə‍ʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...

پیشنهاد
٠

hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈmə‍ʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

hyperglycemic hyperosmolar nonketotic syndrome [haipəglai'si:mik haipərɒzˈmə‍ʊlə ˌnɒnketɒtik ˈsindrəʊm] نشانگان بیش قند خونی بیش اسمولار غیرکتون بار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hyperdynamic syndrome [ha‍ipəda‍inˈ�mi‍k ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...

پیشنهاد
٠

hyperdynamic syndrome [ha‍ipəda‍inˈ�mi‍k ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...

پیشنهاد
٠

hyperdynamic syndrome [ha‍ipəda‍inˈ�mi‍k ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...

پیشنهاد
٠

hyperdynamic syndrome [ha‍ipəda‍inˈ�mi‍k ˈsindrəʊm] بنشانگان یش پویا {ا}: مجموعه ای از نشانه های نشان دهنده شروع شوک سپتیک که اغلب شامل لرز، افزایش س ...

پیشنهاد
٠

heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...

پیشنهاد
٠

heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...

پیشنهاد
٠

heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...

پیشنهاد
٠

heart hand syndrome [hɑ:t h�nd ˈsindrəʊm] نشانگان هولت اورام یا قلب دست {ا}: بیماری قلبی اتوزومال غالب با شدت های مختلف که معمولاً نقص دیواره بین دهل ...