پیشنهاد‌های شایان مسعودی مقام (٦٨)

بازدید
١٥٥
تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایجابی : وقتی از یک امر ایجابی صحبت می شود، منظور اقداماتی است که باید انجام شوند تا چیزی ساخته یا محقق شود. سلبی : وقتی از یک امر سلبی صحبت می شود، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

inflammation

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خُتَن، شهری باستانی در ترکستان شرقی که در ادبیات فارسی به زیبایی، سرسبزی، مشک خوش بو و زیبارویانش معروف است. - از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد ، دلتن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هلال ماه یا هر ساختار هلالی شکل دیگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It comes from the Latin word fauces, which means “throat” or “narrow passage

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیزاری، تنفز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختگی، مصنوعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tissue

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول رونق و تازگی هر چیزی مثال:ریعان جوانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی عنفوان اشاره به اول هر چیزی دارد که آن اول و آغاز ، داری حُسن و خوبی است. برای مثال در اصطلاح ( عنفوان جوانی ) منظور اوایل خوش و خرم دوران جو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاری مأمور کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پناه جای، پناهگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی باکی کردن، بی پروایی از خود نشان دادن مثالی از گلستان سعدی:سواران را به گفت او تهوّر زیادت گشت و به یک بار حمله بردند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش معاشرت، خوش سلوک، کسی که حضور و معاشرتش برای دیگران نیکو و مفید است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: پرو کردن ( لباس ) کاربرد: برای پوشیدن لباس قبل از خرید برای اطمینان از اندازه بودن آن. مثال: I'd like to try on this shirt. ( می خواهم این پی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: ادامه دادن کاربرد: مشابه go on یا continue. مثال: Carry on with your work, please. ( لطفاً به کارت ادامه بده. )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: خراب شدن ( ماشین ) / از نظر احساسی فروپاشیدن کاربرد: برای خرابی وسایل نقلیه یا گریه کردن شدید. مثال: My car broke down on the highway. ( ماشین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: به طور اتفاقی پیدا کردن یا برخورد کردن کاربرد: برای یافتن غیرمنتظره چیزی یا ملاقات با کسی. مثال: I came across an old photo while cleaning my ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: ایده دادن، راه حل پیدا کردن کاربرد: برای ارائه یک ایده، طرح یا راه حل. مثال: She came up with a great idea for the project. ( او یک ایده عالی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: زمین گذاشتن / نوشتن / تحقیر کردن کاربرد: بسته به متن، معانی مختلفی دارد. مثال: He put his bag down on the floor. ( او کیفش را روی زمین گذاشت. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معنی: وصل کردن ( تلفن ) کاربرد: در مکالمات تلفنی برای وصل کردن تماس به شخصی دیگر. مثال: Could you put me through to the manager, please? ( ممکن است ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تحمل کردن کاربرد: برای تحمل یک موقعیت یا رفتار ناخوشایند. مثال: I can't put up with his bad temper anymore. ( من دیگر نمی توانم بداخلاقی او را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: مرور کردن، بررسی کردن کاربرد: برای بازبینی دقیق اسناد، یادداشت ها و غیره. مثال: Let's go over the report one more time. ( بیایید یک بار دیگر گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رابطه خوبی داشتن، سازگار بودن مثال: Do you get along with your new boss? ( آیا با رئیس جدیدت رابطه خوبی داری؟ )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهره یاب، بهره مند مثالی از گلستان سعدی: چه شود اگر در این خطّه روزی چند برآسایی تا بخدمت مستفید گردیم؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشم گرفتن، ملاکت، شماتت - معلمت همه شوخیّ و دلبری آموخت/جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامی که در منابع اسلامی به قسمت شمالی چین ( نواحی منچوری، مغولستان و ترکستان شرقی ) اطلاق شده است ( دائرة المعارف فارسی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شوخی، مزاح مثالی از گلستان سعدی : چندان که نشاطِ ملاعبت کرد و بساطِ مداعبت گسترد جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد برنگرفتم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دو اطاقک چوبی روباز یا با سایبان که بر دو طرف شتر، اسب یا استر می بستند و در هر یک از آنها مسافری می نشست، به عربی هَودَج.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزخرفات، چرندیات، حرف مفت Don’t listen to him, he’s talking absolute codswallop

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی احمق اما اغلب به شکلی بی خطر و حتی دوست داشتنی. مثال: Don’t be daft, of course I’ll help you

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پخمه، بی عرضه، گیج و منگ He just stood there with a gormless expression on his face

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لِه، بسیار بسیار خسته، داغون - After working 12 hours, I’m completely knackered

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ کردن جمجمه؛یکی از قدیمی ترین اعمال جراحی در تاریخ بشر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک علامت یا نشانه خاص که وجود آن به طور قطعی دال بر وجود یک بیماری خاص است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عدم آگاهی یا انکار وجود بیماری توسط خود بیمار. مثلاً فردی که سکته کرده و یک سمت بدنش فلج شده، اصرار دارد که سالم است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس کاذب راه رفتن حشره یا مورچه روی پوست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سستی کردن، اهمال کردن، پشت گوش انداختن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندام های قرار گرفته در سه حفره ی سینه، شکم و لگن. قلب و ریه ها در سینه معده، کبد، طحال، پانکراس و. . . در شکم مثانه و اندام های تولید مثل در لگن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کَژْدُم یا گزذم : عقرب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی بهرگی، محرومی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سستی کننده، سهل انگار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغیُّر خاطر : دگرگونی حال، رنجیدگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکاتبه، نامه نگاری

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُفْتَقِر :نیازمند، محتاج

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکنجه کردن، زجر دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رِفْق :نرمی کردن، ملایمت و مدارا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی حیا، گستاخ - به صدقه ی گور پدرت این شوخ دیده رها کن تا مرا در بلایی نیفگند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیفر دادن برابر جرم: کشتن را به کشتن، جراحت را به جراحت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلیل، حکم، توجیه - اگر بی گمان این بنده را بخواهی کُشت به تأویلی شرعی بکش تا در قیامت مأخوذ نباشی.

پیشنهاد
٠

اشک آلود شدن، گریه کردن - سلطان را از این سخن دل بهم برآمد و آب در دیده بگردانید.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکرار کردن، بازگفتن - یکی از ملوک را مرضی هایل بود که اعادت ذکر آن ناکردن اَولیٰ. معنی:یکی از پادشاهان بیماری هولناکی داشت که تکرار نکردن یاد آن، ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترس آور، هولناک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرفه، پیشه - گر نسخه ی روی تو به بازار برآرند/نقّاش ببند در دکّان صناعت �غزلیات سعدی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دام ، طناب - صید از کمند اگر بجهد، بوالعجب بود/ورنه چو در کمند بمیرد عجیب نیست �غزلیات سعدی�

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه کنگره دار - لبه کنگره دار حاشیه یا لبه ای که دارای پستی بلندی های منظم و تکرار شونده است ؛ مانند دیوار قلعه های قدیمی که به صورت یک در میان بال ...

پیشنهاد
٠

سندرم روده تحریک پذیر ( Irritable bowel syndrome ) یا به اختصار IBS ، نوعی بیماری ست که به علت اشکال در ارتباط بین سیستم عصبی و دستگاه گوارش رخ می ده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

در رقابت های ورزشی بسیار خوب است که این واژه را هم معنای �گند زدن� بدانیم. گاهاً تیم ها یا ورزشکارانی که در فصل عادی پیشتازی زیادی داشته اند و سطح ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیش در آمد را صحیح است که به عنوان مقدمه معرفی کنیم به خصوص در امور موسیقیایی. اما در کتابتِ متون گاه پیش می آید که بخش پیش درآمد پیش از مقدمهٔ کتاب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به breakdancing

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

رقص بِریک ، نوعی رقص نوین و خیابانی میباشد که اساساً از مفاهیم فرهنگی متفق با موسیقی خیابانی آمریکایی است. این رقص معمولا در کنسرت ها وگردهمایی های ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دَلَمِه شدن به معنای سفت شدن و به نوعی رسوب کردن است. برای مثال فرایند دلمه شدن را در تولید پنیر به این صورت مشاهده میکنیم که با افزودن مایه پنیر به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

sloppy food یا sloppy joe نوعی غذای محبوب در کشور آمریکاست که بر پایهٔ گوشت گاو به همراه ادویه های مخصوص در نان گرد برگر سرو میشود. این غذا حالتی آبک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

sloppy food یا sloppy joe نوعی غذای محبوب در کشور آمریکاست که بر پایهٔ گوشت گاو به همراه ادویه های مخصوص در نان گرد برگر سرو میشود. این غذا حالتی آبک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در رقابت های ورزشی یا امثال آن به معنای میزبانی کردن میباشد. Celtics take on the Lakers in an important game in Boston. ( تیم بسکتبال ) سلتیکس ، ل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

رجوع شود به هَزل - هَزل در لغت به معنای مزاح و شوخی کردن است و در ادب عبارت است از شعر یا داستان های کوتهی که بی هدف و صرفاً برای تفریح گفته میشوند. ...