پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٤,٨٧٤)

بازدید
٦,١٨٧
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیام شناسی؛ آنچه را در جهان آفرینش می یابیم که از سوی خدا ساخته شده است بر پایهء دانش خداوند ساخته شده است ودرست آفریده شده است ودر روندی دانشورانه و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا پاک تویی سبک نکو بگزینی. ناپاک بوی گشته تبه آیینی. خوبی و بدی از این روند بنمایند. جاوید اگر باشی و یا چندینی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گه تیغ ز بان و قلمش شمشیر است. گه نیش قلم پرّان چونان تیر است. ناگاه شود گنگ و شود کند نمون. آیین جوانمردی به نزدش دیر است. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بگذار که فرد و جامعه خود باشند. بی آنکه به دستوری و بی خود باشند. آداب و رسوم زندگانی این است. هم فرد بخود هم اجتماع خود باشند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بنگر همه در پناه یزدان هستیم. از نسل و نژادهء نیاکان هستیم. با اهرمنان نه ایم اهورا منشیم. یکپارچه چون پرچم ایران هستیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر کس به روندی خویش می آراید. باهر کنشی واکنشی می شاید. خاموش و فراموش زبانی دارند. هر چیز فراخورد خودش می باید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خط من همین است گر که هستی بانی. شعرم بنگر که می توانی خوانی. دریاب تو نثر من اگر دریابی. هم سبک من این است که خود می دانی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ای یار بیا کنار هم خوش باشیم. نی اهل گره تا که گره گش باشیم. بر بهتر وبهترین مردم خواهیم. در دیده و دل کجا فرامش باشیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از پند وز اندرز و ز امثال و حکم. وز گفته و بنوشته سخن بیش و چه کم. از شادی و غم ، مستی و یا هشیاری . آیینه دل هست و دماغ در هر دم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر کودک ده سالهء ما شاعر شد. زآداب و فنون شاعری ماهر شد. با این همه برخی شاعران را بنگر. نی باهر و نی ماهر و نی شاطر شد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باید که ز بگذشتهء خود آزاد کنی. آینده چو بگذشته از آن یاد کنی. یاد آن بودت که یاد خود شاد کنی. گر داد گری چگونه فریاد کنی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باید که به شعر شاعران گوش کنیم. اندرز بود کجا فراموش کنیم. امروزه بود ویا که از دوش کنیم. تا در دل و در دماغ خود جوش کنیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می پر تو آیین اهورا دارد. وین راز نمادیست که باما دارد. از بهر کسی که نیک می پندارد. بد نیز گمان برد که نیک انگارد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک کوزهء می اگر کنون نوش کنیم. بهتر زتوانی است که در توش کنیم. ما پند خرد را چو فراموش کنیم. تا سرمه به چشمان و به ابروش کنیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می آینه ای فرای انسان باشد. آلاله و لالهء گلستان باشد. آنجا که گلی بود میستان باشد. در میکده هست و در شبستان باشد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بر پور و پریِ شهر آواز نگر . بر لاله و آلالهء دمساز نگر. در کوی هنر ، سازی از جاز نگر. بر دختر رز الهء ناز نگر. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می دانش و اندیشه و انسان باشد. لبریز سبوی و پر و پیمان باشد. در خانه و در کوی و خیابان باشد. خورشید خرد از او نمایان باشد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روزی که نبودم و کنون هستم و بود. جاوید روان فرای هر بود و نمود. آنجا که بخود آمده ام خود هستم. وآنی که بخود نشد بهتر که نبود. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرچند سخن رسا و شیواست مرا. وین چامه بسی غالیه پیماست مرا. با این همه در روند زیگار ای دوست. گویم به کسی که خود هم آواست مرا. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ای مز تو مرا به مهر خود سامان ده. وز مهر مرا به عشق خود پیمان ده. سامان به عشق و مهر را پیمان ده. وز هر چه که باشد همه را آسان ده. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیک است به آیین خرد زیست کنیم. ز آیین خرد چه بِه بگو چیست کنیم. هستیم و بویم و این بخود آزادیست. آیین دگر کجا و از کیست کنیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نا آمدگان و رفتگان را نگرید. امید مردمان به یزدان نگرید. هر روز به دانستنی نو شادیم. آهرمن بد کنش پشیمان نگرید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ای گل تو که پیغمبر عشقم میباش. ای آه تو هم به کار مشقم میباش. ای ساز به آواز پیامم برسان. آواز تو هم بجای نقشم میباش. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در آینهء روان بخود می نگرند. آنانکه نگاره های چینی بخرند. وآنانکه درون تیرهء خود دارند. پاکیزه نیابند و پاک بی خبرند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روزی به گر فتاری خود ناکامیم. دستی بزنیم جام و سبو را جامیم. گه پخته و گاهی ز نگاهی خامیم. گه سر کش سر کشیم و گاهی رامیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیریست بخود به ایستگاه شکمیم. این است که خود در فزونیم و کمیم. می نوش که ما نمودی از جام جمیم. می کوش که ما ز نسل های ادمیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آن می که درست و نه مجاز است مرا. بانابی نی نوای جاز است مرا. ز آغاز و به پایان به روندش نوشم. فرزانش و هم به رمز و راز است مرا. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از لشگر اهرمن و یا یزدانی. ای آنکه به نزد خویشتن انسانی. بر معنوی و مادی خود بنگر نیک. اینک تو بگو کدام از اینانی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از دیدهء مادری به هر روی نگر . امید پدر به پور نیکوی نگر. نسل از پی نسل به امید زنده بود. امید به زندگی از این روی نگر. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه به مهر مادری دلبندند. وز دلبر و مهر دلبری آکندند. برمادر خود سنگ جفا گر چه زدند. آخر چه ز مهر مادری شرمندند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانند هکر به جان من زن افتاد . رایانهء جانم سخت بر من افتاد. مانند رباتا که سخن می گوید. یارانهء او به جان و بر تن افتاد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه به خیام به سنجش نگرند. وز اندک کارهاش به رنجش نگرند. از چون وبه چند تا نگرش میورزند. بی چون وبه چندیش به چندش نگرند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرگز تو نباد به نزد کس واگویی. جز تو نبود به نزد من دلجویی. خواهی که بپرسیم چه ره می پویی. آنجا که به کوی توست به از هر کویی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ای جان بیا به نزد ما گل می باش. گل باش و مل باش و سنبل می باش. چون سرو قدان جا به چمن خوش دارند. ای گل به روان ما بیا مل می باش. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا دشمن دیرینه به انباز کنید. خواهید که رسم کهنه آغاز کنید. آهنگ دگر گر سرن و ساز کنید. چون نوبت من رسد دگر ساز کنید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بر نیچهء زرتشت بسی تاخته اند. پندار کنند که کار او ساخته اند. وز این روندی که در انداخته اند. آگاه نیند که خویش را باخته اند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانندهء خیام می ار نوش کنید. اندیشه و دانش به توان توش کنید. مانند کیک نه آنکه مانند فلان. نوشید و روند را فراموش کنید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اینک که نگاه دیگری می باید. وز اهل نگر نو هنری می شاید. وز هر چه توانی وسری می راید. بر جلوهء نو جلوه گری می آید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر گز به دو چیز شک نکردم یاران. آنجا که روان است و بود جاویدان. این است هنر ز کردگارش می دان. آیین خرد راه نماید اینسان. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیین خرد ز کار بسیار بود. تا آنکه روند راه هموار بود. این برد کسی بود که در کار بود. بیدار کسی بود که هشیار بود. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در کار گهی که بگذرانیدم زمن. بسیار شنیده و بدیدستم من. در انجمنی بهر روان گشته حزن. در جای دگر جان بشود بارهء تن. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ای یار مبادا که تباهی گیری. در زندگی ات رو به تباهی میری. هر گز ننمایی به روش ادبیری. کز اوج و بن آید ز تباهی زیری. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بنشسته در آغوش زمینیم کنون. هرگز به کجا گفت زچندی و زچون. گهوارهء مادری ز مهرش پیداست. دل بستهء فرزند و براردش نمون. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کالات به بالات بباید بودن. بالات بباید در هنر افزودن. ورنی به گران جانی و در پیمودن. هشیار از آن روند خود پالودن. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اندازهء نیرویش تن را میدان. جان تو از این روند برتر میدان. آنک خردت بکرد فریادی هان. می خوان و بیاموز به سبکی ای جان. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زان پیش که از زمانه رختی بنهیم. زان پیش نه رخت بلکه بختی بنهیم. می ده که به سادگی نه سختی بنهیم. پیش آر که دور را به لختی بنهیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هر روز زمانه رسم نو می خواهد. وین رسم نوین و شو و غو می خواهد. گشتی همه جا را که بباید پیمود. آهسته و پیوسته و دو می خواهد. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیین ریا را که چنان می دانند. گویند یگانهء زمان ایشانند. خندند بخود که دست شیطان بستند. دانند عروس خیمه شب بازانند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در نیک و بد زمانه کاری باید. از بعد زمستان نو بهاری آید. تا می بخوری تو را خماری شاید. وز بهر شکار باز شکاری پاید. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باید که به اندیشهء کارت باشی. هر ر وز به کارِ کار و بارت باشی. بایسته ز کاردان نه از هر ناشی. هرگز نپذیرند نه به چارت باشی. شهرام. ص.