برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Abolfazl Ehsani

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 فطرت، بنیه ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

52 اجرا کردن سفت و سخت قانونی یا موضوعی
you have to enforce classroom discipline or there is chaos : مجبوری نظم رو در کلاس اجرا کنی وگرنه هرج و مرج م ...
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

53 تاسیس کردن
start a system
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

54 What are the alternative usage of social media
استفاده های دیگری که از فضای مجازی می شود کرد، چیست؟
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

55 excellence
برتری
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

56 مکانی که برای هدفی خاص مورد استفاده قرار میگیرد یا اتفاق مهمی در اون مکان اتفاق می افتد مثل سایت موشکی ١٣٩٩/٠٦/٢٠
|

57 potential (noun) : پتانسیل، قابلیت، توان، امکان
potential (adjective) : بالقوه،ممکن، مستعد، احتمالی
١٣٩٩/٠٦/٢٠
|

58 ناسازگاری ١٣٩٩/٠٦/١٦
|

59 match ١٣٩٩/٠٦/١٥
|

60 به معنای متصل کردن هم می باشد و معمولا با حرف اضافه with یا to می آید. ١٣٩٩/٠٦/١٤
|

61 continue ١٣٩٩/٠٦/١٣
|

62 مشهود ١٣٩٩/٠٦/١٢
|

63 assert
ادعا کردن
١٣٩٩/٠٦/١١
|

64 determine
تصمیم قطعی گرفتن
١٣٩٩/٠٦/١١
|

65 we have been flooded with letters to read
یه عالمه نامه برای خوندن رو سرمون ریخته
١٣٩٩/٠٦/١١
|

66 همکاری کردن، کمک کردن
این فعل فرمال هست و معمولا با حرف اضافه with یا in می آید.
١٣٩٩/٠٦/١٠
|