پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٧٢
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاوی : [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که برای اولین بار زائیده باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لُوک : [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که رنگ بدنش سیاه و سفید یا دو رنگ باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

خالِک وَره : [ اصطلاح چوپانی ] بره ی تازه متولد شده.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دَق نَر: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفند نر بزرگی که شاخ نداشته باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پَئیز کا : [ اصطلاح چوپانی ] بره ای که در فصل پاییز متولد شده باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بَنوش وَره [ اصطلاح چوپانی ]: بره ای که رنگ بدنش سفید باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مار سَف : [ اصطلاح چوپانی ] بره را از زمان به دنیا آمدن تا زمانی که شیر می خورد گویند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شِوا: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که رنگ بدنش شیره ای رنگ باشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کَر: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که گوش آن بسیار کوتاه است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رجی: [ اصطلاح چوپانی ] گوسفندی که رنگ صورتش گوناگون بوده و رنگ بدن آن قهوه ای باشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

زبان حال: [ اصطلاح مداحی ] یکی از مواردی که واعظ یا ذاکر به ذکر مصیبت می پردازد و از آن استفاده می کند، زبان حال است. بسیاری از شعراء و مداحان از این ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچه واکردن: هنگامی که برنامه ی سینه زنی آغاز می‏شود، توسط میاندار مجلس و با اشاره ی مداح، عزاداران، صف هایی رو به روی هم تشکیل می‏دهند که اصطلاحاً " ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

میاندار [اصطلاح مداحی ]: میانْ دار کسی است ، که لابه لای خواندن مداح، جمله هایی که معمولاً به صورت "ندا" است، با آهنگی کِشدار می خواند و سینه زنان نی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

یا حسین کِش[اصطلاح مداحی ]: کنایه از میانْ دار است، که لابه لای خواندن مداح، جمله هایی که معمولاً به صورت �ندا� است، با آهنگی کِشدار می خواند و سینه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

هیأتی: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحاً به افرادی گفته می شود که اهل شرکت در مجالس اهل بیت اند و پای منبر وعظ و عزاداری می نشینند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

یا الله کردن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از رو به قبله کردن و تمام نمودن مجلس عزاداری است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

واحد نُث: [اصطلاح مداحی ]در واحد خوانی، گاه که سینه زن به شور می آید در آن حال، یک دست و دو دست بر سینه می زند، این حالت " نث" نام دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

واگردان: [اصطلاح مداحی ]به بیت "ترجیع" در قالب "ترجیع بند"، واگردان نیز گفته می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمک مجلس: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحاً به معنای چاشنی یا جاذبه ی مجلس به کار می رود مثلاً گفته می شود: "نام امام حسین ( علیه السلام ) نمک مجلس است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

نَوّاح: [اصطلاح مداحی ]کسی که در خواندن "نوحه" تجربه ی خاصی دارد و کارش نوحه خوانی یا نوحه سرایی است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

میلادیه: [اصطلاح مداحی ] شعری که مضمون شاد داشته باشد و مداح، آن را متناسب مجلس جشن میلاد یکی از ائمّه اطهار یا بزرگان دین، انتخاب کرده، می خواند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

نسخه: [اصطلاح مداحی ]نوشته ای که مداح، هنگام خواندن، به دست می گیرد، نسخه نام دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناقب خوان: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی قدیمی، که بر گروهی از مداحان اطلاق می شده است که به نقل مناقب و فضایل اهل بیت ( علیهم السلام ) می پرداخته اند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

منبری: [اصطلاح مداحی ] مقصود سخنران یا واعظ مجلس است که بر منبر می نشیند و سخن می گوید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

میان دار: [اصطلاح مداحی ] به شخصی اطلاق می شود که در اداره ی مجلس، مداح را یاری می کند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مصیبت خوانی: [اصطلاح مداحی ] مقصود، همان مرثیه خوانی است. معمولاً مداحان با نقل تاریخ اهل بیت ( علیهم السلام ) مستمعان خود را با مصائب اهل بیت ( علیه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

مقتل: [اصطلاح مداحی ] کنایه از کتابی است که مصائب اهل بیت ( علیهم السلام ) در آن بیان شده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

مرثیه خوانی: [اصطلاح مداحی ] خواندن مراثی اهل بیت ( علیهم السلام ) با تکیه بر لحن و آهنگ مناسب، جهت تحریک عواطف مستمعان و آگاه کردن آنان با مصائب اهل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

مدّاح: [اصطلاح مداحی ]صیغه مبالغه از واژه " مدح" است. اصطلاحاً به کسی گفته می شود که به کار مدح و منقبت اهل بیت ( علیهم السلام ) می پردازد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس گردانی: [اصطلاح مداحی ]کنایه از اداره مجلس عزاداری توسط مداح یا میانْ دار است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس گرفتن: [اصطلاح مداحی ] این اصطلاح ( یا: گرفتن مجلس ) زمانی به کار می رود که برنامه مداحی بر روی مستمعان تأثیر بگذارد و شور و حال خاصی به مجلس بد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

مجلس: [اصطلاح مداحی ] همان محفل عزاداری است. مقصود مداحان از این اصطلاح، معمولاً "برنامه ی مداحی" است. مثلاً جمله "چند مجلس پیاده کردم" یعنی چند برنا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لق زدن: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی ست در سینه زنی، آن هنگام که در سینه زنی میان عزاداران، هماهنگی وجود نداشته باشد، گفته می شود: "سینه زنی، لق می زند". ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

گریه گرفتن: [اصطلاح مداحی ]امروزه، یکی از هدف های مداحی هم چنین یکی از شیوه های محک زدن میزان موفقیت یک مداح در مداحی، گریاندن مستمع است. در میان بسی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس مداحی: [اصطلاح مداحی ] از گذشته، رسم بوده است که مداحان، جهت تمایز از دیگر مردم، کت های بلندی می پوشیده اند و عبایی بر دوش می افکندند. پوشیدن ای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

گوشواره: [اصطلاح مداحی ] در پایان هر بند نوحه، مصراعهای کوتاه یا بلندی است که بندها را به هم پیوند می دهد و زمینه ی ذهنی را در مستمع برای پاسخ دادن ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

گریز زدن: [اصطلاح مداحی ] نقطه ی اوج مرثیه خوانی مداح است که به صورت تطبیق و پیوند حادثه ای با حادثه کربلا، انجام می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچه واکردن: [اصطلاح مداحی ] هنگامی که برنامه ی سینه زنی آغاز می شود، توسط میاندار مجلس و با اشاره ی مداح، عزاداران، صف هایی رو به روی هم تشکیل می ده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

قفل زدن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از بی شور و حال بودن مجلس است. آن گاه مجلس، برنامه مداحی را تحویل نگیرد و - به اصطلاح - گریه یا شوری نداشته باشد، مداح ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسوت مداحی: [اصطلاح مداحی ] مقصود، لباس مداحی است و کنایه از افتخار نوکری اهل بیت ( علیهم السلام ) است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمکی گرفتن: آن گاه که گروهی از یک هیأت عزاداری به هیأت دیگری برای عزاداری - به صورت گروهی - می روند، اصطلاحاً گفته می شود " کمکی" رفته اند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

فرد: [اصطلاح مداحی ] تک بیت از یک قالب شعری، که انتخاب و خوانده می شود، "فرد" نام دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عشق: [اصطلاح مداحی ]اظهار محبت و علاقه به اهل بیت ( علیهم السلام ) است. این واژه در برنامه های مداحی، پرکاربرد است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

عزادار: [اصطلاح مداحی ] به افرادی که به مجلس عزاداری آمده و سوگوارند، اطلاق می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبای مداحی: [اصطلاح مداحی ]رسم است که مداحان در جلسات آموزشی، هنگام اجرای برنامه، عبایی بر دوش می افکنند و مداحی می کنند، هم چنین مداحان، هنگام اجرا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

عاشقان: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی است که معمولاً از طرف مداح و منبری به عزاداران و اهل مجلس اطلاق می شود. این اصطلاح معمولاً زینت بخش نام هیئات عزاداری ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعر[اصطلاح مداحی ]: یکی از ابزارهای فن مداحی است. البته این اصطلاح، توسط برخی مداحان، به صورت کلی به جای نام هر قالب شعری به کار می رود. مثلاً به غلط ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شور زدن: [اصطلاح مداحی ] حالت عزاداری با زمزمه و بر سر و سینه زدن، به صورت ممتد و بی فاصله است. معمولاً این شیوه، در اواخر برنامه مداحی و با هدایت مد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سه ضرب: [اصطلاح مداحی ] سینه زدن عزاداران، به حالتی که میان هر سه بار سینه زدن به صورت ممتد، یک مکث کوتاه باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

شاه بیت: [اصطلاح مداحی ] زیباترین و برجسته ترین بیت در یک قالب شعری، شاه بیت نامیده می شود.