پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
کاوی : [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که برای اولین بار زائیده باشد.
لُوک : [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که رنگ بدنش سیاه و سفید یا دو رنگ باشد.
خالِک وَره : [ اصطلاح چوپانی ] بره ی تازه متولد شده.
دَق نَر: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفند نر بزرگی که شاخ نداشته باشد.
پَئیز کا : [ اصطلاح چوپانی ] بره ای که در فصل پاییز متولد شده باشد.
بَنوش وَره [ اصطلاح چوپانی ]: بره ای که رنگ بدنش سفید باشد.
مار سَف : [ اصطلاح چوپانی ] بره را از زمان به دنیا آمدن تا زمانی که شیر می خورد گویند.
شِوا: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که رنگ بدنش شیره ای رنگ باشد
کَر: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که گوش آن بسیار کوتاه است.
رجی: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که رنگ صورتش گوناگون بوده و رنگ بدن آن قهوه ای باشد
زبان حال: [ اصطلاح مداحی ] یکی از مواردی که واعظ یا ذاکر به ذکر مصیبت می پردازد و از آن استفاده می کند، زبان حال است. بسیاری از شعراء و مداحان از این ...
کوچه واکردن: هنگامی که برنامه ی سینه زنی آغاز میشود، توسط میاندار مجلس و با اشاره ی مداح، عزاداران، صف هایی رو به روی هم تشکیل میدهند که اصطلاحاً " ...
میاندار [اصطلاح مداحی ]: میانْ دار کسی است ، که لابه لای خواندن مداح، جمله هایی که معمولاً به صورت "ندا" است، با آهنگی کِشدار می خواند و سینه زنان نی ...
یا حسین کِش[اصطلاح مداحی ]: کنایه از میانْ دار است، که لابه لای خواندن مداح، جمله هایی که معمولاً به صورت �ندا� است، با آهنگی کِشدار می خواند و سینه ...
هیأتی: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحاً به افرادی گفته می شود که اهل شرکت در مجالس اهل بیت اند و پای منبر وعظ و عزاداری می نشینند.
یا الله کردن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از رو به قبله کردن و تمام نمودن مجلس عزاداری است.
واحد نُث: [اصطلاح مداحی ]در واحد خوانی، گاه که سینه زن به شور می آید در آن حال، یک دست و دو دست بر سینه می زند، این حالت " نث" نام دارد.
واگردان: [اصطلاح مداحی ]به بیت "ترجیع" در قالب "ترجیع بند"، واگردان نیز گفته می شود.
نمک مجلس: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحاً به معنای چاشنی یا جاذبه ی مجلس به کار می رود مثلاً گفته می شود: "نام امام حسین ( علیه السلام ) نمک مجلس است.
نَوّاح: [اصطلاح مداحی ]کسی که در خواندن "نوحه" تجربه ی خاصی دارد و کارش نوحه خوانی یا نوحه سرایی است.
میلادیه: [اصطلاح مداحی ] شعری که مضمون شاد داشته باشد و مداح، آن را متناسب مجلس جشن میلاد یکی از ائمّه اطهار یا بزرگان دین، انتخاب کرده، می خواند.
نسخه: [اصطلاح مداحی ]نوشته ای که مداح، هنگام خواندن، به دست می گیرد، نسخه نام دارد.
مناقب خوان: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی قدیمی، که بر گروهی از مداحان اطلاق می شده است که به نقل مناقب و فضایل اهل بیت ( علیهم السلام ) می پرداخته اند.
منبری: [اصطلاح مداحی ] مقصود سخنران یا واعظ مجلس است که بر منبر می نشیند و سخن می گوید.
میان دار: [اصطلاح مداحی ] به شخصی اطلاق می شود که در اداره ی مجلس، مداح را یاری می کند.
مصیبت خوانی: [اصطلاح مداحی ] مقصود، همان مرثیه خوانی است. معمولاً مداحان با نقل تاریخ اهل بیت ( علیهم السلام ) مستمعان خود را با مصائب اهل بیت ( علیه ...
مقتل: [اصطلاح مداحی ] کنایه از کتابی است که مصائب اهل بیت ( علیهم السلام ) در آن بیان شده است.
مرثیه خوانی: [اصطلاح مداحی ] خواندن مراثی اهل بیت ( علیهم السلام ) با تکیه بر لحن و آهنگ مناسب، جهت تحریک عواطف مستمعان و آگاه کردن آنان با مصائب اهل ...
مدّاح: [اصطلاح مداحی ]صیغه مبالغه از واژه " مدح" است. اصطلاحاً به کسی گفته می شود که به کار مدح و منقبت اهل بیت ( علیهم السلام ) می پردازد.
مجلس گردانی: [اصطلاح مداحی ]کنایه از اداره مجلس عزاداری توسط مداح یا میانْ دار است.
مجلس گرفتن: [اصطلاح مداحی ] این اصطلاح ( یا: گرفتن مجلس ) زمانی به کار می رود که برنامه مداحی بر روی مستمعان تأثیر بگذارد و شور و حال خاصی به مجلس بد ...
مجلس: [اصطلاح مداحی ] همان محفل عزاداری است. مقصود مداحان از این اصطلاح، معمولاً "برنامه ی مداحی" است. مثلاً جمله "چند مجلس پیاده کردم" یعنی چند برنا ...
لق زدن: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی ست در سینه زنی، آن هنگام که در سینه زنی میان عزاداران، هماهنگی وجود نداشته باشد، گفته می شود: "سینه زنی، لق می زند". ...
گریه گرفتن: [اصطلاح مداحی ]امروزه، یکی از هدف های مداحی هم چنین یکی از شیوه های محک زدن میزان موفقیت یک مداح در مداحی، گریاندن مستمع است. در میان بسی ...
لباس مداحی: [اصطلاح مداحی ] از گذشته، رسم بوده است که مداحان، جهت تمایز از دیگر مردم، کت های بلندی می پوشیده اند و عبایی بر دوش می افکندند. پوشیدن ای ...
گوشواره: [اصطلاح مداحی ] در پایان هر بند نوحه، مصراعهای کوتاه یا بلندی است که بندها را به هم پیوند می دهد و زمینه ی ذهنی را در مستمع برای پاسخ دادن ب ...
گریز زدن: [اصطلاح مداحی ] نقطه ی اوج مرثیه خوانی مداح است که به صورت تطبیق و پیوند حادثه ای با حادثه کربلا، انجام می شود.
کوچه واکردن: [اصطلاح مداحی ] هنگامی که برنامه ی سینه زنی آغاز می شود، توسط میاندار مجلس و با اشاره ی مداح، عزاداران، صف هایی رو به روی هم تشکیل می ده ...
قفل زدن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از بی شور و حال بودن مجلس است. آن گاه مجلس، برنامه مداحی را تحویل نگیرد و - به اصطلاح - گریه یا شوری نداشته باشد، مداح ...
کسوت مداحی: [اصطلاح مداحی ] مقصود، لباس مداحی است و کنایه از افتخار نوکری اهل بیت ( علیهم السلام ) است.
کمکی گرفتن: آن گاه که گروهی از یک هیأت عزاداری به هیأت دیگری برای عزاداری - به صورت گروهی - می روند، اصطلاحاً گفته می شود " کمکی" رفته اند.
فرد: [اصطلاح مداحی ] تک بیت از یک قالب شعری، که انتخاب و خوانده می شود، "فرد" نام دارد.
عشق: [اصطلاح مداحی ]اظهار محبت و علاقه به اهل بیت ( علیهم السلام ) است. این واژه در برنامه های مداحی، پرکاربرد است.
عزادار: [اصطلاح مداحی ] به افرادی که به مجلس عزاداری آمده و سوگوارند، اطلاق می شود.
عبای مداحی: [اصطلاح مداحی ]رسم است که مداحان در جلسات آموزشی، هنگام اجرای برنامه، عبایی بر دوش می افکنند و مداحی می کنند، هم چنین مداحان، هنگام اجرا ...
عاشقان: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی است که معمولاً از طرف مداح و منبری به عزاداران و اهل مجلس اطلاق می شود. این اصطلاح معمولاً زینت بخش نام هیئات عزاداری ...
شعر[اصطلاح مداحی ]: یکی از ابزارهای فن مداحی است. البته این اصطلاح، توسط برخی مداحان، به صورت کلی به جای نام هر قالب شعری به کار می رود. مثلاً به غلط ...
شور زدن: [اصطلاح مداحی ] حالت عزاداری با زمزمه و بر سر و سینه زدن، به صورت ممتد و بی فاصله است. معمولاً این شیوه، در اواخر برنامه مداحی و با هدایت مد ...
سه ضرب: [اصطلاح مداحی ] سینه زدن عزاداران، به حالتی که میان هر سه بار سینه زدن به صورت ممتد، یک مکث کوتاه باشد.
شاه بیت: [اصطلاح مداحی ] زیباترین و برجسته ترین بیت در یک قالب شعری، شاه بیت نامیده می شود.