پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٥٦)
" دریافتن. دریافت. دریافتش ":کاشف به عمل آوردن. دریافتم. دریافتی. دریافت. دریافتیم. دریافتید. دریافتند.
" برهنه. آشکارش. برهنه نمایی. آشکار نمایی. برهنگی. آشکارگی. برهنه گرایی. آشکار گرایی . برهنه ورز. برهنه ورزی. برهنه ورزیگر. برهنه ورزیگری. برهنه ورزی ...
" یابندهء گسترش روش رویه برداری ( عکس برداری=اسک برداری ) از . . . . . ":کاشف توسعهء متد . . . .
" گذارده های کُنیه ":جمله های فعلیه.
" بررسیِ گردایِ گرد ":تفسیر جوامع الجامع.
" بررسیدهء ارمغان مر خواهندهء یابنده را . ( ارمغان رسی یابنده خواهی ) ":تفسیر الاتحاف لطلب الکشاف.
" آویزه بر پژوهیدهء ( بررسیدهء ) یابنده ":الحاشیه بر تفسیر کشاف.
" کَندِشِ یابنده ":تجرید الکشاف.
" گسترِ یابندهء واژگان فنها و دانستها ":موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم.
" یابنده از راستیهای پیچیدهء پایینا و چشمهء گفتگان در روی های نُخُستَن ":کشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل.
" کاوشِ یابنده ":تفسیر کشاف.
" بررسی یابنده ":شرح کشّاف.
" یافتِ یابندِه ":کَشفِ کَشّاف.
" یابندهء واژگان فن ها " :کشاف اصطلاحات الفنون.
" بلندایِ بلندا ":ارتفاع ارتفاع. بلندا. اوجا. فرا. بُنا. تَها.
" بلندا سنج ":ارتفاع سنج. " ژرفا سنج ":عمق سنج. . . . . . . . . . . . . " فراسنج #فرو سنج ":اوج سنج#حضیض سنج.
" زَد و خوردِ کِشمَکِشی . ناسازش کشمکشی. ناسازایی کشمکشی. زدش کشمکشی. خوردش کشمکشی. ناسازی کشمکشی ":تضاددیالکتیکی.
" مَرزا. نامَرزا. مرزیده. نامرزیده. نابه مرز. به مرز ":حد.
" چند سبک در آن ؛ ۱_درست است. ۲_تواند بود. ۳_به جاست. ۴_ پسند است. ۵_راست است. ۶_راستین است. ۷_درستین است. ۸_در خور است. ۹_پذیرفته است. ۱۰_م ...
واژه؛ واژه ایرا.
" نیرویش بازپذیر ":انرژی تجدیدپذیر.
" پر انبوه. پربسیار. پرفراوان ":پر ازدحام.
" بسیارش . انبوهش . زیادِش . پُرش. ":ازدحام.
الا شهرام سرود تو سرود است. سرودی را سرایی تو درود است. هر آن کس را سرودی ناب باشد. برِ بیداریان چون خواب باشد. بسا آن چام را از بر نمایند. بسا ...
واژه زیرا. واره گیرا. واژه ویژا.
کلمه؛ واژه. واژه گو. واژه رو. واژه دو. واژه هو. واژه پو. واژه مو. واژه نو. واژه آسو. واژه تو. واژه او. واژه بو. واژه سو. واژه شو. واژه ...
" گفت و گو های بی جا ":حرف و حدیث های بی محل. " گفت و گو دارد ":حرف و حدیث دارد. " این گفت و گو ها چیست ":ای حرف و حدیث چیست. " گفت و گو است ":حرف ...
شعر؛ ۱_" سرپایی ":مرتجلاً. ۲_" دَر دَم ":فی البداهه. ۳_" زودی ". سریع ۴_" بیدرنگ ". بلافاصله.
" سامانش. آراستش ":تنظیم.
" جُدایِشِ جُدایِش ":تفکیکِ تفکیک.
جُدایِش:" تفکیک ".
تلفیق:" بستش. بستشی ".
" یابشها ":حواسها. " یابش ":حس. " یابشها ":احساسها. " یابش کردم ":احساس کردم. " یابشی ":احساسی. " یابشاتی ":احساساتی.
سفسطگان:" ورزانگان ". سفسطه ها:" ورزانشها ". سوفیستها:" وزرانگان ". فیلسوفان:" فرزانگان ". فیلسوف:" فرزانه ". سوفیست:" ورزانه ".
فلسفه" فرزانش. فرزانندگی ". سفسطه:" ورزانش. ورزانندگی. ". مغلطه:" درماندگی. درمانندگی. ". خطابه:" گفتارَندِگی. سُخنَندِگی. گفتش. گُفتارش. سخنش. سُ ...
" یابنده. یافتگر . یابشگر. یابا. یابان . یابانشگر ":کاشف.
" سازنده. ساختگر ":مخترع.
" همال. همراه ":رقیب.
" یورش. تاخت. تازش. تاخت و تاز " :معارضه
" خاوران. خورشیدزنان. آفتاب زنان. خاور. خورآستان. خراسان. خرخیزستان ( خورخیزستان ) ":مطلع الشمس.
آیا میان رسوا و روسپی پیوستی پنداشتی و معنایی و در یافتی هست
نونقشینه گرایی؛ ۱_" کَندِشی ":تجریدی. ۲_" کاوُشی ":اختراعی. ۳_" گِرِفتِشی ":انتزاعی ؛ نیو اکسپرسیونیسم انتزاعی .
" فروشندگر. فروشندگرا. فروشند گرایی. فروشند گرایانه. فروشندگرایانگی. فروشندگرایانه مند. فروشندورز. فروشند ورزی. فروشند ورزانه . فروشند ورزایانه . مند ...
یابشها: . پوستیای. بینیایی. گوشیایی. چشمیایی. زبانیایی.
راه این است. رسم این است روش این است. راه ورسم وروش این است که هر سه واژه معنی همدیگر را می رسانند.
رسم:" راه، میگوییم راه و رسم ".
پیشرفت در همهء نمودارهای زندگی؛ از افت ؛ و؛ ایست ؛ به؛ پیشرفت در همهء نمودارهای زندگی.
تلگرافی:" گزینه گویی. گزینه نویسی. گزینه نویس. گزینه نوشت. نوشت نویس. نوشته گزینه. گزینه نویسانه. گزینه نویسانه. گزینه نوشتانه. گزینه نوشتار. گزینه ن ...
" پز. پزش. پزها. پزشها. سربلند. سربلندی. سربلندش ":افتخار. افتخارها. پز هایش:افتخاراتش. پز:افتخار. پزش:افتخار. پزشها:افتخارات. پزشهایم. پزشهای ...
" دماگرد. دماگردان. دماگردا. دماگردان. دماگردانه. دماگردانش . دماگردش. دماگردایش. دماگردونه. ":رادیاتور.