پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
مرتبه ی اخری : بار آخر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 3 ) .
مراغی بچه : بچه ی منسوب به مراغه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص342 ) .
مرائر غضب : رشته های غضب ، اضافه ی تشبیهی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص387 ) .
مرادجویان : کام خواهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص496 ) .
مراد دل : مقصود دل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 257 ) .
مرارت حق : تلخی حق . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص178 ) .
مذهب فتوت : آیین جوانمردی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 118 ) .
مذهب مروت : آیین مردی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص87 ) .
مراحل و منازل نوشتن : طی کردن آنها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 364 ) .
مذام سیرت : سیرت نکوهیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص189 ) .
مذکوری : مذکور شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص446 ) .
مذهب تناسخ : آیین تناسخ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 150 ) .
مذاق وفاق : ذایقه ی موافقت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 58 ) .
مذام اوصاف : وصف های نکوهیده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص337 ) .
مذاق خرد : ذایقه ی خرد . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 140 ) .
مذاق طبع : ذایقه ی طبیعت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص361 ) .
مذاق قبول : ذایقه ی پذیرش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 276 ) .
مذاق حال : ذایقه ی حال . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 18 ) .
مدخر گردانیدن : اندوخته کردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص267 ) .
مدد دادن : یاری دادن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص80 ) .
مدبّر اوقات : صاحب رای زمانه، خدا ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 136 ) .
مخیر کردن : مختار ساختن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص32 ) .
مخرج معتاد : محل خروج ، متعارف ، کون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 196 ) .
مخلص خیر : انجام نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص215 ) .
مخدره ی ناسفته : پردگی دوشیزه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 204 ) .
مخدوم پرست : سرور دوست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص220 ) .
مخدومی : سروری ، ریاست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 229 ) .
مختلف الافعال : دارای کارهای گوناگون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص360 ) .
مختلف الالوان :دارای رنگ های گوناگون . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص17 ) .
مخدرات بیشه : پردگیان جنگل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 377 ) .
مخایل ظفر : نشانه های پیروزی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص252 ) .
مخبر اصل : خبر دهنده ی اصل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 477 ) .
مختصر شکل : کوچک جثه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص195 ) .
مخایل رشد : نشانه های هدایت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 76 ) .
مخایل صدیق : نشانه های راستی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص107 ) .
مخازن کتب : گنجینه های کتاب ها . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص545 ) .
مخازی فعل : خواری های کار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 54 ) .
مخایل رحمت : نشانه های بخشایش . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص306 ) .
محیط شدن : در بر گرفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 10 ) .
نفس تازه کردن:اندکی استراحت کردن، دمی توقف و استراحت کردن کسی که راهی دراز آمده است یا بار سنگینی حمل کرده است. ( ( دستش رفت طرف شماره گیر . "پول د ...
شماره گیر: قسمتی از تلفن رو میزی که با آن شماره تلفن را وارد کرده و تماس تلفنی برقرار می کنند. ( ( دستش رفت طرف شماره گیر . "پول داشتم خودم می خرید ...
با مزه :خوش آیند، شوخ. خوش طبع. ( ( صاحبخانه گفت برای پسرش ساخته بود . زن ریزه میزه ی با مزه ای بود. "دستش رفت طرف شماره گیر . "پول داشتم خودم می خ ...
ریزه میزه: ریز نقش ، داری جثه ی کوچک ، کوچولو، خردجثه، زنی که جثه و همه اعضاء خرد و مطبوع دارد. ( ( صاحبخانه گفت برای پسرش ساخته بود . زن ریزه میزه ...
شازده خانم: مخفف شاهزاده خانم ، عامیانه، مزاح آمیز، تعنه آمیز . ( گوشی تلفن را برداشت . "تا شازده خانم دوباره زنگ نزده اند ، ببینم چه فرمایشی دارند ...
چتری مو : نوعی آرایش مو که در آن موهای جلو پیشانی را کوتاه می کنند و بر پیشانی می ریزند. مدل خاصی از آرایش مو است که در آن، قسمت جلوی موها چیده شده ...
نمای گرانیت: نمای گرانیت به نمایی از ساختمان گفته می شود که در آن از انواع سنگ گرانیت استفاده شده باشد . سنگ گرانیت به طور عمده از کوارتز، فلدسپات ...
کوبیدن خانه : یعنی یک خانه کلنگی و فرسوده را با استفاده از روشهای مدرن یا دستی خراب کردن و تخریب نمودن و آوار حاصل از آن را به محیطی دیگر منتقل ساخت ...
سر یک هفته: در عرض یک هفته ، در مدت یک هفته ، در یک هفته . ( ( "کلید گرفتم امروز نشان گرانیت بدهم. "پوزخند زد . "سر یک هفته خانه ی نازنین را کوبیده ...
پوزخند زدن:نیشخند زدن، لبخند مغرورانه زدن ( ( "کلید گرفتم امروز نشان گرانیت بدهم. "پوزخند زد . "سر یک هفته خانه ی نازنین را کوبیده وشش ماه نشده برج ...
درجا: بلافاصله، بی درنگ، فوراٌ ، فوری ( ( از کیف چند تا پوشه در آورد. "کلی هم درخت خرمالو داشت . در جا زنگ زدم به گرانیک". ) ) ( ( عادت می کنیم ...