پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٣٠)
ورگشتن نان[اصطلاح نانوایی] هنگامی که نان را به دیواره تنور می چسبانند ممکن است لبه آن برگردد و دولا شود که می گویند نون ورگشت.
گرمی کردن ( garmi kardan ) : [اصطلاح نانوایی] جدا شدن و افتادن نان در تنور قبل از آنکه کاملا پخته باشد.
تریده ( toride ) : [اصطلاح نانوایی] نانی که قسمتی از آن قبل از پختن به کف تنور افتاده باشد.
کلفتی ( kolofti ) : [اصطلاح نانوایی] قسمتی از نان که قبل از پختن به کف تنور افتاده و معولا روی هم مچاله می شود.
پشتی ( poshti ) : [اصطلاح نانوایی] تکه هایی از پشت نان که به دیواره تنور می چسبد و در تنور باقی می ماند.
تریدن ( toridan ) : [اصطلاح نانوایی] وقتی نان را به دیواره تنور می چسبانند ممکن است قسمتی از خمیر به دیواره نچسبد و به کف تنور بیفتد این کار را تریدن ...
پشت نان[اصطلاح نانوایی] طرفی که به دیواره تنور می چسبد.
روی نان[اصطلاح نانوایی] طرفی که به سمت آتش تنور است.
نان اول تنور [اصطلاح نانوایی] اولین نانی که از تنور بیرون می آید که معمولا بعلت حرارت بیش از حد تنور قدری سوخته هم هست. در زبان ترکی ضرب المثلی هست ...
دوره گرفتن: [اصطلاح نانوایی] پس از آنکه خمیر پهن شده را روی بالشتک نانوایی انداختند اندکی دوره آن را با دست به سمت بیرون می کشند که این کار دوره گرفت ...
تخمی ( tokhmi ) : [اصطلاح نانوایی] نانی که مخلوطی از چند دانه مانند: سیاه دانه، کنجد، زیره، برگ پیاز، گل خشت و. . . برای معطر شدن و زیبایی هنگام پهن ...
رفیده ( refide ) : [اصطلاح نانوایی] بالشتکی که خمیر را روی آن گذاشته و به دیواره تنور می چسبانند.
ور دست زدن: [اصطلاح نانوایی] هنگام پهن کردن آن را به تناوب روی کف دست می اندازند و چند بار با این دست و آن دست جابجا می کنند که باعث می شود خمیر زودت ...
کیسه نانوایی: [اصطلاح نانوایی] کیسه کوچکی که نانوا هنگام پخت نان به دست می کند تا دستش در اثر حرارت تنور کمتر آسیب ببیند.
نان نازک کردن: [اصطلاح نانوایی] پهن کردن خمیر و آماده کردن آن برای پخت.
اُشکرو ( oshkoroo ) : [اصطلاح نانوایی] چوبی نسبتا بلند که برای جمع کردن آتش تنور از آن استفاده می شود. در زبان آذری به آن "کسّوو kassoo" می گویند .
تنور شورو ( tenor shooroo ) : [اصطلاح نانوایی] تکه پارچه یا قطعه ای از برگ نخل خرما که برای شستن و تمیز کردن تنور از آن استفاده می شود.
شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.
شاخ کردن تنور: [اصطلاح نانوایی] ریختن هیزم در تنور و آتش زدن آنها که برای نان پختن مهیا شود.
درزگیدن ( derezgidan ) : [اصطلاح نانوایی] هنگام خمیر کردن قطعاتی از خمیر به اطراف می پاشد که می گویند خمیرها می درزگن ( miderezgan ) .
ور آمدن: : [اصطلاح نانوایی] ترش شدن خمیر
مشت دادن ( mosht dadan ) : [اصطلاح نانوایی] ورز دادن خمیر.
دو مشته: [اصطلاح نانوایی] پس از اینکه خمیر کردن به پایان رسید روی آنها را می پوشانند پس مدتی دوباره به سراغ آنها آمده و مجددا آنها را کمی ورز می دهند ...
کمو باری :[اصطلاح نانوایی] الک مخصوص پاک کردن گندم.
خمیر کردن: [اصطلاح نانوایی] مخلوط کردن آب و آرد و ورز دادن آن تا برای پخت نان آماده شود.
ش. م. ر: [ اصطلاح نظامی ]مخفف شیمیایی، میکروبی، هسته ای.
میدان موانع: [ اصطلاح نظامی ]محلی که درآن گودال ها، دیوارها، خرک های چوبی، نردبان های چوبی و عمودی و افقی و سایر موانع ساخته شده است. میدان موانع برا ...
میدان مین: [ اصطلاح نظامی ]محلی که در آن مین گذاشته اند، منطقه ممنوعه ای که سربازان وظیفه، حق ورود به آن را ندارند.
میدان پرچم: [ اصطلاح نظامی ]میله ای سفید و بلند که پرچم بر بالای آن برافراشته می شود، نشانه ای از مانور، در میدان آموزش به این معنا است که باید سریع ...
موج انفجار: [ اصطلاح نظامی ]وقتی که ماده ای منفجر می شود، توسعه هر نوع گاز و تراکم هوا، فشار یا موج فشاری از طرف مرکز انفجار به طرف خارج حرکت نموده و ...
معاف: [ اصطلاح نظامی ]کسی که به خدمت نرفته و کارت پایان خدمت دارد.
فشنگ مانوری: [ اصطلاح نظامی ]گلوله ندارد و برای تجسم تیراندازی در مانورها و در مواقع سلام و تشریفات نظامی کاربرد دارد.
فرنچ: [ اصطلاح نظامی ]بلوز نظامی که چهار جیب دارد.
فشنگ ثاقب: [ اصطلاح نظامی ]مغزی گلوله فولاد که برای موانع سخت به کار می رود.
فرار از خدمت: [ اصطلاح نظامی ] ( غیبت ) نظامی که در زمان صلح بیشتر از ۱۵ روز و در زمان جنگ بیش از ۵ روز باشد.
عامل اعصاب: [ اصطلاح نظامی ]مواد شیمیایی و کاربرد در جنگ که روی اعصاب تاثیر می گذارد و در مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه موجب مرگ می شود.
حفره روباه : [ اصطلاح نظامی ]برای اینکه سربازها از دید و تیر دشمن در صحرا در امان بمانند . حفره ای می کنند و در آن قرار می گیرند. در اردوگاه ها به چا ...
چهاربند: [ اصطلاح نظامی ]بندی است مثل کش شلوار که در آن دو بند عقب، کوتاه تر از دو بند جلو است و وقتی تجهیزات به فانسقه وصل می شود، به نگه داشتن فانس ...
پانچو: [ اصطلاح نظامی ] روپوش برزنتی یا پلاستیک کلاه دار که سربازها در هوای بارانی برای جلوگیری از خیس شدن به تن می کنند.
پامرغی: [ اصطلاح نظامی ] از تنبیه های بدنی است. در این تنبیه نشسته و دست ها را پشت گردن به هم گره می زنند و به سمت جلو حرکت می کنند.
پا شتری: [ اصطلاح نظامی ]راه رفتن آهسته، به طوری که صدای پاشنیده نشود، دزدکی راه رفتن.
پا فنگ : [ اصطلاح نظامی ]دستور بعد از پیش فنگ است. اسلحه پایین آورده می شود و درکنار بدن قرار می گیرد.
لگد تفنگ: [ اصطلاح نظامی ]عقب نشینی اسلحه در موقع تیراندازی.
سلف: [ اصطلاح نظامی ] ظرفی استیل یا آلومینیومی به شکل سینی که دارای قسمت های زیر است: 1 - محل برنج، مستطیلی در سمت راست 2 - محل خورشت، مستطیلی در سم ...
شماره یَقلوی: [ اصطلاح نظامی ]اصطلاحی است برای سربازهای پایه خدمتی کم که هنوز زیاد توجیه نیستند.
شماره یگان: [ اصطلاح نظامی ]عددی است که نشانگر یگان خدمتی است و در بالای اتیکت نصب می شود.
صبحگاه: [ اصطلاح نظامی ]مراسمی که در شروع رسمی کار، هر روز دریگان انجام می شود. مراسمی که در آن پرچم با حضورافسر سر یا افسر جانشین بالا می رود.
صلیب: [ اصطلاح نظامی ] از تنبیه های بدنی؛ در این تنبیه در حالت ایستاده، دست ها به طرفین باز می شود، کف دست ها به طرفین باز می شود، کف دست به طرف بالا ...
صد و یک: [ اصطلاح نظامی ]شمارشی در رژه رفتن که مدت زمان فاصله قدم ها را با آن تعیین می کنند.
خاموشی: [ اصطلاح نظامی ]موقع خواب، زمانی که تمام لامپها خاموش میشود وسکوت کامل آسایشگاه را فرا میگیرد.