پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
زنگ زدن : تلفن کردن ، با تلفن تماس گرفتن . ( ( از کیف چند تا پوشه در آورد. "کلی هم درخت خرمالو داشت . در جا زنگ زدم به گرانیک". ) ) ( ( عادت می ک ...
برای چیزی غش کردن : کنایه از بیهوش شدن برای آن , مدهوش گردیدن برای آن . سخت بدان علاقه من شدن , دلباخته و مشتاق آن شدن . ( ( پلک ها یک ثانیه افتاد ...
آجر بهمنی: نوعی از آجر است که از خاک رس و تحت گرما تولید می شود که اغلب در رنگ های قرمز، گلبهی، و زرد می باشد. این آجر را با ظاهر بسیار منحصربه فردش ...
آفتابگیر یا لوور، یک روکش فلزی و پنجره مانند است که شکلی کرکره ای دارد؛ تیغه های کرکره ای که در این پنجره ی بسته قرار دارند میتوانند به شکل عمودی، ا ...
خانه کلنگی : خانه کلنگی به ملکی گفته می شود که قابل سکونت نمی باشد و به دلیل فرسودگی بنا و فرسودگی در تاسیسات ساختمانی و سن بیش از ۳۰ سال ساختمان، سک ...
خانه کلنگی : خانه کلنگی به ملکی گفته می شود که قابل سکونت نمی باشد و به دلیل فرسودگی بنا و فرسودگی در تاسیسات ساختمانی و سن بیش از ۳۰ سال ساختمان، سک ...
برق زدن چشم ؛ خیره شدن آن . ( ( چشم های قهوه یی درشت رو به شیرین برق زد. ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 9 . ) )
تخم جن: بچه ی زبر و زرنگ، کودک ناآرام. ( ( بلند شد آمد طرف میز آرزو . "چطوری ؟"بد نیستم ، اگر این آیه ی تخم جن اجازه بده . "اخم کرد و افتاد به جان ...
( ( نعیم چند لحظه زل زد به زنِ چشم سبز . بعد کیف سگک دار وسر رسید را گذاشت روی میز تحریر دوم . ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ...
محض شیکی : فقط برای ظرافت ، به خاطر شیکی , برای شیک بودن . ( ( چشمک زد وانگشت گذاشت روی لب و توی گوشی گفت"موبایل که برای تلفن کردن نیست منیر جان . ...
جا گلدانی : جا گلدانی یا استندها قفسه هایی ساخته شده از فلز یا چوب هستند و برای قرار دادن گلدان ها روی آنها استفاده می شوند که در انواع، اندازه ها و ...
پنجره سرتاسری : پنجره ی بزرگ ، پنجره ای که حداقل در طول یکی از اضلاع اطاق باشد . استفاده از پنجره های سراسری و دیوا های شیشه ای در یکی از جهات خانه، ...
کنار ایستادن : در طرفی ایستادن , خارج از صحنه ایستادن ، وارد معرکه نشدن . ( ( نعیم در را باز کرد وکنار ایستاد. " ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرز ...
اخم ها را باز کردن : کشودن چهره ی درهم کشیده . چین از ابرو زدودن . گره از ابرو برداشتن. اخم ها را باز کن یعنی لبخند بزن . ( ( تهمینه خانم، اخم ها ب ...
وصل کردن تلفن به کسی : انتقال خط تلفن به آن شخص ، تلفنی که زنگ زده است را به تلفن آن شخص وصل کنیم . ( ( " آقای زرجو دوبار تلفن کردند. وصل کردم به خ ...
چال گونه به حالت فرو رفتگی گفته می شود که هنگام خندیدن، صحبت کردن و لبخند زدن بر روی گونه های بعضی افراد ایجاد می شود. این حالت صورت در نظر اغلب افرا ...
چال افتادن : گود افتادن، گود افتادن . در متن زیر چال گونه منظور است . چال گونه به حالت فرو رفتگی گفته می شود که هنگام خندیدن، صحبت کردن و لبخند زدن ...
گونه ی گشتالو : صورت فربه، صورت و گونه ی چاق و چله. ( ( دختر میز سوم لبخند زدو روی گونه های گوشتالو چال افتاد. "آقای زرجو دوبار تلفن کردند. وصل کرد ...
بی حرف پیش: [ عامیانه ] اگر خدا بخواهد. در تداول ( عامه ) تعویذ گونه ای است که پیش از عمل و اقدام یا کاری که کنند یا واقع شود گویند چه معتقدند کاری ر ...
deep : یعنی عمق و ته و پایان هر چیز این واژه با واژه دیب و دیپ ترکی به معنی ته و عمق و پایین ترین قسمت هر چیز سنجیدنی است. مثل ته یک ظرف . الیم چاتم ...
سن الله: در زبان ترکی "ترا به خدا" معنی می دهد. یعنی تو را به خدا قسم می دهم. الینده شلاق ویرما سن الله. امیدیم سَنْ سَنْ پناهیم الله در دستت شلاق ...
پس زدن : به عقب زدن ، بر گرداندن ، مثل پس زدن موی سر و پس زدن دست دیگران . ( ( جوان پشت میز اول موهای لّخت وسیاه را از پیشانی پس زد . "برای قبل از ...
( ( جوان پشت میز اول موهای لّخت وسیاه را از پیشانی پس زد . "برای قبل از ظهر سه تا بازدید دارم. دو مورد اجاره یکی رهن کامل "پیراهن مشکی یقه برگردان پو ...
یقه برگردان : نوعی از یقه ی پیراهن یقه های برگردان خود بر دو نوع هستند : 1 – برگردان گرد که به دو گروه پایه دار و بدون پایه تقسیم می شوند . یقه ب ب ...
رهن کامل : رهن کامل ( خانه ) به نوعی اجاره گفته می شود که در آن مستاجر هنگام عقد قرارداد مبلغ زیادی را به عنوان رهن در اختیار موجر می گذارد و در عوض ...
موی لخت : موی نرم و لرزان . متضاد موی خشک . یعنی افرادی با موهای صاف، نرم و درخشنده که هیچ گونه موج و وزی در موهای آنها وجود ندارد و این موها به دلی ...
پشت میز : نشسته در پشت میز ، سمتی از میز که در آن می نشینند . پشت میز نشین بیشتر به افراد اداری و کسانی که شغل اداری دارند گفته می شود . کنایه از: کس ...
بذل و بخشش کردن : بذل کردن و بخشیدن در حد اسراف ؛ بخشش کردن بی اندازه . انعام دادن بی مورد . در اینجا معنی بخشش و عطا از اموال و دارایی دیگران مد نظر ...
حرف نداشتن سلیقه : بی نظیر بودن آن ، بی عیب و نقص بودن آن ، خوش سلیقه بودن . ( ( نعیم خندید. "دست خانم درد نکند. سلیقه شان حرف ندارد. ) ) ( ( عاد ...
چین صورت:چین و چروک خطوط و شکن هایی که در پوست صورت شکل می گیرند. با بالا رفتن سن پوست به شکل طبیعی انعطاف پذیری خود را از دست می دهد و شکننده تر می ...
راه رفتن تر و فرز : راه رفتن به چابکی. راه رفتن به چالاکی. راه رفتن به تندی. راه رفتن بی فاصله. ( ( کیف سنگین وسررسید را گرفت. "صبح شما بخیر آرزو خ ...
( ( عینک نمره یی زده بودبا دسته های فلزی وقاب ظریف. ) ) ( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 8 . ) )
عینک نمره یی : عینکی که با معاینه کلی چشم، توسط چشم پزشک و تعیین شماره و نمره چشم اعم از نزدیک بینی ، دوربینی و یا آستیگماتیسم تجویز می شود که به آن ...
مزاج حال : طبیعت حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .
مزاج ملک : سرشت ملک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 62. ) .
مرموق نظر : مورد نظر ، منظور . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص466 ) .
مریخ وار : مریخ مانند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 400 ) .
مزاج جهان : سرشت عالم . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص111 ) .
مرمای نظر : آماج نگاه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 357 ) .
مرگ جزوی : مرگ مختصر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص197 ) .
مرکب بر انگیختن : راه افتادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص471 ) .
مرکب جموح : مرکب سر کشی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص262 ) .
مرگ به کسی رسیدن : مردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 136 ) .
مرکبات اجسام : اجسام آمیخته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 190 ) .
مرکبات عناصر : عنصر های آمیخته . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 27 ) .
مصادمات وقایع : واقعه های واکوبنده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 188 ) .
مصارع آفت :جایگاه های فرو افتادن آفت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص88 ) .
مشکل گشای : حل کننده ی دشواری . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص474 ) .
مشمول آمدن : احاطه گشته شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 183 ) .
مشک تبتی : مشک منسوب به تبت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص228 ) .