پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٧٨)
رودربایستی. روی در به اِیستی:رودرباستی. روی در به ایستی.
داد. دادِش. دادِشگری. دادشوری. دادشور. دادشورز. دادشورزی. دادشگر. دادشکر. دادشکار. دادِشگروانه. دادشگَرَوانِگی. دادِشمند. دادشمَندانه. دادشمندانه وار ...
" برتر نابرتر. بَرتَرِشایی. بَرتَرِشنده. برترشندهء نابرترشنده. برترای نابرترای. ":ترجیح بلا مرجح.
" رَوندِشایی و دِگردُویی ":دگرثانی و صیرورت.
" روند. دگروَ دویی. دگردویی و روندش ":دگرثانی و صیرورت
دِی به لری و لکی؛ ۱_زایش. در کیک سال اُما وِدی:در کیک سال به دنیا آمد. ۲_دید. ۳_دود ۴_دی:دیروزی که فارسی است ودر شعرهایی مانند خیام؛ از دی که گذشت. ...
در تاریخ پسندد
و به همان نماد. . . . .
پورسیناست
اندک اندک
بیهودگی و ناروند پذیری. . . .
روند دانش. . . .
" پساویژان. پساویژانی ":postdoct.
" سرکارافزا. سرکارافزایی. فراکارافزا. فراکارافزایی ":فوق دکتری.
" سرکارافزایی. فراکارافزایی ":فوق دکتری.
" سرکارافزا. سرکارافزایی. فراکار افزا. فراکارافزایی ":فوق دکترا. فوق دکترایی.
" کارافزا. کارافزایی ":دکتر . دکترا.
" کارشناس. کارشناسی ":لیسانس. لیسانسه.
عشق افلاطونی آن است که همه عشق است بی گسست و بی پیوست بی ترازی مادی و معنوی و فرتراز مادی و معنوی است برخوردی در کار نیست وباز خوردی درکار نخواهد بود ...
" دلِ مهر. مهرِ دل ":قلبِ عشق. عشقِ قلب.
" بُنامَدِ جادویی. بُنامَد جنبلی. بنامَدِ سرّ. بنامد بلایی در راه آوردن ":ایده آلیسم جادویی. بُنامِد افسونی:ایدآلیسم جادویی.
خودشگر. خودشگری. خودشگرا. خودش ورز. خودش ور. خودشکار. خودشکاری. خودشنما. خودشنمایی. خودشنمایانگی:"محاسبه النفس.
خودِشایی. خودشی. خودشا. خودا. خورو. خودورز. خودوری. خودورزی. خودورزایی:محاسبه النفس.
خودیابی . خودکاری. خودشناسی. خودشمار. خودشماری. خودگر. خودگری. خودکر. خودکری. خودیاب. خودبابی. خودبرانداز. خودورانداز. خودوراندازی. خودشناس. خودشکنای ...
پیشنهادی من در مواردی یک واژه با چند فرست پیشنهاد شده اند. که انگار و لحاظ گردند.
" آبزی نما ":آکواریوم.
" پرتابا. پرتاب ":جکوزی. گرمابه گرد.
" ایستاد گاز . گازایستاد ":گاز استیشن.
فراافتامد جنبلی. فرا افتامد جادویی. فراافتامد بسته. فراافتامد سرّ. فراافتامد بلایی در راه آورد:سورریالیسم جادوِی.
" افتامد جنبلی ":ایده آلیسم جنبلی.
افتامد سرّ. افتامد بسته. افتامد جنبل. افتامد جادو. افتامد بلایی در را ه آوردن. افتامد راست و درست:ریالیسم واقعیت و حقیقت.
ایراد:" ایرهات به لکی یعنی درآمد. جلوی کسی در آمد".
بازساخت. بازساز. بازسازی. بازپردازی. بازبنا. بازساختمان. بازنماد. بانما. باساخت. بازسازی. بازپردازی. بازنهاد.
" کارنما. خدمت نما. ورز نما. گرنما. نمانما. کَرنما . کَرند. کَرنده. گَرند. گَرنده" سِروِر ".
افتامَدِ جَنبَلی:رئالیسم جادویی.
نوشته.
همراه. هم بهره. همکار. هم یار. باهم. دست به یک. دست به یکی. یک دست. یکدست:باهم.
" دربار. درباری. دربایها. درباریان ":مسئول. مسئولان . مسئولها. بار که می دادند. کسانی می پرسیدند کی و کیان در ( بار ) هستند که دربار به آنهایی که کا ...
دماغ:پِت، به لری و دکی. بددماغ:ناخشنود.
سبک. نیمه سبک. سنگین. نیمه سنگین.
به هیچ وجه. به هیچ روی. به هیچ سبک. به هیچ راه. به هیچ روند. به هیچ روا. به هیچ سبک. به هیچ ترز. به هیچ نمود. به هیچ نما. به هیچ نماد. به ...
یاران میم ز بهر خدا در گلو کنید. آلودهء غمم میم در گلو کنید. جام می لبالب از آن دستم آرزوست. بهر خدا شفاعت من نزد او کنید. چون مست می شوید ز شرب ...
گِردنوشته های شهرام نیا صمد . توحیدی. ۱_طلوع و غروب زمان. ۲_نقد منطق. ۳_جستار فلسفه. ۴_انسان. جامعه . جهان بینی. ۵_فلسفهء انسان. ۶_آیینها ی جدا ...
گِرد نوشته ( ها ) ی:مجموعه آثار.
نگاهستان. نوشتهء؛ شهرام ص.
" لَغ و رُو ( روده ) لَغِرو ":امعاء و احشاء.
" دِل و پَنجِرِک ":امعاء و احشاء.
" معده و روده. اندرونه. داخلی. ":امعاء و احشاء.
" منالها. منالگان. گوسفند. گاو و گله":احشام واغنام. " گله و رمه ":اغنام و احشام . " جینات ":احشام و اغنام.