پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٥,١٠٣)

بازدید
٦,٩٣٤
تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بنگر تو به کانش که به جا می باشد. انسان بنگر چو رهنما می باشد. عکاس شکار هر درنگش دارد. بنگر به سراینده سرا می باشد. شهرام. ص.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دریا که بود بودن ما در هستی. هم کوه بود بودن ما در استی. وین خاک که ما بر روی آن میباشیم. وین باز دم ودم به فرای مستی. شهرام. ص.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

اینک که زمان مکان ز انسان باشد. دانست و ندانست هم اینسان باشد. علم ازلی و ابدی انسانی است. بنگر که پژوهشش هم آسان باشد. شهرام. ص.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گر غرقهء دارندگی و می دانی. یا کشتی تو غرق شدومی خوانی. امید به زندگی تو را فرا می دارد . آهسته و پیوسته به پیش می رانی. شهرام. ص.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

این است به آرمان که تا زنده بوی. هم زنده و جاودان و پاینده بوی. در آرمان و کار برد زندگی است. در عشق و به انگیزه و تابنده بوی. شهرام. ص.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

" گزینش کانشی ": انتخاب طبیعی. " گزینش کانش ": انتخاب طبیعت.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پزشک. ویرا پزشک"ویرایش پزشک. پیرا پزشک" پیرایش پزشک. پزشکی. ویراپزشکی" ویرایش پزشکی. پیرا پزشکی" پیرایش پزشکی.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در ژرفِ زمان، مکانِ خود را بشناس. در ژرف مکان، زمانِ خود را بشناس. خواهی به فرای جایگاهان برسی. خودرابشناس، جهانِ خودرابشناس. شهرام . ص. ژرف:ظر ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

گویند ستم به نزد یزدان نبود. یزدان بدان دشمن انسان نبود. دانست و یا خواست گنه کردن تو. شایسته بود کار یا که شایان نبود. شهرام. ص.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

انشاد؛ شعرهایی که شاعر به مناسبتهایی سروده است بی آنکه دیوان داشته باشد را انشاد است. انشد فلانه ( کیک ) . انشد فلان.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

" زمین گری. زمینه گری. زمینه ورز. زمینه ورزی. زمینه وری. زمینه ور. زمینه گر. زمینه گری . زمین ور. زمین وری. زمین ورز. زمین ورزی ": پلی گروند.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بینتگر. بینتگار. بینتکار. بینتکر. بینت چی. بینتی. بینتیان":دیجیتال.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

"شمارا. شمارش. شمارک. شمارین. شمارور. شمارورز. شمار گر . شمارکار. شمارگار. شمارگین": دیجیتال .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیتر؛ " سرنوشت. سرنوشته. سرنوشتار. سر نویس. سرنویسه سرنویسار. سر گفتار. سرگفته. سرگفت. . سرجستار. سر جستار. آینه. سرآینه. برگ. برگه. سربرگه. ورق. سرو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گفتی ره عشقی بنما من بنمودم. گفتی که ورودی بنما این که ورودم. رفتی به فروشگاه و پسود پارچه ها را. بنگر ز پیش دستگزاری چو نمودم. بودی جماعت به یکی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با باند خدای خود بباید بودن. تا راه به جاودان از آن آسودن. هم نیز به دیگران نمایی ره را. ره را به روند هم بتوان فرسودن. شهرام. ص.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در چار ره پپسی کولا رفتم دوش . دیدم دوهزار آدم مینی ژوب پوش. با ناز و کرشمه سبک را می گفتند. کو باده خور و باده خر و باده فروش. شهرام. ص.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" دگرور ایلمان": متغیر مستقل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" دِگروَر ( ها ) ": متغیر ( ها ) . " متغیرثابت ": دگرور بجا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" فرا جام ": سوپر کاپ.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی مانند. بی همتا. ناهمتا. بی نمونه": بال منازع.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساختار؛ آیا می شود ساختاری در آبادیس به دست داد تا برای یافتن یک شعر زودی در نمایه ء سرج بیاید و لازم نباشد همهء شعرها را برگه زد و گشت تا شعر را پید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرج؛ اگر تا برپایی رستاخیز ( قیام قیامت ) هم سرج کنند باز هم کم است. روز انجام. روز پایان. روز رستاخیز.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسنپ؛ " زود بازار. بازار زود ": اسنپ مارکت .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" نودست. نوکار. نوآغاز. نوکلاس. نونهاد. نونِه. نویاد. شاگرد": مبتدی .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" ناشی": مبتدی .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سازشناسی سه گونه است؛ ۱_ خوشایندانه. ۲_واکنشانه. ۳_گمانمندانه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آهنگها لحن هایی و لَزم هایی هستند که سازنه آنها را میسازد و بازنه آنها را می بازد . " سازنه ( ساززن ) ": نوازنده. آنکه مینوازد. " بازنه :" آنکه میب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوازندگی بر دو روش است؛ ۱_آموخته نواز ( ی ) =که نیازی به آموزش نداشته باشد. ۲_آموزش نواز ( ی ) که نیاز به آموزش دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" نغمه. قُو ( قی هم گفته می شود ) . دَنگ ": نغمات.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ورطه":؛ ور":جلو. بَر. طه":ته. زیر. ورطه":جلو و زیر . جلو و تَه. مانند وَر و پشت":جلو و پشت. مانند؛ سر و ته. وی مانند؛ عقب جلو.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" وفا ": به پای کار بودن . " جفا ": جازدن. جاخالی زدن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

می خوردن من به نزد او سهل بود. خیام

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قلای جریمه. هَوش جریمه ":محوطهء جریمه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" ایستش. ایست. استوارش. پذیرش. پسندش": اثبات.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توحیدی ( شهرام ) ٠٩:٤٠ - ١٤٠٥/٠٧/١٢& بر دانش و اندیشه و سنجش رو کن. با کار و تلاش و آزمون رو خو کن. وز این روش روند خود نیکو کن. با اهل خرد گهی هم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دم و باز دم. دمش و باز دمش. دمشانه. دمشانگی. دمورز. دمورزی. دمور. دموری. دمورانه. دمورانگی. دمشورانه. دمشورانی. دمشورانگی. دمشورانگیوارانه. مندانه ها ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیین وسرودی که سراینده سرود. آزاد سرود و یا که جبرش بنمود. اینک که ترانه اش زداید جبرش . بنگر که چه بر دانستنی هابفزود . شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امشب شب جشن است شراب ای یاران. آن هم چه به پهلوی رباب ای یاران. هر گز چو بگوییم کباب ای یاران. آن باده گساریست که ناب ای یاران. شهرام. ص.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" نَهِش ": انطباق.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" مُدکار ": مدلینگ .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نام خداوند شهجهان و نازان. به نام خدای نازان و شهجان. به نام خداوند شهجان و نازان.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چون باندگرایی برونی سخت است. چون باند گرایی درونی بخت است. باید به خدای خود پناهنده شویم. ورنی که فتادن بود و آن رخت است. شهرام. ص.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" تذکرة الاولیاء ": یادکرد دوستان . از : عطار نیشابوری

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" یادکرد دینکردیان ": تذکره الفقهاء . " تذکرة الفقه ": یادکرد دینکَرد .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اندیشهء آدمی خدا داده ء اوست. بنگر که همه روند او رو به نکوست. از دانش و اندیشه و سنجش باشد. در کار و نگر به جاودانی نیکوست. شهرام. ص.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روزی که بشر به پیشرفت روی نمود. آنجا که به برتری خود جوی نمود. تا اوج شناخت باور یزدان باشد. بنگر به روندی که چه رهپوی نمود. شهرام. ص.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گل را بنگر که خوش بهاری دارد. وز برگ وبر خویش نگاری دارد. بلبل بنگر به نزد گل سر داده است. زیرا که برای خودش یاری دارد. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باید که بکوشی و به جان می کوشی. آنسان که برای خود بدان می جوشی. تا آنکه برای نیروی می نوشیت. جامی به کف آورده از آن می نوشی. شهرام. ص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر کو زشراب عشق دارد جامی. هر کو به روند خویش دارد دامی. با این همه در هست یکی فلسفه است. هر کس به فراسوی خرد زد گامی. شهرام. ص.

١