پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,١٧٨
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بارک الله: برگرفته از آیه "فتبارک الله احسن الخالقین" ( سوره مؤمنون، آیه 14 ) است که در پایان آیات مربوط به مراحل خلقت انسان آمده است و در مقام تحسین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

گام: به نظر می رسد گام در فارسی با واژه انگلیسی come ( آمدن ) و Coming ( درحال آمدن ) که بیشتر منظور از آمدنی است که با قدم زدن و پیاده آمدن صورت گرف ...

پیشنهاد
٠

پرداختن از چیزی : پاک کردن از چیزی ، از میان برداشتن آن چیز . ( ( این بام و سرای بی وفایان را از شحنه و شش عسس بپردازم ) ) ( تازیانه های سلوک، نق ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسد نازم: جای آن دارد که ناز کنم. ( ( گر ناز کنم بر آفرینش من فرزند خلیفه ام، رسد نازم ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فرزند خلیفه: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "فرزند خلیفه " می نویسد : ( ( کنایه از انسان است و به اعتبار اینکه آدمی در جهان ، مقام خلیفة اللهی دارد *وَ إِ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست دریازیدن: دست بیرون آوردن ، دست دراز کردن ( ( چون بال شکسته گشت بر پرم چون دست بریده گشت دریازم؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سر بپرداختن از عقل: سرِ عقل را برداشتن ، سر عقل را بریدن ( ( از جان جهول دل فرو شویم وز عقل فضول سر بپردازم ؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل فرو شستن: دل برکندن ( ( از جان جهول دل فرو شویم وز عقل فضول سر بپردازم ؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، زمس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

باغ الهی:بهشت یا رضوان الهی که" و رضوانٌ مِن الله اکبر " 9/72 ( ( کی باشد کین قفس بپردازم در باغ الاهی آشیان سازم ؟ ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قفس: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " قفس " می نویسد : ( ( قفس کنایه از جسم و قالب خاکی است و از دیرباز در ادب فارسی، روح را به گونه ای پرنده ای که ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دون القُلّتین : دکتر شفیعی کدکنی در مورد " دون القُلّتین" می نویسد : ( ( دون القُلّتین تعبیری است در مورد چیزهای کم و ناچیز به کار می رود و اصل آن از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

حَشَر گردیدن : انبوه شدن ، تجمّع کردن . ( ( تا حَشَر گردند شاگردان دون القلّتین پردگی گشتند زین غم اوستادان کمال ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تح ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سینه مال: صفت فاعلی مرکب مرخم ، یعنی عشقی که سینه ی عاشق را در هم شکند. ( ( ای دریغان صادقان گرم رو در راه دین تیر ایشان دیده دوز و عشق ایشان سینه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناریان: دوزخیان ، اهل دوزخ ، آنان که به دوزخ خواهند رفت . ( ( ناریان بین با سه دوزخ سرد مانده در تموز ابلهان بین با دو دریا غرق گشته در سفال ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذوالبقا: از صفات باری تعالی است ، آنکه صاحب جاودانگی است. ( ( کی توان مر ذوالجلال و ذوالبقا را یافتن در خط خوب تکین و در خم زلف ینال؟ ) ) ( تازیا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

حال و مُحال: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " حال و مُحال" در بیت زیر می نویسد : ( ( حال واردی است غیبی و الاهی که بدون دخالت سالک و بی اراده ی او ، بر وی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصحاب قال:اهل سخن گفتن ، آنان که تنها سخن می گویند و از معنی و حال بی بهره اند. ( ( بس کنید آخر محال، ای جملگی اصحاب قال در مکان آتش زنید ای طایفه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ارباب حال: اهل حال و ارباب سلوک ( ( بس کنید آخر محال، ای جملگی اصحاب قال در مکان آتش زنید ای طایفه یْ ارباب حال ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخته: جنازه ای که مرده را بر آن می نهند دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " تخته" در بیت زیر می نویسد : ( ( در افسانه هایی که در کودکی برای ما می گفتن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پَسْرو: پیرو و دنباله رو ( ( از برای خلاف و استبداد پَسْرو دُنب ِخر بگیر مباش ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی، ...

پیشنهاد
٢

شاگرد رسن تاب:نماد انجام دهنده حرکات معکوس در ادبیات است . دکتر شفیعی کدکنی در مورد " شاگرد رسن تاب" در بیت زیر می نویسد : ( ( بدان جهت که شاگرد ر س ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

داغ ملک: یعنی مُهری که پادشاه بر بدن بنده ی خویش می زده است به نشانه ی اینکه آن بنده در تملّک اوست و آن را داغ بندگی می خوانده اند. ( ( بندهٔ خاصُ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کار داشتن: اهمیت و اعتبار داشتن . دکتر شفیعی کدکنی در مورد " کار داشتن" می نویسد : ( ( کار وقتی با فعل داشتن و بودن ترکیب شود در متون قدیم غالباً به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پذیرفتن: عفو کردن و بخشیدن ( ( هیچ طاعت نامد از ما ، همچینن، بی علتی رایگانمان آفریدی رایگانمان در پذیر! ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی علتی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " بی علتی" می نویسد : ( ( یعنی همچنان که ما را بی علتی ، رایگان آفریدی همچنان، رایگان و بی علت بر ما ببخشای ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گیر و مگیر: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "گیر و مگیر " می نویسد : ( ( گرفتن اولی به معنی اخذ و دریافت کردن است و گرفتن دوم به معنی مؤاخذه و پرس و جو و م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

خفیر: معنی اسکورت کننده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بحر ِ قعیر: دریای ژرف ( ( تَفّ آه عاشقانْت ار هیچ زی بحر آمدی تا به ماهی جمله بریان گرددی بحر قعیر ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ماه تیر : دکتر شفیعی کدکنی در مورد " ماه تیر " در بیت زیر می نویسد : ( ( منظور تیرماه زمستانی است که در گاه شماری قدیمی ایرانی وجود داشته است و منظو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

هژیر: چابک و هشیار دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " هژیر" می نویسد : ( ( به صورت ِ اَجیر در کدکن بکار می رود و بیشتر در تضاد با " خواب آلود " ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاشتگه: نزدیک ِظهر ( ( بامداد "ایاک نعبد" گفته ای در فرض حق چاشتگه خود را مکن در خدمت دونی حقیر ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فطیر در بستن: نان به تنور زدن . از فرصت بهره جستن مثل تا تنور گرم است نان را باید به تنور زد . ( ( ای خمیرت کرده در چل صبح، تایید الاه چون تنورت گر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نَقیر : خال یا فرو رفتگی کوچکی است در پشت هسته خرما، گویی منقارى به آنجا زده اند ( قاموس قرآن ) ، چیز سبک و حقیر را با آن مثل زنند و نیز به معنی تراش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

تهوّر : مردانگی، جسارت دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " تهوّر " می نویسد : ( ( مردانگی و جسارت که از روی قلّتِ مبالات باشد . از نظر حکمای قدیم تهوّ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سه جان: ( نفس اماره و نفس لوامه و نفس ناطقه ) یا ( نفس بهیمی و نفس نباتی و نفس ناطقه. ( ( چار میخ چار طبعی ، شهر بند پنج حس از پی دوْ جْهان سه جانت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوزده اعوان: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " نوزده اعوان" می نویسد : ( ( نوزده اعوان اشاره است به : وَمَا أَدْرَاکَ مَا سَقَرُ / لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ/ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوزده اعوان: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " نوزده اعوان" می نویسد : ( ( نوزده اعوان اشاره است به : وَمَا أَدْرَاکَ مَا سَقَرُ / لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ/ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

در جمله: بر روی هم ، روی هم رفته ( ( آدمی در جمله ، تا از نفس پر باشد چو جوز هر زمانی آید از وی دیو را بوی پنیر ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

دکتر شفیعی کدکنی قُرّةالعین را بر گرفته از واژه ی " قَریر" می داند و در این مورد می نویسد : ( ( قَریر صفتی است که در مورد چشم به کار می رود هنگامی که ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

قَریر: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " قَریر" می نویسد : ( ( قَریر صفتی است که در مورد چشم به کار می رود هنگامی که چشم به دیدن چیزی خوشایند، نایل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ورز ورزیدن: گناه ورزیدن ، مرتکب گناه شدن ( ( جان بدین و عقل ده تا پاک ماند بهر آنک وزْر وَرزَد جان چو او را عقل و دین نبود وَزیر ) ) ( تازیانه های ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارُالملکِ سرّ: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "دارُالملکِ سرّ " می نویسد : ( ( پایتخت دل، آنجا که مرکز سلطنت دل است. سرّ به معنی قلب است و از تعبیراتِ خا ...

پیشنهاد
١

از گریبان تاج ساختن: در کمال بی نیازی بسر بردن دکتر شفیعی کدکنی در مورد " از گریبان تاج ساختن" می نویسد : ( ( یعنی به سلطنت فقر در دست یابی، گریبان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلطان ِ ضمیر: وجدان در معنی امروزی کلمه ، درون ِ خویش ( ( ای سنائی جهد کن تا بهر ِ سلطان ِ ضمیر از گریبان تاج سازی وز بُن دامن سریر ) ) ( تازیانه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقشِ قندهار: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "نقشِ قندهار " می نویسد : ( ( قندهار شهری است در افغانستان کنونی ولی علاوه بر نام شهر نام معبدی نیز بوده است. ...

پیشنهاد
٠

گوش کسی را گرفتن: کنایه از بردن کسی به جایی با زور. ( ( عقل اگر خواهی که ناگه در عقیله ت نفکند گوش گیرش، در دبیرستانِ "الرّحمٰن" در آر! ) ) ( تاز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تن خاکسار: ذلیل ، خوار . ( ( زآن که مشتی ناخلف هستند در خطِ خِلاف آب روی و بادریش، آتش دل و تن خاکسار ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید س ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نخل بندان: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "نخل بندان " می نویسد : ( ( کسانی که از موم شکلِ میوه و درخت و گل بوته می ساختند برای تزیین و تماشا ) ) ( ( از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

گوش: با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است . گوش کسی را گرفتن: کنایه از بردن کسی به جایی با زور. ( ( عقل اگر خواهی که ناگه در عقیله ت نفکند گوش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقیله: دکتر شفیعی کدکنی در مورد واژه ی " عقیله" می نویسد : ( ( عقیله پایبند ، در عربی به این معنی عقال به کار رفته ( =زانوبند شتر ) و عقیله به معنی ...