پیشنهاد‌های سیدحسین اخوان بهابادی (٣,٠١٤)

بازدید
٦,١٢٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( های تِک ) high technology: hi tech: تکنولوژی بالا به عبارتی: تکنولوژی پیشرفته:advanced technology تکنولوژی جدید:modern technology در ضمن: تکنیک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( های تِک ) high technology: hi tech: تکنولوژی بالا به عبارتی: تکنولوژی پیشرفته:advanced technology تکنولوژی جدید:modern technology در ضمن: تکنیک ...

پیشنهاد
٠

خدا زنده هم وکیل و وصی نمی خواهد. بعضی ها می گویند نه بابا، خدا می گذرد، نه، اینجوری هم نیست گاهی، خدا هم نمی گذارد. در قرآن آمده است که خدا می گوید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توضیحی درباره ی شعری که در فرهنگ دهخدا آمده است: خون، شهیدان را ز آب اَولیٰ تَرَست این خطا، از صد صَواب اَولیٰ ترست شعر در باب عتاب کردن حق تعالی موس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الکلام یجرالکلام . [ اَ ک َ م ُ ی َ ج ُرْ رُل ْ ک َ ]از جملات متداول است یعنی سخن سخن را میکشاند .

پیشنهاد
٠

الکلام یجرالکلام . [ اَ ک َ م ُ ی َ ج ُرْ رُل ْ ک َ ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

الکلام یجرالکلام . [ اَ ک َ م ُ ی َ ج ُرْ رُل ْ ک َ ]از جملات متداول است یعنی سخن سخن را میکشاند .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان بهاباد، به بلندی و جای مرتفع بُرز گویند ( borz ) و به متضاد آن جَرّ ( jar ) به معنی پستی و جای پایین گویند. این زمین، جَرّ و بُرز زیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در گویش شهرستان بهاباد، به بلندی و جای مرتفع بُرز گویند ( borz ) و به متضاد آن جَرّ ( jar ) به معنی پستی و جای پایین گویند. این زمین، جَرّ و بُرز زیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در گویش شهرستان بهاباد، به بلندی و جای مرتفع بُرز گویند ( borz ) و به متضاد آن جَرّ ( jar ) به معنی پستی و جای پایین گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت وارث ( میراث بَر ) ، اسم فاعل از ریشه ورث است. در ضمن، ارث: حروف اصلی این واژه ، ( ( و ر ث ) ) است. ارث و تراث، مصدر ثلاثی مجرّد هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میراث، بر وزن مفعال، در اصل، مِوراث بود؛ چون حرف عله واو ماقبلش مکسور بود قلب به یاء شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارث: حروف اصلی این واژه ، ( ( و ر ث ) ) است. ارث و تراث، مصدر ثلاثی مجرّد هستند. صفت وارث ( میراث بَر ) ، اسم فاعل از ریشه ورث است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢٤

وزیر ( کلمه وزیر بر وزن فعیل ، از وزر - به کسره واو ، و سکون زاء - به معنای حمل سنگینی است ، و اگر وزیر را وزیر گفتند ، بدین جهت بوده که حامل ثقل و س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاروسو. در گویش بهاباد به معنای عرسوک است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاروسو. در گویش بهاباد به معنای عرسوک است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم خانواده های مشیت: شاء، یشأ، یشاء. ان شاء الله: اگر خدا بخواهد. مشیت: خواست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هم خانواده های مشیت: شاء، یشأ، یشاء. ان شاء الله: اگر خدا بخواهد. مشیت: خواست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زیر عنوان فرهنگ فارسی فوق، شعری از حافظ آمده است که غلط املایی دارد درست آن این است: مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که نیست معصیت و زهد بی مشیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سه سنگ قیمتیِ سرخ رنگ علیِ مذاب ( عین عقیق، لام لعل و یای یاقوت ) ۱. عقیق مذاب ۲. لعل مذاب ۳. یاقوت مذاب ۱. از فرهنگ دهخدا: عقیق مذاب. [ ع َ ق ِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت. نار یا انار وقتی کف کند چه اتفاقی برایش می افتد؟ پاسخ انار می ترکند قاش می خورد. دقت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دقت شود کفیدن با کپیدن فرق دارد. کفیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) ترکیدن و شکافتن و از هم باز شدن : چون بر کف او ترنج دیدند از عشق چو نار می کفیدند. نظامی ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دقت شود کفیدن با کپیدن فرق دارد. کفیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) ترکیدن و شکافتن و از هم باز شدن : چون بر کف او ترنج دیدند از عشق چو نار می کفیدند. نظامی ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم ها از نظر ساختمان به انواعی تقسیم می شود. اسم های ساده و مرکب دوتا از انواع اسم هستند. در دستور زبان فارسی اسم هایی را که تنها از یک کلمه ساخته ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم ها از نظر ساختمان به انواعی تقسیم می شود. اسم های ساده و مرکب دوتا از انواع اسم هستند. در دستور زبان فارسی اسم هایی را که تنها از یک کلمه ساخته ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دقت کنید دلو را با دلق اشتباه نگیرید برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت: در بیابان برهوتی گام بر می داشتم تشنه و گشنه، از د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دقت کنید دلو را با دلق اشتباه نگیرید برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت: در بیابان برهوتی گام بر می داشتم تشنه و گشنه، از د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از فرهنگ دهخدا: لعل آبدار. [ ل َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) لعل که حاجب ماوراء نیست. حاجب ماوراء. [ ج ِ ب ِ وَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آنچه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرض کنید زحل در اصل زُگَل و زُگَل هم جمع زگیل بوده است حالا تصور کنید این حلقه نور دور زحل هم در اصل زگیل های زحل است و خورشید همیشه میگه چرا وان نمی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثل مه جبین. مه جبین. [ م َه ْ ج َ ] ( ص مرکب ) آنکه پیشانی وی مانند ماه تابان باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لوس: بی مزه، خنک، ، بچه ننه، نُنُر. در ضمن لوث. ( لَ ) [ ع . ] ( اِسم مصدر . ) آلودگی ، پلیدی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( مُ لَ وَّ ) [ ع . ] ( اِسم مفعول . ) آلوده شده . ( مُ لَ وِّ ) [ ع . ] ( اِسم فاعل . ) آلوده کننده . لوث. ( لَ ) [ ع . ] ( اِسم مصدر . ) آلودگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شک گرایی چیست و مقصود از شک در این مکتب چیست؟ گاه مقصود از شک، حالتی درونی است که شخص دربارۀ واقعیتی دارد، و بر اساس آن، برای صدق یا کذب قضیۀ حاکی از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ فِی اَلثَّغْرِ - اَلَّذِی یَلِی إِبْلِیسَ وَ عَفَارِیتَهُ� سوال، یَلِی چه نوع کلمه ای است، ریشه ی آن چیست؟و معنای آ ...

پیشنهاد
٠

دَلِیل: راهنما. از زیارت امام رضا علیه السلام: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَبْدِکَ الْقَائِمِ فِی خَلْقِکَ خدایا درود فرست بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دَلِیل: راهنما. از زیارت امام رضا علیه السلام: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَبْدِکَ الْقَائِمِ فِی خَلْقِکَ خدایا درود فرست بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دَلِیلَیْن:دو راهنما. از زیارت جامعه کبیره: اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ سِبْطَیْ نَبِیِّکَ وَسَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ دهخدا زیر عنوان واژه یاقوت: - یاقوت مذاب ؛کنایه از شراب لعلی . شعرا آن را مشبه به شراب قرار دهند : دولت میر قوی باد و تن میر قوی بر کف میر می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ دهخدا زیر عنوان واژه یاقوت: - یاقوت قدح ؛ کنایه از شراب سرخ یا شرابی که در قدح یاقوت ریخته باشند و از این جهت سرخ بنماید : یاد باد آنکه چو یاق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ دهخدا زیر عنوان واژه یاقوت: - یاقوت سربسته ؛ کنایه از دهن معشوق. - || کنایه از لبهای خاموش .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ دهخدا زیر عنوان واژه یاقوت: - یاقوت روان ؛ کنایه از اشک خونین . - || کنایه از شراب لعلی : بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی و یا چون بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ دهخدا زیر عنوان واژه خام: یاقوت خام ؛ یاقوتی که هنوز دست صنعتگر به آن نرسیده. یاقوت ناتراشیده. پخ ناخورده. یاقوت خالص و دست ناخورده : باده گلرن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرهنگ دهخدا یاقوت حمرا ؛ یاقوت احمر. یاقوت سرخ. - || مجازاً اشک خونین : سم آن خر به اشک چشم و چهره بگیرم درزر و یاقوت حمرا. خاقانی. - || مجازاً ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلبرگ های گل گلبرگ های گل مانند صفحات دفتر هستند که در بعضی از گل ها مشاهده می شود که مانند صفحات دفتر روی هم جمع شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گناه یعنی تهدید. انسان زرنگ تهدید را به فرصت تبدیل می کند. با خودداری از گناه، رشد و ثواب را می توان کسب کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عُجب یعنی خوبی های خود را بزرگ و بدی های خود را کوچک دیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تراث:ارث و میراث. وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَّمًّا ( سوره مبارکه فجر آیه١٩ ) ﻭ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﺭﺍ ( ﺑﻪ ﺣﻖ ﻭ ﻧﺎﺣﻖ ) ﻳﻜﺠﺎ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻳﺪ. ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎ: ﺍَﻛﻠﺎً ﻟ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تراث:ارث و میراث. وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَّمًّا ( سوره مبارکه فجر آیه١٩ ) ﻭ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﺭﺍ ( ﺑﻪ ﺣﻖ ﻭ ﻧﺎﺣﻖ ) ﻳﻜﺠﺎ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻳﺪ. ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎ: ﺍَﻛﻠﺎً ﻟ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفحص. [ ت َ ف َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) به معنای وارسی و جستجو کردن است نه، تفرس. [ ت َ ف َرْ رُ ] که به معنای به فراست دریافتن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صُفْوَة [صفو] من کلِّ شیءِ: بهترین و، خالص ترین از هر چیزى.