پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٥٦)
در کوی بی خیالی شد بی خیال میباش& ای بوی بیخیالی خود بیخیال میباش& پوی خیال خواهی روی خیال بنگر & در کوی بیخیالی خوی خیال میباش& در کوی بیخیالی ک ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
" بیخیالنورد. بیخیال پیما. بیخیال پیمان. بیخیال رو. بیخیال دو . بیخیال آیین. بیخیال روند. بیخیال سمت. بیخیال سو. بیخیال پو. بیخیال کو. بیخیال کوی[، د ...
هرگز نه نگاهدشتت سالوس است. شهرام . ص.
آرمان؛ آرمانها. آرزوها. امیدها. نویدها. دغدغه ها. و دلهره ها. آماجها. نگرانیها. ناراحتیها. کم و کاستها. فرازو فرودها. گذشته ها. ازدست رفته ها. بدست ن ...
" ریزبوم شناس. ریزبوم شناسها. ریزبوم شناسان. زیزبوم شناخت. ریزبوم شناختها. ریزبوم شناختان ": میکروبیولوژیست.
روزها. همه روزها. همه روز. همه روزه. هرروز. هرروزه. روز ": الایام .
ساله به انتفاء موضوع؛ هیچ در هیچ. پوچ در پوچ. پوچ در هیچ. هیچ در پوچ. هیچیت در پوچیت. پوچیت در هیچیت. پوچش در هیچش. هیچش در پوچش. هیچانه در پ ...
" نیستی با نبود نهاد. نیستی با نبود نهادی. نیستا با نبود نهادا . نیست با نبود نهاد. نیستش با نبود نهادش. نیستشیت با نبود نهادیت. نیسته با نبود نهاده. ...
شعر. سرود. چام. چامک. دیوان؛ به جای دیوانه فرزانه را به کار میبریم . نمونه را؛ ای شاعر فرزانه به جای ای شاعر دیوانه . شهرام. ص.
" پَتی و پُر ": را بهتر است به جای[ ادرار و مدفوع ] به کار ببریم. " پتی ": ادرار. " پر ": مدفوع. " پَتی و پُر ": ادارار و مدفوع
" زِیگَر . زِیگَرها ": ویتامین . ویتامین ها .
مایه کوبی=مایکوب. مایه ور. مایور. مایوری. مایورز. مایورزی. مایشور. مایشوری. مایشورز. مایشورزی. مایشگر. مایشگری":واکسیناسیون.
در خور یاد است در زبان لری تنوین را داریم. زمین=زمینِن. درخت =درختِن. شما =شمان. شمانِن. و. . .
من به هنگام گرفتن پروفایل سوم خودم به جای کلیک روی نام خودم به اشتباه دستم به روی نام کسی دیگر برخورد و وارد پروفایلم شد که این دیگر جلوی کارم را گرف ...
آلمانیده. انگلیسیده. فارسیده. تازیده. لریده. لکیده. ترکیده. هندیده. چینیده. ژاپنیده. کرویده. و . . . . . . . . . . . . . . . . . . هر ...
" خطبه ": گفتاره . " خطابه ": گفتار .
" یکاناجُنب ": astronomical unite
" هور سا . هورسامان ": منظومهء شمسی .
[" یکاچرخ ": astronomical unite ]
" یکا کیهان شناس ": astronomical Unite
" کُنشگر گِرا ": فاکتوریل .
" بازگردا ": تجدید پذیر .
[ " داشتِمان. سرمایه شناسی ": اقتصاد . economic ]
سکولاریسم و اسکولاریسم ": دین آزماگرا و دین باورگرا. " دین باوری ": اسکولاریسم . " دین آزمایی ": سکولاریسم . آزماگرا =سکولاریسم. باورگرا=اسکولاری ...
زنا شویی؛ پیشا زناشویی ": پیشا ازدواج. پای زناشویی ": پای ازدواج. پسا زناشویی ": پسازدواج. که هر کدام بینش و آزمون خود را در پیایند دارند.
دانشبُد. فرزانشبُد و آیینبُد و رازوریبُد به دانستنیهای چهارگانه ورشته های فراشمار و نابه پایان آنها روی آور میشوند.
دینبُدان و دانشبُدان و راز بدان و فرزانشبُدان باید برپایهء اندیش و اندیشوری و اندیشورزی به گزاره ها بپردازند.
گزاره های مادی و معنوی را از روی خرد وخرد ورزی و خردمندی شناسه می نمایند. ودانستنی های چهار گانهء دانشهاوفرزانشها و آیینها و رازوریا را که بیشمار و ...
گستر. گستر واژگان. گستر واژ. گستر واژان. واژگستر. واژگسترا. واژه گسترا. واژگستران. واژه گستران. واژه قمار. قمار واژه. واژگان قمار. قمار واژگان . ...
گستر: واژه گستر. واژه کار. واژه گر. واژه نگر. واژه نگار. واژه بار. واژه انگار. واژه آمار. واژه بند . واژه چند. واژه پند. واژه خند. واژه آر. واژه نمه. ...
" جاگیره ": آبونمان .
" پرتوشکن ": آباژور .
نیرویش های دگرنده ": انرژی های تجدیدپذیر.
" دگرنده ": تجدید پذیر .
" درخت. چوب. کُت ": تن. بدن. "به لکی لری.
" لَش. لاشه. لار " به لکی و لری ".
اندام ها: " پای راست ": پای تخصصی. " پای چپ ": پای غیر تخصصی . برخی چپ پا و برخی چپ دست میباشند که دست تخصصی و پای تخصصی آنها به شمار میرود.
" بستهء گل ": حلقهء گل . " بستهء تاج گل ": حلقهء تاج گل .
" گِرد گل ": مجموعهء گل . " دستهء گل ": مجموعهء گل .
" دستهء گل ": مجموعهء گل .
" واگذارمند دادگستری ": وکیل دادگستری. " واگذارگر دادگستری ": موکل دادگستری .
" چه خوب سروری و چه خوب یاوری ": نعم المولی و نعم النصیر.
عش الان زین":عیش الآن زین=حالت اینک خوب است.
" ذهن ": یاد . در هستی یادی. در هستی هوشی. ذهن#عین. درهستی آختی# در هستی ساختی=در وجود عینی # وجود ذهنی.
تجزیه و ترکیب: "پراکنش. جز جز. دور ": تجزیه. " باهم . درهم. روهم ": ترکیب .
" دانش ( برین ) و دین ":معقول و منقول. معقول ( عقل ) ":فرزانش. فلسفه. حکمت. حکمت اولی. خرد. منقول ( نقل ) ":دین. آیین. وحی.
" عقل . عقول ": اندیشه . اندیشه ها. " حس. احساس. ":یابش. یابش ها. " اندیشش ها . خردیته ها ": معقولات. " اندیشش. خردیته": معقول. معقول#محسوس. " م ...