پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,٠٣٨
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تمنع ساختن:استوار شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تمکین فرمودن:به فرمان بودن ، احترام. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تمسک ساختن:چنگ در زدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام گوشت:چاق ، سمین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۴۲۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام زهره:کامل جرأت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تمام آفرینش:کامل خلقت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تمادی کردن:دور در شدن در بی راهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تلوین حالات: دگرگون شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تلون طبع: رنگ به رنگ شدن سرشت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲۵ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تلقین رفتن: فرا زبان نهادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۵ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تلقین رحمانی: القای ایزدی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تکوین نطفه: هست کردن نطفه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۲ ) .

پیشنهاد
١

تکلف به جای آوردن: تعهد معمول داشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تکدر گرفتن: تیرگی پذیرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۲۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تقویم حال:راست کردن وضع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

در زبان انگلیسی به خاکستر و زغال coal گفته می شود . واژه ی coal انگلیسی همان واژه ی"کؤل " ترکی است به معنی خاکستر . کؤلّوک در زبان ترکی به معنی محل ر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

واژه ی coal انگلیسی همان واژه ی"کؤل " ترکی است به معنی خاکستر . کؤلّوک در زبان ترکی به معنی محل ریختن خاکستر گفته می شود . یک ضرب المثل ترکی می گوید ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

cow در انگلیسی همان تغییر یافته ی گاو فارسی است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

دکتر کزازی در ذیل واژه ی اندر می نویسد : ( ( اندر در پهلوی انتر antar بوده که "ت" به" د" تغییر یافته و اندر شده . این واژه را می توانیم با enter در ف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

top همان تغییر یافته تپه ی فارسی است ما در زبان ترکی به بالاترین قسمت سر" تَپه" می گوییم. فارس ها به کوه کم ارتفاع تپّه می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بِگماز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بِگماز" می نویسد : ( ( بگماز به معنی جام و باده است. پنداشته آمده است که این واژه از دو پاره ی بگ ریختی از "بغ" ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تقریر صدق: بیان راستی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تقدیم ملهیات:پیش انداختن لهوها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۰ ) .

پیشنهاد
٥

تقدیم ملتمسات:پیش انداختن خواهش ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

تقدیم فرمان:پیش انداختن امر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

تقدیم شرایط:پیش انداختن شرط ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

تقدیم اندیشه:پیش انداختن تفکر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

تقدم فضل:پیشی برتری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۴۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تقاعد نمودن:کناره گرفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۵۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تقاضای شهوت:تقاضای میل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

قند :در زبان هندی به کریستال "خاندا" گفته می شد . هندی ها وقتی شکر را به شکل نبات یا کرستال تبدیل می کردند به آن خاند می گفتند ایرانی ها خاند را گند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تفرس ذهن:فراست خاطر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۰ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تفرس خاطر:فراست ذهن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۵۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تفأل نمودن:فال نیک زدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تفاضل نمودن:افزونی جستن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۰۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تعود فرمودن:خوگر ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۶۵ ) .

پیشنهاد
٦

تعمیه ی استجهال:نابینا ساختن نادانی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تعطف نمودن:مهربانی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۷۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تعبیه ی احتیال:آماده ساختن حیله. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ۴۷۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تعارف ارواح:آشنایی روح ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ۵۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تطلب حال:پیاپی جستن حال. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ۸۴ ) .

پیشنهاد
٨

تصاریف روزگار:پیشامدهای زمانه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۸۵ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

تشنه مردن:از عطش مردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۲ ) .

پیشنهاد
٦

تشنه بودن به خون:خواستار انتقام بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۱۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تشریف دادن:خلعت دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۷۴ ) . تشریف دهد: افتخار بده، فرود بیاید، تشریف بیاورد . ( ( هیهات که چو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تسلیم گونه:رام وار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۳۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

تسامح کردن: آسان گرفتن با یکدیگر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۳۴ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

تزیین فرموده: آراسته نموده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۱۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

تزویر زور:فریب دروغ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۹۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

تزویر باطل:مکر غلط ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۲۱۸ ) .