پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٣٠)

بازدید
٣٥,٠٣٨
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جنایت نهادن:متهم به جنایت کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۲۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جناب نبوت:آستان پیامبری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۵۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جناب کبریا:درگاه عظمت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جمع آمدن:انجمن شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جمجمه ی کوهسار:کاسه سر کوه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جماهیر وحوش:گروه حیوانات. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۲۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جماهیر خلق:توده های مردم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

جمال گرفتن:جلوه یافتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جمال صورت:زیبایی چهره. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جمال سخن:زیبایی کلام. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جمال دادن:جلوه بخشیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جمال حقیقت:زیبایی حقیقت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جلیت حال:درخشش حال. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

جلوه دادن:نیک نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۵۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جلسای حضرت:سرنشینان درگاه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جلد زمین:قشاء زمین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جلافت طبع:سبکسری سرشت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۵۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جگرگوشگان:فرزندان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۶ ) .

پیشنهاد
١

جگر کباب گشتن: دلسوخته شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۱ ) .

پیشنهاد
١

جگر کباب بودن: دلسوخته بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۷۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جگر تشنگان: عطشان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۰۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جگر تافته:برافروخته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جگر تافتن:دل سوخته شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۵۳۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جیگر تافتن:دل سوخته شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۵۳۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جعد مشگین:پیچیده ی مشک مانند. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جسیم پیکر:ستبر اندام. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جشن ساختن:ضیافت دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۱۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جستن معایب:عیب جویی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جزا یافتن:پاداش دیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جریده شفعا:دفتر شفیعان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جریده اعمال:نامه ی کردار ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جریده ی احوال:نامه ی حالها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جر منفعت:کشیدن سود. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۸۵ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جرعه کشی:اندک اندک آشامیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جرب برآوردن:گری پیدا شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جراید روزگار:روزنامه های دهر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جراحت سخت:زخم شدید. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۵ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

جد بلیغ:کوشش رسا. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۲۲۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبر مکاسر:شکسته بندی جای شکستن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۴۱۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبانت دل:کم دلی ، ترس. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جای یافتن: محل گزیدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

جای گیر: متمکن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جای کردن: جای دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

شبنم اسدوا ملقب به شبنم تووزلو ( Şebnem Tovuzlu ) متولد 28 آذر 1363 ( 19 دسامبر 1984 ) در استان تؤوزلو در شمال غربی جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. شبن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

شبنم اسدوا ملقب به شبنم تووزلو ( Şebnem Tovuzlu ) متولد 28 آذر 1363 ( 19 دسامبر 1984 ) در استان تؤوزلودر شمال غربی جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. شبنم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جان شکاری:شکار کردن جان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 504 ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

دکتر کزازی در مورد واژه ی " ویژه" می نویسد : ( ( ویژه در پهلوی در ریخت اپچگ apēčag بوده است و ابزگ abēzag " ا" ، در ریخت پهلوی واژه ، پیشاوندی است که ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بخارا :دکتر کزازی در ذیل واژه ی " نو بهار" می نویسد : ( ( . "نوبهار " را در معنی بتخانه نیز می توانیم دانست: پرستشگاه های بودایی را که بتکده شمرده می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نوبهار :دکتر کزازی در مورد واژه ی " نو بهار" می نویسد : ( ( نوبهار در بیت زیر استعاره آشکار از بانوی سام است . و مام زال . "نوبهار " را در معنی بتخان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

برف: در پهلوی وفر wafr بوده است . این ریخت هنوز در کردی کاربرد دارد. بیسکویت ویفر یعنی بیسکویتی که مثل برف ترد است. ( ( همه موی و اندام او همچو برف ...