پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٣٩٥
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

گُل: دکتر کزازی در مورد واژه ی "گل " می نویسد : ( ( گل با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است. ریختی کهن تر از آن ورته warta می بایست می بوده است ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخشایش: بخشایش در پهلوی ابخشایشن abaxšāyišn بوده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، ۱۳۸۵، ص . ۳۹۸ )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دستبرد نمودن : هنرنمایی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۹۹ ) .

پیشنهاد
٠

دست بردن به کسی : تصرف کردن وی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۴۲ ) .

پیشنهاد
١

دست بر سینه. . . نهادن :پذیرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۱۱۶ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Efendi : این عبارت رایج و مفید از کلمه یونانی قرون وسطی avthentis ( αυθέντης ) به معنی royal گرفته شده است. ( همایونی، شاهوار، شاهانه، ملوکانه، خسرو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢٩

Server : واژه Server انگلیسی همان تغییر یافته ی سَروَر فارسی به معنی آقاست . این واژه در عربی به سید و در زبان های غربی به Sir بدل شده است . تغییر ی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گوجه یعنی میوه ای که با وجود رسیده بودن باز هم کال به نظر می رسد مثل گوجه سبز . البته بنده گفتم یکی از معانی گوی در ترکی کال و نارس می باشد. به عنوان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گرگساران: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گرگساران" می نویسد : ( ( گرگساران که نام سرزمینی است در طبرستان ازسه پاره گرگ/سار/ ( = پساوند مانندگی ) /ان ( = ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سیستان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سیستان " می نویسد : ( ( سیستان که نام دیگر آن نیمروز است ریختی است از سَکِستان، در تازی "سَجستان" به معنی سرزمین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نیمروز: دکتر کزازی در مورد واژه ی "نیمروز " می نویسد : ( ( نیمروز در پهلوی نمروچ nēmrōč، در معنی جنوب است و از آن روی که سیستان جای در جنوب ایران دار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بیختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بیختن" می نویسد : ( ( بیختن در پهلوی وختن بوده است با بن اکنون وز wēz. بر پایه ی هنجارهای زبانشناختی، این مصدر در ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣

سِنْد: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سند" می نویسد : ( ( از دید زبانشناسی ریخت کهن تر هند است، آنگونه که نمونه را در واژه هایی چون " آهن" و" گاه" دیده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دَنْبَر: دکتر کزازی در مورد واژه ی "دنبر " می نویسد : ( ( مای و دَنْبَر که در کنار کابل و هند از آن دو سخن رفته است، دو سرزمین اند که جغرافیایشان به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

مای: دکتر کزازی در مورد واژه ی "مای " می نویسد : ( ( مای و دَنْبَر که در کنار کابل و هند از آن دو سخن رفته است، دو سرزمین اند که جغرافیایشان به درستی ...

پیشنهاد
٠

دست باز گرفتن : رها ساختن ، منصرف شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص ۳۲۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست باز چیدن: دست کشیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۳ ) .

پیشنهاد
٠

دست از کسی داشتن: رها کردن وی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۳۰ ) .

پیشنهاد
٠

دست از کار . . . داشتن: امتناع ورزیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۵ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دریده شدن: پاره گشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۲ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دریای سیماب:دریای جیوه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۳ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در یافتن کار:تداک کردن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۸ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هم دوخته:پیوسته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هم دوختن:بخیه زدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۱ ) .

پیشنهاد
٠

در هم افشرده:منقبض. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۱ ) .

پیشنهاد
٠

درة التاج ملک:گوهر افسر پادشاهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۹ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

درویش دار:فقیر نواز. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۵ ) .

پیشنهاد
٠

روغ کسی را به راست گرفتن:باور داشتن ناراست وی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۳ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروغ شمردن:ناراست پنداشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۴ ) .

پیشنهاد
٠

دروغ به راست برگرفتن:باور داشتن ناراست. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۳ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در وسع آمدن:در امکان آمدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۱ ) .

پیشنهاد
٠

در نوشتن فرش عمر:درهم پیچیدن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۷ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ناله آمدن:نالان شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۱ ) .

پیشنهاد
١

در میان افگندن:مطرح ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۵ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در میان آمدن:مطرح شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۷ ) .

پیشنهاد
٠

در ماتم نشستن:سوگوار شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لباس . . . شدن:ملبس گشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۶۳ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گوش کردن:به گوش آویختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۵ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گلو شکستن:خفه ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۰ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گشتن دور:مرور زمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰ ) .

پیشنهاد
٠

در گشاد افتادن:آسیب پذیر شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۰ ) .

پیشنهاد
٠

در گردن گرفتن: متقبل شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۸ ) .

پیشنهاد
٠

در گردن نهادن:به عهده گرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۶ ) .

پیشنهاد
٠

در گرد کسی رسیدن: به او رسیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۸ ) .

پیشنهاد
-٢

در کنار نهادن: گذاشتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۳۳ ) .

پیشنهاد
٠

در کشیدن گریبان : رها شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۵ ) .

پیشنهاد
٠

در کنار کشیدن : در آغوش گرفتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۵ ) .

پیشنهاد
٠

در کسی یا چیزی آویختن:گلاویز شدن با. . . . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کار . . . کردن:صرف نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۱ ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کار بستن:عمل کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۲۷ ) .