پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
مائده در لغت هم به خوان و سفره و طبق گفته می شود و هم به غذائی که در آن قرار می دهند . و در اصل از ماده مید به معنی حرکت و تکان خوردن است شاید اطلاق ...
کفر :کفر در لغت و همچنین در لسان قرآن به معنی انکار و مخالفت و ترک است ، گاهی به انکار خدا و یا نبوت پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلّم ) اطلاق می شود ...
ید در لغت عرب معانی متعددی دارد که یکی دست است و دیگری نعمت و قدرت و زمامداری و حکومت و تسلط می باشد . البته معنی اصلی همان دست می باشد .
اسراف در لغت ، معنی وسیعی دارد که هر گونه تجاوز و تعدی از حد را شامل می شود اگر چه غالبا در مورد بخششها و هزینه ها و مخارج به کار می رود . تفسیر نمو ...
ملک ( بر وزن الف ) در لغت هم به معنی سلطان و زمامدار آمده و هم به معنی کسی که مالک و صاحب اختیار چیزی است . تفسیر نمونه ج : 4 ص : 337
کعب در لغت بمعنی برآمدگی پشت پاها و هم بمعنی مفصل یعنی نقطه ای که استخوان ساق پا با استخوان کف پا مربوط میشود آمده است
در لغت ، میتة معمولا بحیوانی گفته می شود که خود به خود بمیرد.
بعضی ثار را معنی به خون کرده اند ، زیرا ثار هیچگاه در لغت عرب بمعنی خون نیامده است بلکه بمعنی خونبها است ، ( در لغت عرب بخون ، دم اطلاق میشود ) بنابر ...
تحیت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کردن است خواه این دعا به صورت سلام علیک ( خداوند تو را به سلامت دارد ) و یا حیاک الله ( خداوند ...
کلمه عسی در لغت عرب به معنی شاید و آمیخته با معنی تردید است و لعل به معنی امیدواری و انتظار در مورد اموری است که اطمینان به وجود آن در آینده نمی باشد ...
واژه EGYPT همان واژه ی جِبت است که یک بار در قرآن آمده است و جبت اسم جامد است و هیچگونه مشتقاتی ندارد و می گویند در اصل یک لغت حبشی بوده که به معنی س ...
ضعف و مضاعف در لغت عرب به معنای چیزی است که معادل آن یا چند برابر آن را ، بر آن بیفزاید. کلمه ( ضعف ) - به کسر ضاد و سکون عین - تکرار کننده هر چیزی ...
عول در لغت به معنی زیادی و ارتفاع و بلندی است
نِحْلَةً:نحلة در لغت به معنی بدهی و دین آمده ، و به معنی بخشش و عطیه نیز هست ، راغب در کتاب مفردات می گوید : به عقیده من این کلمه از ریشه نحل ( به مع ...
مثنی :مثنی در لغت به معنی دوتا دوتا و ثلاث به معنی سه تا سه تا و رباع به معنی چهارتا چهارتا می باشد .
نزل. [ ن ُ ] ( ع اِ ) : نزل در لغت به معنای چیزی است که برای پذیرائی میهمان آماده میشود و بعضی گفته اند نخستین چیزی است که به وسیله آن از مهمان پذیرا ...
غلیظ القلب به کسی میگویند که سنگدل می باشد و عملا انعطاف و محبتی نشان نمی دهد اما فظ در لغت به معنی کسی است که سخنانش تند و خشن است بنا بر این ، این ...
فظ در لغت به معنی کسی است که سخنانش تند و خشن است ، و غلیظ - القلب به کسی میگویند که سنگدل می باشد و عملا انعطاف و محبتی نشان نمی دهد بنا بر این ، ای ...
واژه ی انگلیسی national با واژه الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ای ...
واژه ی انگلیسی national با واژه الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ای ...
وهن :وهن در لغت به معنی هر نوع سستی است ، خواه در جسم و تن باشد ، و یا در اراده و ایمان .
غیظ :غیظ به معنی شدت غضب و حالت برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است ، که بعد از مشاهده نا ملایمات به انسان دست می دهد . ( تفسیر نمونه ج : 3 ص : 98 ...
کظم در لغت به معنی بستن سر مشکی است که از آب پر شده باشد ، و بطور کنایه در مورد کسانی که از خشم و غضب پر می شوند و از اعمال آن خوددارى می نمایند بکار ...
بطانة در لغت به معنی لباس زیرین است ، و مقابل آن ظهارة به - معنی لباس روئین می باشد . در زبان ترکی استانبولی به معشوق و دوست صمیمی بطانه گفته می شود ...
کلمه بلی در لغت عرب براى اثبات مطلبی است ولی معمولا در مواردى ذکر می گردد که سؤال به صورت منفی طرح شود ، مانند اینکه خداوند می فرماید : ا لست بربکم آ ...
أَمَدُ:امد در لغت به معنی زمان محدود است ، و تفاوت آن با ابد این است که ابد ، زمان نامحدود را می گوید ، و غالبا امد توجه به انتهاى زمانی و سررسید مدت ...
ام در لغت به معنی اصل و اساس هر چیزى است و اگر مادر را ام می گویند به خاطر این است که ریشه خانواده و پناهگاه فرزندان در حوادث و مشکلات می باشد . ( تف ...
فرقان : فرقان در لغت به معنی وسیله تمیز حق از باطل است و بطور کلی هر چیزى که حق را از باطل ، مشخص سازد ، فرقان نام دارد و لذا روز جنگ بدر در قرآن به ...
عزیز : عزیز در لغت به معنی هر چیز مشکل ، غیر قابل نفوذ و غالب می باشد . لذا زمینی که عبور از آن به سختی انجام می گیرد عزاز نامیده می شود و نیز هر چیز ...
عفو :عفو در لغت به معنی محو کردن آثار چیزى است ، و غالبا به معنی محو آثار گناه می آید که هم شامل آثار طبیعی آن می شود ، و هم شامل مجازات آن . در حالی ...
سیما : سیما در لغت به معنی علامت و نشانه است و این که در فارسی امروز آن را به معنی چهره و صورت به کار می برند ، معنی تازه اى است و گرنه در مفهوم عربی ...
وجه : وجه در لغت به معنی صورت است و گاهی به معنی ذات به کار برده می شود . بنابر این وجه الله یعنی ذات خدا . �کلّ شیء هالک إلا وجهه� ( قصص، 88 ) در ...
سعی :سعی معمولا در لغت عرب به معنی راه رفتن سریع است.
تابوت : تابوت در لغت به معنی صندوقی است که از چوب می سازند و اینکه می بینیم به صندوق نقل و انتقال جنازه ها تابوت می گویند به همین مناسبت است ، اما با ...
ملاء: واژه ملاء در لغت به معنی اشیاء یا اشخاصی است که چشم را پر می کند و شگفتی بیننده را برمی انگیزد ، به همین جهت به جمعیت زیادى که داراى رأى و عقید ...
متاع : متاع در لغت به معناى چیزهائی است که انسان از آنها بهره مند و متمتع می شود و غالبا به غیر پول و وجه نقد اطلاق می گردد زیرا از پول بطور مستقیم ن ...
والدات : والدات جمع والده ، در لغت عرب به معنی مادر است ، ولی ام معنی وسیع ترى دارد که گاه به مادر یا مادر مادر ، و گاه به ریشه و اساس هر چیزى اطلاق ...
لغو : لغو در لغت به تمام کارها و سخنانی گفته می شود که داراى هدف مشخصی نیست ، یا از روى اراده و تصمیم سر نمی زند . ( تفسیر نمونه ج : 2 ص : 148 )
نکاح : واژه نکاح در لغت ، هم به معنی آمیزش جنسی آمده ، هم به معنی عقد ازدواج ، راغب در مفردات می گوید : نکاح در اصل به معنی عقد است ، سپس مجازا در آم ...
مروه: در لغت مروه به معنی سنگ محکم و خشن است و صفا به معنی سنگ محکم و صافی است که با خاک و شن آمیخته نباشد
صفا: در لغت صفا به معنی سنگ محکم و صافی است که با خاک و شن آمیخته نباشد و مروه به معنی سنگ محکم و خشن است .
رَبّ :کلمه رب در اصل به معنی مالک و صاحب چیزى است که به تربیت و اصلاح آن می پردازد و کلمه ربیبه که به دختر همسر انسان گفته می شود از همینجا گرفته شده ...
کلمات : کلمات جمع کلمه در اصل به معنی الفاظی است که با آن سخن گفته می شود و یا به تعبیر دیگر لفظی است که دلالت بر معنی دارد ، اما از آنجا که هر یک از ...
مداد : مداد به معنی مرکب و یا ماده رنگینی که به کمک آن می نویسند می باشد ، و در اصل از مد به معنی کشش گرفته شده است ، زیرا با کشش آن خطوط آشکار می شو ...
واژه ی انگلیسی national با واژه ی الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ...
آهو ناف : آهو ناف ظاهراً ناف یا نافه ی آهو است که دارای بوی خوش است و در اینجا مراد از "خلق آهو ناف" خلق خوش است . ( ( مر ترا آمده است چون اشراف ش ...
آهنین پای : کنایه از استوار و پایدار. ( ( عزم و حزم شهان سوی که و مه آهنین پای و آتشین سر به ) ) ( حدیقه ۵۷۹ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های ...
آهن دهان : درشت گوی. ( ( چون تنوره به زیر این طارم همه آهن دهان و آتش دم ) ) ( ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر محمد شفیع صفاری )
آواز ه افکندن : مشهور شدن. ( ( درجهانی فکنده آوازه با خود آورده سنتی تازه ) ) ( حدیقه، ۴۶۰ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر محمد ش ...
آماس را از فربهی بشناس : یعنی مجازی را از حقیقت تمیز ده . ( ( قبله اول ز قبله باز شناس تا بدانی تو فربهی ز اماس ) ) ( حدیقه، ۳۱۶ ) ( فرهنگ لغات ...