پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
در خشم شدن:عصبانی شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷۴ ) .
درخت بالیده:درخت سرسبز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۴ ) .
در خام . . . دوختن:شکنجه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۱ ) .
در حق کسی:درباره وی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۱۴۴ ) .
در حساب نهادن:محاسبه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۴ ) .
در حساب آمدن:به شمار آمدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۶ ) .
در حباله . . . آوردن:عقد کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲ ) .
در چنبر آمدن:گرفتار شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۴۰۱ ) .
در جوال کسی رفتن:گرفتار وی شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷ ) .
دُرج بلورین:جوهردان بلوری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۱۲۴ ) .
در توقف داشتن:مسکوت گذاشتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷۳ ) .
در تأخیر انداختن:عقب انداختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۵ ) .
دُر پیمودن: سخن گفتن. ( ( که هنگام محاوره دُر درکنار روزگار پیمودی . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۴۲ ) .
در پیش نهادن: جلو گذاشتن. ( ( ما حضری که بود پیش نهادند و به کار بردند . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۰ ) .
در پیش داشتن: منظور نظر داشتن. ( ( راه رستگاری این است که او در پیش دارد . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۴ ) .
در پیش گرفتن: منظور نظر داشتن. ( ( و بر سازگاری ما و راست کاری خویش وثوق نداشتی ، این اندیشه در پیش نگرفتی . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، ...
در پهلو زدن: توجه کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۱۰ ) .
در پوستین افتادن: تعرض کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۲ ) .
در پوست نگنجیدن: شادمان بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۲۳ ) .
در پس زانو نشستن: عزلت گزیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۳ ) .
در پریدن :پریدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۷ ) .
در پرده ماندن :پوشیده شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۶ ) .
در پای کشیدن :پوشیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۵۲۷ ) .
در پای کشان :پوشیده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۳۰ ) .
در پای انداختن :زیر پا نهادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۰۳ ) .
در پای آوردن :مغلوب ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۵۱ ) .
در بند آوردن :گرفتار کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۱۱ ) .
در بستن دیده : کور ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۴ ) .
در بستن دهان : امساک کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۱۹ ) .
در امکان گنجیدن : ممکن بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۵۲ ) .
در امکان آمدن:ممکن گشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۳ ) .
در افواه افتادن:سر زبانها افتادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۷ ) .
واژه ی " دو " با واژه های Two در انگلیسی ، dois در زبان پرتغالی ، To دانمارکی ، Deux فرانسوی ( دولوکس ) ، لاتین duo ، هلندی Twee ، یونانیDyo و. . . س ...
پُست : واژه ی پست همان طومار و نامه ی پیچیده شده است . که از زبان فارسی به شکل پیچتا ( پیچیده شده ) وارد زبان روسی شد . حتی امروزه روس ها به پست Почт ...
در زبان انگلیسی به تخته board گفته می شود که با واژه ی بریده شده سنجیدنی است . ، از آنجا که تخته ، چوب بریده شده از درخت می باشد و چوبی است که به شکل ...
در زبان فرانسوی به تخته و چوب بریده شده از درخت به شکل مسطح Conseil ( بریده شده یا تخته ) گفته می شود . این واژه با کَسیل ترکی که همان معنی بریده می ...
board انگلیسی تغییر یافته ی واژه ی بریده شده ی فارسی است ، از آنجا که تخته ، چوب بریده شده از درخت می باشد و چوبی است که به شکل مسطح و تخت از درخت بر ...
در زبان ترکی هرچیزی که به شکل برآمده باشد و از درون چیزی بیرون آمده باشد پورت گفته می شود که از ریشه و مصدر فعل پورتاماق گرفته شده است به معنی بیرون ...
واژه ی انگلیسی word همان تغییر یافته ی "وِرْد" به معنی تکرار کلمات زیر زبان به عنوان دعا می باشد که به آن ورد خوانی نیز گفته می شود . ورد خواندن یعنی ...
case انگلیسی همان تغییر یافته ی کیسه ی فارسی و قفس عربی است . امروزه در بعضی گویش ها به کیسه چوپان کیس الراعی گفته می شود . در اروپا کشیشان کیسه ای م ...
down :واژه ی down انگلیسی همان واژه ی " دون " عربی و فارسی است این واژه را در "دون همت " به معنی دارنده همت پایین ، و "دون پایه" به معنی دارنده درجه ...
واژه ی انگلیسی office با واژه ی فارسی افسر همریشه می باشد . دکتر کزازی در مورد واژه ی " افسر" می نویسد : ( ( افسر در پهلوی در ریخت اپسر apesar بکار ...
کپی انگلیسی همان واژه کپی ( با فتحه ک و تشدید پ ) فارسی است به نام یک میمون انسان نما در کلیله و دمنه این واژه در کلیله و دمنه به شکل کَپّی آمده است ...
واژه ی کردگار از زبان فارسی وارد زبان انگیسی شده و به creator تبدیل شده. بنابراین واژه creator به معنی خالق و آفریننده همان واژه ی کردگار است البته ب ...
نوذر:دکتر کزازی در مورد واژه ی " نوذر" می نویسد : ( ( نوذر نام پور منوچهر است. در اوستا از کسی بدین نام سخنی نرفته است؛ از دودمانی به نام نَئوتره یا ...
واژه grand در یونانی ger - ōn می شود این واژه از ستاک jar سانسکریت گرفته شده و با واژه زال هم معنی می باشد. jar در سانسکریت به معنی پیر گردانیدن است ...
گؤی در زبان تری به میوه کال و نارس نیز گفته می شود. بامادور و یا پامادور که در ترکی به گوجه فرنگی گفته می شود تغییر یافته توماتو انگلیسی است. چون از ...
دراعه خارا: جامه بلند خارایی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۷ ) .
دراز کردن زبان: گستاخ شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹ ) .
دراز شدن کار: طولانی شدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۸ ) .