پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٧٢
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سنگین: [اصطلاح مداحی ] آن گاه که مداح، شعر را با آهنگ کشدار، بخواند به نحوی که حالت سینه زنی، ممتد و با فاصله باشد، اصطلاحاً "سنگین" گفته می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سفره: [اصطلاح مداحی ] تعبیری است که مداحان جهت تفاخر به کار می برند. مثلاً: "ما مهمان سفره ی اهل بیت هستیم"و گاه نیز مقصود، سفره ی اطعامی است که پس ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرود: [اصطلاح مداحی ] به شعرهایی گفته می شود که قالب آن مانند نوحه اما مضمون آن شاد است و مداح، آن را در مجالس شادی می خواند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سبْک: [اصطلاح مداحی ] در فن مداحی، مقصود " آهنگ" و "شیوه" خواندن مرثیه یا نوحه است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیارت خوانی: [اصطلاح مداحی ] مقصود، خواندن یکی از زیارت ها مثل "وارث"، "عاشورا" و. . . می باشد که مداح، لازم است در خواندن آنها تسلّط و با مضامین آن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمزمه خوانی: [اصطلاح مداحی ] تکرار یک بیت یا یک بند نوحه، توسط مستمعان یا مداح به صورت آرام.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمینه خوانی: [اصطلاح مداحی ] خواندن اشعاری در سینه زنی، به طوری که آهنگ سینه زنی به صورت سنگین و با فاصله باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

زبان قال: [اصطلاح مداحی ] سخنانی که از قول اهل بیت ( علیهم السلام ) نقل شده و در تاریخ - به صورت مستند - آمده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان حال: [اصطلاح مداحی ] سخنانی که مداح یا واعظ، با تکیه بر تاریخ و سیره ی اهل بیت ( علیهم السلام ) به ایشان نسبت می دهد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

زمزمه: [اصطلاح مداحی ] نوحه و ناله مستمع به همراه مداح است این حرکت، باعث ایجاد شور و هیجان در محفل عزاداری و پررونق شدن برنامه مداح می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

روضه خوان: [اصطلاح مداحی ] کنایه از مرثیه خوان است. از گذشته، که واعظان از روی کتاب "روضَه الشهدا" مرثیه می خوانده اند تا امروز، این اصطلاح مرسوم شده ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

روضه: [اصطلاح مداحی ]غلط مصطلحی ست که به جای واژه "مرثیه" به کار می رود.

پیشنهاد
٢

رو به قبله کردن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از سلام دادن و تمام کردن مجلس است. رو به قبله کردن: [عامیانه، کنایه ] کسی را که درحال مرگ است رو به قبله خواب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ردیف خوانی: [اصطلاح مداحی ]مقصود، اجرای برنامه مداحی با استفاده از دستگاه های موسیقی و ردیف های آوازی است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

رَجَز: [اصطلاح مداحی ] شعارهای حماسی که در جنگ، توسط مبارزان خوانده می شده است. گاه این رجزها در شعرها و برنامه های مداحی هم خوانده می شود؛ مثلاً این ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

رثا: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی است ادبی و به معنی "سوگ" و "عزا" است مثلاً گفته می شود: "در رثای امام علی ( علیه السلام ) شعری بخوان!"

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذکر آخر: [اصطلاح مداحی ] مقصود بند آخر "نوحه"است؛ معمولاً این اصطلاح را مداحان در اواخر نوحه خوانی به کار می برند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

ذاکر: [اصطلاح مداحی ]کسی که به ذکر مناقب و مراثی اهل بیت ( علیهم السلام ) می پردازد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ذکر: [اصطلاح مداحی ] نام دیگر "نوحه" است که معمولاً در پایان برنامه مرثیه خوانی، ارائه می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

دهه: [اصطلاح مداحی ] منظور، ده روز برنامه عزاداری که یک مداح جهت انجام وظیفه، دعوت می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دعوت داشتن: [اصطلاح مداحی ] مقصود، دعوت شدن مداح به جلسه، جهت اجرای برنامه است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

دم: [اصطلاح مداحی ] مقصود همان نوحه یا سرود است و قسمتی از آن، که توسط مستمعان، به تکرار گفته می شود. این کار بعد از برنامه مرثیه خوانی مداح، اجرا می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته: [اصطلاح مداحی ] گروهی از عزاداران که با هم، شعر یا نوحه ی خاصی را زمزمه می کنند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دعای مجلس: [اصطلاح مداحی ] دعا کردن در پایان برنامه ی و ختم عزاداری، که معمولاً توسط مداح پیش کسوت، انجام می شود.

پیشنهاد
١

خون گریه کردن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از حُزن شدید و گریه فراوان.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دستگاه خوان: [اصطلاح مداحی ]مقصود، مداحی است که دستگاههای موسیقی و ردیف های آوازی را می شناسد و آن را در مداحی به کار می برد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

خط: [اصطلاح مداحی ]اصطلاح غلطی ست که برخی مداحان به جای اصطلاح ادبی "بیت" به کار می برند. مثلاً می گویند: "چند خط، شعر خواندم!"

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاووش خوان: [اصطلاح مداحی ] کسی است که شعری را به لحن و آواز مناسب در جمعی می خواند و خبر از آمدن زائر می دهد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تند زدن: [اصطلاح مداحی ]اصطلاحی ست در سینه زنی، که در آن در پایان مجلس، آهنگ سینه زنی، تند شده، حرکات دست ها سریع می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ثلاث: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی است در سینه زنی که در آن، میان هر سه بار سینه زدن به صورت ممتد، یک مکث کوتاه وجود دارد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

تکیه: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحاً به محلی - غیر از مسجد - گفته می شود که در آن برنامه های جشن یا عزای اهل بیت ( علیهم السلام ) برگزار می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

تک زدن: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی ست در سینه زنی، که در آن حرکات دست ها به هنگام سینه زدن، آرام و با فاصله است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

پیش کسوت: [اصطلاح مداحی ] شخصی که در کار مداحی، از دیگران پیشتر است و در این کار، تجربه فراوانی اندوخته است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

تاریخ: [اصطلاح مداحی ] مجموعه ای از حوادث و ماجراهایی که، توسط مداح به شیوه های مختلف در کار مداحی روایت می شود. این شیوه را؛ مداح، با تکیه بر مطالعه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

پیاده کردن: [اصطلاح مداحی ] این اصطلاح - به کنایه - به مفهوم اجرا کردن برنامه، خواندن یک شعر یا مرثیه، به کار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پل سازی: [اصطلاح مداحی ] پل زدن به مرثیه ی مداح قبلی با شگردهای خاص. آن گاه که مداحی بفرض از حضرت زهرا خوانده است، مداح دیگری پس از او به نوعی مرثیه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیر غلام: [اصطلاح مداحی ] کنایه از شخصی که در بارگاه اهل بیت، سالها افتخار نوکری داشته و در این راه به پیری رسیده است.

پیشنهاد
٠

پامنبری خوانی: [اصطلاح مداحی ]به برنامه ای گفته می شود که میان دو منبر وعظ، توسط مداح، اجرا می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پامنبری: [اصطلاح مداحی ]به کسانی گفته می شود که در پای منبر وعظ و برنامه ی مداحی به عنوان مستمع، می نشینند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکت: [اصطلاح مداحی ]کنایه از مبلغی است که به عنوان "تبرّک" به مداح داده می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢

بند: [اصطلاح مداحی ] اصطلاحی ست که هم در "نوحه" و هم در قالب های "ترجیع بند" و "ترکیب بند" به کار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٤

بانی: [اصطلاح مداحی ]به شخصی گفته می شود که خرج برنامه عزاداری یا جشن را به عهده ی گرفته یا مجلس را برپا کرده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهل گریه: [اصطلاح مداحی ] کنایه از افرادی ست که با محافل مذهبی آشنایند، مرثیه خوانی مداح را تحویل می گیرند و چشم گریانی در عزای اهل بیت ( علیهم السلا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

اهل منبر: [اصطلاح مداحی ]کنایه از اشخاصی است که پای منبر وعظ می نشینند و اهل بصارت و آگاهی اند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اهل بیتی: [اصطلاح مداحی ] کنایه از شخصی است که عاشق و دوستدار اهل بیت است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٥

ادبیات: [اصطلاح مداحی ]اصطلاحی کلّی ست که شامل تمام مباحث شعری می شود که به کار مداحی می آید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اداره کردن: [اصطلاح مداحی ] کنایه از کنترل مجلس و ارائه ی برنامه ی مطلوب است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

گله های مولد :[ اصطلاح مرغ داری]به مجموعه ای از طیور ماده و درصد مشخصی طیور نر گفته می شود که به منظور تولید تخم نطفه دار نگهداری می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پرورش طیور :[ اصطلاح مرغ داری]عبارتست از نگهداری و پرورش نژادهای اصلاح شده طیور که با رعایت اصول مدیریت در زمینه های پرورش ، تغذیه و بهداشت در سالن ه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

مرغ حذفی:[ اصطلاح مرغ داری]مرغ و خروس هایی که طی دوره پرورش و تولید به دلایلی نظیر بیماری ، ضعف ، نقصان تولید و غیره از رده خارج می شوند مرغ حذفی می ...