پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٧٦٣)

بازدید
٤٠,٢٦٩
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مائده در لغت هم به خوان و سفره و طبق گفته می شود و هم به غذائی که در آن قرار می دهند . و در اصل از ماده مید به معنی حرکت و تکان خوردن است شاید اطلاق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفر :کفر در لغت و همچنین در لسان قرآن به معنی انکار و مخالفت و ترک است ، گاهی به انکار خدا و یا نبوت پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلّم ) اطلاق می شود ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ید در لغت عرب معانی متعددی دارد که یکی دست است و دیگری نعمت و قدرت و زمامداری و حکومت و تسلط می باشد . البته معنی اصلی همان دست می باشد .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسراف در لغت ، معنی وسیعی دارد که هر گونه تجاوز و تعدی از حد را شامل می شود اگر چه غالبا در مورد بخششها و هزینه ها و مخارج به کار می رود . تفسیر نمو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ملک ( بر وزن الف ) در لغت هم به معنی سلطان و زمامدار آمده و هم به معنی کسی که مالک و صاحب اختیار چیزی است . تفسیر نمونه ج : 4 ص : 337

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کعب در لغت بمعنی برآمدگی پشت پاها و هم بمعنی مفصل یعنی نقطه ای که استخوان ساق پا با استخوان کف پا مربوط میشود آمده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

در لغت ، میتة معمولا بحیوانی گفته می شود که خود به خود بمیرد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بعضی ثار را معنی به خون کرده اند ، زیرا ثار هیچگاه در لغت عرب بمعنی خون نیامده است بلکه بمعنی خونبها است ، ( در لغت عرب بخون ، دم اطلاق میشود ) بنابر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تحیت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کردن است خواه این دعا به صورت سلام علیک ( خداوند تو را به سلامت دارد ) و یا حیاک الله ( خداوند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

کلمه عسی در لغت عرب به معنی شاید و آمیخته با معنی تردید است و لعل به معنی امیدواری و انتظار در مورد اموری است که اطمینان به وجود آن در آینده نمی باشد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

واژه EGYPT همان واژه ی جِبت است که یک بار در قرآن آمده است و جبت اسم جامد است و هیچگونه مشتقاتی ندارد و می گویند در اصل یک لغت حبشی بوده که به معنی س ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

ضعف و مضاعف در لغت عرب به معنای چیزی است که معادل آن یا چند برابر آن را ، بر آن بیفزاید. کلمه ( ضعف ) - به کسر ضاد و سکون عین - تکرار کننده هر چیزی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

عول در لغت به معنی زیادی و ارتفاع و بلندی است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

نِحْلَةً:نحلة در لغت به معنی بدهی و دین آمده ، و به معنی بخشش و عطیه نیز هست ، راغب در کتاب مفردات می گوید : به عقیده من این کلمه از ریشه نحل ( به مع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مثنی :مثنی در لغت به معنی دوتا دوتا و ثلاث به معنی سه تا سه تا و رباع به معنی چهارتا چهارتا می باشد .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

نزل. [ ن ُ ] ( ع اِ ) : نزل در لغت به معنای چیزی است که برای پذیرائی میهمان آماده میشود و بعضی گفته اند نخستین چیزی است که به وسیله آن از مهمان پذیرا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلیظ القلب به کسی میگویند که سنگدل می باشد و عملا انعطاف و محبتی نشان نمی دهد اما فظ در لغت به معنی کسی است که سخنانش تند و خشن است بنا بر این ، این ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

فظ در لغت به معنی کسی است که سخنانش تند و خشن است ، و غلیظ - القلب به کسی میگویند که سنگدل می باشد و عملا انعطاف و محبتی نشان نمی دهد بنا بر این ، ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی انگلیسی national با واژه الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه ی انگلیسی national با واژه الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

وهن :وهن در لغت به معنی هر نوع سستی است ، خواه در جسم و تن باشد ، و یا در اراده و ایمان .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

غیظ :غیظ به معنی شدت غضب و حالت برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است ، که بعد از مشاهده نا ملایمات به انسان دست می دهد . ( تفسیر نمونه ج : 3 ص : 98 ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کظم در لغت به معنی بستن سر مشکی است که از آب پر شده باشد ، و بطور کنایه در مورد کسانی که از خشم و غضب پر می شوند و از اعمال آن خوددارى می نمایند بکار ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بطانة در لغت به معنی لباس زیرین است ، و مقابل آن ظهارة به - معنی لباس روئین می باشد . در زبان ترکی استانبولی به معشوق و دوست صمیمی بطانه گفته می شود ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه بلی در لغت عرب براى اثبات مطلبی است ولی معمولا در مواردى ذکر می گردد که سؤال به صورت منفی طرح شود ، مانند اینکه خداوند می فرماید : ا لست بربکم آ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

أَمَدُ:امد در لغت به معنی زمان محدود است ، و تفاوت آن با ابد این است که ابد ، زمان نامحدود را می گوید ، و غالبا امد توجه به انتهاى زمانی و سررسید مدت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ام در لغت به معنی اصل و اساس هر چیزى است و اگر مادر را ام می گویند به خاطر این است که ریشه خانواده و پناهگاه فرزندان در حوادث و مشکلات می باشد . ( تف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

فرقان : فرقان در لغت به معنی وسیله تمیز حق از باطل است و بطور کلی هر چیزى که حق را از باطل ، مشخص سازد ، فرقان نام دارد و لذا روز جنگ بدر در قرآن به ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

عزیز : عزیز در لغت به معنی هر چیز مشکل ، غیر قابل نفوذ و غالب می باشد . لذا زمینی که عبور از آن به سختی انجام می گیرد عزاز نامیده می شود و نیز هر چیز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

عفو :عفو در لغت به معنی محو کردن آثار چیزى است ، و غالبا به معنی محو آثار گناه می آید که هم شامل آثار طبیعی آن می شود ، و هم شامل مجازات آن . در حالی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

سیما : سیما در لغت به معنی علامت و نشانه است و این که در فارسی امروز آن را به معنی چهره و صورت به کار می برند ، معنی تازه اى است و گرنه در مفهوم عربی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

وجه : وجه در لغت به معنی صورت است و گاهی به معنی ذات به کار برده می شود . بنابر این وجه الله یعنی ذات خدا . �کلّ شیء هالک إلا وجهه� ( قصص، 88 ) در ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سعی :سعی معمولا در لغت عرب به معنی راه رفتن سریع است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تابوت : تابوت در لغت به معنی صندوقی است که از چوب می سازند و اینکه می بینیم به صندوق نقل و انتقال جنازه ها تابوت می گویند به همین مناسبت است ، اما با ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ملاء: واژه ملاء در لغت به معنی اشیاء یا اشخاصی است که چشم را پر می کند و شگفتی بیننده را برمی انگیزد ، به همین جهت به جمعیت زیادى که داراى رأى و عقید ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

متاع : متاع در لغت به معناى چیزهائی است که انسان از آنها بهره مند و متمتع می شود و غالبا به غیر پول و وجه نقد اطلاق می گردد زیرا از پول بطور مستقیم ن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

والدات : والدات جمع والده ، در لغت عرب به معنی مادر است ، ولی ام معنی وسیع ترى دارد که گاه به مادر یا مادر مادر ، و گاه به ریشه و اساس هر چیزى اطلاق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

لغو : لغو در لغت به تمام کارها و سخنانی گفته می شود که داراى هدف مشخصی نیست ، یا از روى اراده و تصمیم سر نمی زند . ( تفسیر نمونه ج : 2 ص : 148 )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

نکاح : واژه نکاح در لغت ، هم به معنی آمیزش جنسی آمده ، هم به معنی عقد ازدواج ، راغب در مفردات می گوید : نکاح در اصل به معنی عقد است ، سپس مجازا در آم ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

مروه: در لغت مروه به معنی سنگ محکم و خشن است و صفا به معنی سنگ محکم و صافی است که با خاک و شن آمیخته نباشد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

صفا: در لغت صفا به معنی سنگ محکم و صافی است که با خاک و شن آمیخته نباشد و مروه به معنی سنگ محکم و خشن است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٣

رَبّ :کلمه رب در اصل به معنی مالک و صاحب چیزى است که به تربیت و اصلاح آن می پردازد و کلمه ربیبه که به دختر همسر انسان گفته می شود از همینجا گرفته شده ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمات : کلمات جمع کلمه در اصل به معنی الفاظی است که با آن سخن گفته می شود و یا به تعبیر دیگر لفظی است که دلالت بر معنی دارد ، اما از آنجا که هر یک از ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مداد : مداد به معنی مرکب و یا ماده رنگینی که به کمک آن می نویسند می باشد ، و در اصل از مد به معنی کشش گرفته شده است ، زیرا با کشش آن خطوط آشکار می شو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

واژه ی انگلیسی national با واژه ی الناس عربی به معنی "همه مردم"، همگان" همریشه می باشد . این واژه در زبان عبری ناسی می شـود. وقتی قران می فرماید: یا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهو ناف : آهو ناف ظاهراً ناف یا نافه ی آهو است که دارای بوی خوش است و در اینجا مراد از "خلق آهو ناف" خلق خوش است . ( ( مر ترا آمده است چون اشراف ش ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهنین پای : کنایه از استوار و پایدار. ( ( عزم و حزم شهان سوی که و مه آهنین پای و آتشین سر به ) ) ( حدیقه ۵۷۹ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهن دهان : درشت گوی. ( ( چون تنوره به زیر این طارم همه آهن دهان و آتش دم ) ) ( ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر محمد شفیع صفاری )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آواز ه افکندن : مشهور شدن. ( ( درجهانی فکنده آوازه با خود آورده سنتی تازه ) ) ( حدیقه، ۴۶۰ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر محمد ش ...

پیشنهاد
٠

آماس را از فربهی بشناس : یعنی مجازی را از حقیقت تمیز ده . ( ( قبله اول ز قبله باز شناس تا بدانی تو فربهی ز اماس ) ) ( حدیقه، ۳۱۶ ) ( فرهنگ لغات ...