پیشنهاد‌های امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٥٧)

بازدید
٢٤,٥٦٨
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

commit your thoughts/ideas etc to paper

پیشنهاد
٠

commit something to paper=[formal] to write something down

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

commit something to paper=[formal] to write something down

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

commit something to paper=[formal] to write something down

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

sustain ( one ) in ( something )

پیشنهاد
٠

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

sustain ( one ) in ( something )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

a most severe evil

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بدانگه ( به آن گه ) ؛ آن زمان. آن وقت. ( یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست. بوشکور.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

dauntless courage

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

be possessed of something= ( literary ) to have a particular quality, ability etc

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

خرستان . [ خ ُ رِ ] ( اِ ) گنجه . قفسه ای که در آن ظروف و امثال آن می نهند. بوفه ( در نزد فرنگان ) . خرستانه . ( از دزی ج 1ص 362 ) : فخافت منه المراء ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

خرستان . [ خ ُ رِ ] ( اِ ) گنجه . قفسه ای که در آن ظروف و امثال آن می نهند. بوفه ( در نزد فرنگان ) . خرستانه . ( از دزی ج 1ص 362 ) : فخافت منه المراء ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

British English informal a small amount of something در مورد مایعات ، یه قُلُپ . . . . . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

. . . . . . . . . a spot of

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

یاران حقیقت مآل ؛ دوستان با صداقت و اخلاص. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

یاران حقیقت مآل ؛ دوستان با صداقت و اخلاص. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

نقش بی مآل ؛ نوشته های بیفایده و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

پیشنهاد
٠

نقش بی مآل ؛ نوشته های بیفایده و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

خیرالمآل ؛ خوبی سرانجام. خوشی عاقبت : شکر یزدان را که روزی کرد از این خدمت مرا لذت خیرالمآل و راحت حسن المآب. امیرمعزی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیرالمآل ؛ خوبی سرانجام. خوشی عاقبت : شکر یزدان را که روزی کرد از این خدمت مرا لذت خیرالمآل و راحت حسن المآب. امیرمعزی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بی مآل ؛ بی نتیجه و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

خیرالمآل ؛ خوبی سرانجام. خوشی عاقبت : شکر یزدان را که روزی کرد از این خدمت مرا لذت خیرالمآل و راحت حسن المآب. امیرمعزی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بی مآل ؛ بی نتیجه و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بی مآل ؛ بی نتیجه و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بی مآل ؛ بی نتیجه و بیهوده. ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بالمآل ؛ سرانجام. عاقبةالامر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بالمآل ؛ سرانجام. عاقبةالامر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بالمآل ؛ سرانجام. عاقبةالامر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

بالمآل ؛ سرانجام. عاقبةالامر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بالمآل ؛ سرانجام. عاقبةالامر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بالمآل ؛ سرانجام. عاقبةالامر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

ظفرمآل ؛ که به پیروزی پایان یابد. که سرانجام آن با پیروزی توأم باشد : رایت ظفرمآل قرین دولت و اقبال به صوب ماوراءالنهر شتابد. ( حبیب السیر چ قدیم ته ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظفرمآل ؛ که به پیروزی پایان یابد. که سرانجام آن با پیروزی توأم باشد : رایت ظفرمآل قرین دولت و اقبال به صوب ماوراءالنهر شتابد. ( حبیب السیر چ قدیم ته ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظفرمآل ؛ که به پیروزی پایان یابد. که سرانجام آن با پیروزی توأم باشد : رایت ظفرمآل قرین دولت و اقبال به صوب ماوراءالنهر شتابد. ( حبیب السیر چ قدیم ته ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ظفرمآل ؛ که به پیروزی پایان یابد. که سرانجام آن با پیروزی توأم باشد : رایت ظفرمآل قرین دولت و اقبال به صوب ماوراءالنهر شتابد. ( حبیب السیر چ قدیم ته ...