پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٦٠٣
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

دانش: در پهلوی دانشن dānišn بوده است. ( ( ترا دانش ِدین رهاند درست؛ در ِ رستگاری ببایدْت جُست. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تسو: یک پول سیاه ( ( مزد حق کو مزد آن بی مایه کو این دهد گنجیت مزد و آن تسو ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 384 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

رَبوه :کوه بلندی است در سه فرسخی شهر دمشق و مضمون مصرع دوم به صورت ضرب المثل به کار می رود. ( ( غم چو بینی در کنارش کش به عشق از سر ربوه نظر کن در ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

صید ِبناز:شکار دلربا ، در بیت زیر جلوه های غیب ( ( منتظر چشمی به هم یک چشم باز تا که پیدا گردد آن صید ِبناز ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استع ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

مستطیل:گسترده ، نور آفتاب مستطیل: نور گسترده ی آفتاب ( ( خود نباشد آفتابی را دلیل جز که نور آفتاب مستطیل ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

یورتگه :خیمه ، منزلگاه ( ( از پناه حق حصاری به ندید یورتگه نزدیک آن دز برگزید ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 382 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رخت بردن:پناه بردن ، خود را به جایی رسانیدن ( ( زانک عادت کرده بود آن پاک جیب در هزیمت رخت بردن سوی غیب ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ...

پیشنهاد
٠

آدم هزار پیشه کم مایه می شود: آنکه به شغل های گوناگون دست زند از نتیجه ی جملگی باز ماند. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 26 )

پیشنهاد
٠

آدم نفهم هزار من زور دارد : نادان چون حزم و پیش بینی ندارد تمام قوای حاضر خود را به یک بار به کار برد نظیر خرهم خیلی زور دارد. ( دهخدا، امثال و حکم ، ...

پیشنهاد
٠

آدم نترس سر سلامت به گور نمی برد: آدم متهور و هنگامه طلب غالباً مجروح و گاهی نیز مقتول شود. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 25 )

پیشنهاد
٠

آدم گدا نه عروسیش باشد نه عزاش: فقرا غالباً در موقع عروسی و عزا و امثال این دو بیشتر از دیگران به نمایش و هیاهو و جنجال پردازند . ( دهخدا، امثال و حک ...

پیشنهاد
٠

آدم خوش معامله شریک مال مردم است: آنکه ادای دیون خود را در موعد مقرر کند اغنیا از وام دادن به او امتناع نورزند ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 24 )

پیشنهاد
٠

آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد: نظیر یکی را چوب به پا می زدند می گفت وای پشتم ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 24 )

پیشنهاد
٠

آدم حسابش را پیش خودش می کند : پیش از آنکه ذیحق مطالبه کند باید به ادای حق اوپرداخت . نظیر :حاسب نفسک قبل ان تحاسب. . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 24 )

پیشنهاد
٠

آدم بی اولاد پادشاه بی غم است: سختی و مشقت پرستاری و تربیت فرزند بسیار است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 23 )

پیشنهاد
٢

آدم به کیسه اش نگاه می کند: به هم چشمی و تقلید دیگران نباید اسراف در خرج کرد بلکه باید به تناسب دارایی خود صرف مال نمود ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 23 )

پیشنهاد
٠

آدم بد حساب دو دفعه می دهد: آنکه در ادای دیون خویش سختی کند غالباً به ادای مخارج دعوی و ضررهای دیگر نیز مجبور می شود نظیر: از شل یکی در می آید از سفت ...

پیشنهاد
٠

آخر پیری داغ امیری : داغ امیری داغی بود که بر اسب و استر و امثال آن به علامت تملک امیر و سلطان می نهاده اند . نظیر سر پیری معرکه گیری یا خر پیر و افس ...

پیشنهاد
٠

آجیل کسی کوک بودن :اسباب معاش او از هر جهت و بیشتر از حیث غذا به خوبی فراهم بودن. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 18 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

دکتر کزازی واژه ی " محاق" را در نوشته های خود به جای واژه ی " نهفتگی" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 205 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

دکتر کزازی واژه ی " محاق" را در نوشته های خود به جای واژه ی " نهفتگی" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 205 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

دکتر کزازی واژه ی " کژسویی" را در نوشته های خود به جای واژه ی " انحراف" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 2 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکتر کزازی واژه ی " کژسویی" را در نوشته های خود به جای واژه ی " انحراف" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 2 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

نهادن: در پهلوی نهاتن nihātan بوده است. در معنی سرشتن و بنیاد گذاشتن و آفریدن به کار رفته است. نیز می تواند بود که حکیم در معنی فرزانه و جهان شناس به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

باز: در پهلوی اپاچ apāč بوده است. ( ( به دو هفته گردد تمام و درست بدان باز گردد که بود از نخست. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بیش: در پهلوی به همین شکل کار برد داشته است. ( ( دگر شب، نمایش کند پیشتر؛ ترا روشنایی دهد بیشتر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیش: در پهلوی به همین شکل کار برد داشته است. ( ( دگر شب، نمایش کند پیشتر؛ ترا روشنایی دهد بیشتر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

نمایش: در پهلوی نمایشن nimayišn بوده است. ( ( دگر شب، نمایش کند پیشتر؛ ترا روشنایی دهد بیشتر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزاز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دکتر کزازی واژه ی " وام ْ واژگان" را در نوشته های خود به جای واژه ی " واژه های دخیل " بکار برده است.

پیشنهاد
٠

دکتر کزازی واژه ی " وام ْ واژگان" را در نوشته های خود به جای واژه ی " واژه های دخیل " بکار برده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

عشق: دکتر کزازی در مورد واژه ی " عشق" می نویسد : ( ( عشق واژه ای کهن و نژاده در زبان تازی نیست و چنان می نماید که در شمار وام ْ واژگان ( = واژه های د ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پشت: در پهلوی به همین شکل بکار برده می شده است. ( ( پدید آید آنگاه، باریک و زرد، چو پشت ِ کسی کو غم ِعشق خوَرْد. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

خوردن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " خوردن" می نویسد : ( ( خوردن در پهلوی در ریخت خورتن xwartan بکار می رفته است . خوارتن یا خواریتن xwārītan در این زب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

زرد: در پهلوی زرت zart بوده است. ( ( پدید آید آنگاه، باریک و زرد، چو پشت ِ کسی کو غم ِعشق خوَرْد. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

باریک: دکتر کزازی در مورد واژه ی "باریک " می نویسد : ( ( باریک در پهلوی باریگ bārīg و باریکbārik به معنی نازک و نزار ، در پارسی با ریخت پهلوی به کار ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پیمودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پیمودن" می نویسد : ( ( در پهلوی پتموتن patmūtan به معنی سنجیدن و اندازه گرفتن است. در این معنی، از آن واژه ی" پیم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

هرگز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هرگز" می نویسد : ( ( هرگز در پهلوی در ریخته هَگَرْز hagriz بکار می رفته است . در پارسی نیز، اندک، در ریختی نزدیک به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیچیدن: در پهلوی در ریخت پچیتن pēčītanبکار می رفته است . ( ( چراغی است ؛ مر تیره شب را، بسیچ به بد ، تا توانی، تو هرگز مپیچ! ) ) ( نامه ی باستان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بسیج:آماده و فراهم شده و ساخته دکتر کزازی در مورد واژه ی " بسیج" می نویسد : ( ( بسیج به معنی آماده و فراهم شده و ساخته است و در بیت صفتی است جدا افت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

دکتر کزازی واژه ی " فرا خواند" را در نوشته های خود به جای واژه ی " ندا" بکار برده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

دکتر کزازی واژه ی " فرا خواند" را در نوشته های خود به جای واژه ی " ندا" بکار برده است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

ایا: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ایا" می نویسد : ( ( ایا واژه ی فراخواند ( ندا ) است و ریختی کهن تر از "ی" می باید بود. چنان می نماید که ریختی دیگر ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لخته سازی ( Flocculation ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] فرآیندی که ماده شیمیایی یا ماده ای دیگر به فاضلاب اضافه می شود و جامدات معلق ذره ای را جذب کرده و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لخته شده ( Flucculent ) : [ اصطلاح آب و فاضلاب ] لخته یا توده های شبیه پشم که در لخته سازی تشکیل می شوند. با وجودی که این اصطلاح و لخته کننده بارها و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

لخته کننده ( Flucculant ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] ماده ای کاتالیستی که همانند عوامل لخته ساز سبب واکنش شیمیایی با جامدات معلق شده و تشکیل ماده لخته ش ...

پیشنهاد
١

عامل لخته ساز ( Flucculating Agent ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] لخته ساز یا ماده شیمیایی که برای ایجاد لخته سازی مورد استفاده قرار می گیرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دانه گیر ( Grit Chamber ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] عموما در تصفیه فاضلاب شهری یک حوضچه یا مخزن ورودی اولیه را دریافت می کند و با آرام کردن جریان اجازه ...

پیشنهاد
١

نیزار با سطح آزاد آب ( Free Water Surface Wetland - FWS ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] یک نیزار ساخته شده یا برکه تصفیه فاضلاب کم عمق که عمق کم آن اجازه م ...

پیشنهاد
١

تصفیه فاضلاب صنعتی ( Industrial Wastewater Treatment ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] تصفیه فاضلاب صنایعی همچون تولید کننده ها, فرآیندهای غذایی, سازندگان کا ...

پیشنهاد
١

بوم شناختی صنعتی ( Industrial Ecology ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] بر جریاناتی تمرکز دارد که بصورت تداوم داری بر محیط زیست , اقتصاد و فناوری اثری مطلوب ...