پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٧٦٣)
مثقال در لغت هم به معنی ثقل و سنگینی آمده ، و هم ترازوئی که با آن سنگینی اشیاء را می سنجند ،
واژه وزیر از وزر مشتق شده است . وزر در لغت به معنی سنگینی است ، ، چون بارهاى سنگین حکومت را بر دوش می کشد ، و گناهان را نیز به همین جهت وزر گویند چرا ...
وزر در لغت به معنی سنگینی است ، واژه وزیر نیز از همین معنی مشتق شده است ، چون بارهاى سنگین حکومت را بر دوش می کشد ، و گناهان را نیز به همین جهت وزر گ ...
کواکب جمع کوکب در لغت عرب معانی زیادى دارد از جمله : ستاره به طور اعم ، و ستاره زهره به طور اخص ، سفیدى که در چشم ظاهر می شود ، گیاهان بلند ، شکوفه د ...
واژه نعیم در لغت به معنی نعمتهاى فراوان است .
یکی از معانی ساق در لغت عرب ، حادثه شدید و مصیبت و بلاى عظیم است . "وَ الْتَفَّتِ الساقُ بِالساقِ "و ساق پاها ( از شدت جان دادن ) به هم می پیچید . تف ...
بنان در لغت هم به معنی انگشتان آمده ، و هم به معنی سر انگشتان.
جد در لغت معانی زیادى دارد از جمله : عظمت ، شدت ، جدیت بهره و نصیب ، نو شدن و مانند آن می باشد ، ولی ریشه اصلی آن ، به طورى که راغب در مفردات آورده ، ...
بینی در لغت عرب معمولا کنایه از بزرگی و عزت است همانگونه که در فارسی نیز وقتی میگوئیم بینی او را به خاک بمالید دلیل بر این است که عزت او را بر باد ده ...
گرچه در فارسی روزمره عزت به معنی احترام و آبرو یا گرانبها بودن است ، ولی در لغت عرب چنین نیست ، بلکه عزت به معنی قدرت شکست - ناپذیر است . تفسیر نمونه ...
جنة از ماده جن ( بر وزن فن ) در اصل به معنی پنهان کردن چیزى از حس است ، و جن ( بر وزن سن ) به خاطر اینکه موجودى است ناپیدا ، این واژه بر او اطلاق می ...
باس در لغت به معنی شدت و قوت و قدرت است و به مبارزه و جنگ نیز باس گفته می شود .
سور در لغت به معنی دیوارى است که در گذشته براى حفاظت به دور شهرها می کشیدند ، و در فارسی از آن تعبیر به بارو می شود ، و در فواصل مختلف نیز برجهائی بر ...
مور ( بر وزن قول ) در لغت به معانی مختلفی آمده است ، راغب : در مفردات می گوید : مور به معنی جریان سریع است ، و نیز می گوید : گرد و غبارى را که باد به ...
راغب در مفردات می گوید : سجر ( بر وزن فجر ) به معنی شعله ور ساختن آتش است .
طور در لغت به معنی کوه است ، ولی در قران منظور طور سینا همان کوهی که در آنجا وحی بر موسی نازل می شد می باشد.
واژه هاى ویل و ویس و ویح در لغت عرب در مواردى به کار می رود که شخصی به حال دیگرى تاسف می خورد ، منتها ویل در موارد کارهاى زشت و قبیح گفته می شود و وی ...
واژه هاى ویل و ویس و ویح در لغت عرب در مواردى به کار می رود که شخصی به حال دیگرى تاسف می خورد ، منتها ویل در موارد کارهاى زشت و قبیح گفته می شود و وی ...
ویل در لغت عرب در مواردى گفته می شود که فرد یا افرادى به هلاکت بیفتند ، و معنی عذاب و بدبختی را می دهد ، و به گفته بعضی مفهومی شدیدتر از عذاب دارد . ...
دائرة در لغت به معنی حوادث و رویدادهائی است که براى انسان پیش می آید ، اعم از خوب و بد .
ذنب در لغت به معنی آثار شوم و تبعات کارى است .
مبطل از ماده ابطال در لغت معانی مختلفی دارد: باطل کردن چیزى , دروغ گفتن ، شوخی و استهزاء نمودن ، و امر باطلی را مطرح کردن.
اثیم از ماده اثم به معنی کسی است که بر گناه مداومت می کند . اثیم از ماده اثم به معنی مجرم و گنهکار است ، صیغه مبالغه و معنی مبالغه را می دهد . ( تفس ...
سلف در لغت به معنی هر چیز متقدم است ، و لذا به نسلهاى پیشین سلف و به نسلهاى بعد از آنها خلف اطلاق می شود ، و به معاملاتی که به صورت پیش خرید انجام می ...
واژه ی ام در لغت به معنی اصل و اساس هر چیزى است و اینکه عرب به مادر ام می گوید بخاطر آن است که ریشه خانواده و پناهگاه فرزندان است ، بنا بر این ام الک ...
ذات در لغت عرب به معنی عین و حقیقت اشیاء نیامده ، بلکه این اصطلاحی است از سوى فلاسفه بلکه ذات به معنی صاحب است ، و به این ترتیب جمله انه علیم بذات ال ...
میزان در لغت به معنی ترازو و ابزار سنجش وزن است ، اما در قران در معنی کنائی به هر گونه معیار سنجش ، و قانون صحیح الهی ، و حتی شخص پیامبر اسلام ( صلی ...
آزفة در لغت به معنی نزدیک است .
جَنب:جنب در لغت به معنی پهلو است و سپس به هر چیزى که در کنار چیزى قرار گرفته باشد اطلاق می شود ، همانگونه که یمین و یسار به معنی طرف چپ و راست بدن اس ...
هدایت در لغت به معنی دلالت و راهنمائی توأم با لطف و دقت است و آنرا به دو شعبه تقسیم کرده اند : ارائه طریق و ایصال به مطلوب و به تعبیر دیگر هدایت تشری ...
مَثَل:مثل در لغت عرب هر سخنی است که حقیقتی را مجسم سازد ، و یا چیزى را توصیف کند ، و یا چیزى را به چیز دیگر تشبیه نماید . ( تفسیر نمونه ج : 19 ص : ...
اَربَعُ الاَرباع : مراد تب "ربع است. و تب ربع تبی است که سه روز قطع شود و روز چهارم برگردد. مراد از اربع الارباع حمیّات چهارگانه است و آن عبارت است ا ...
ارباب تیر : ارباب قلم . ( ( در سخن چون سخن جهانگیر است زان بر ارباب تیر سرتیر است ) ) ( کارنامه بلخ، ۱۹۹ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنای ...
ادب القاضیین : ادب القاضی، ملتزم شدن و عمل کردن قاضی است بر آنچه که شرع برای او تعیین کرده است از قبیل بسط و رفع ظلم و عدم میل و منحرف نشدن بر یکی از ...
اختلاج بدن : اختلاج اعضاء، بر جستن اندام، جستن اندامها، حرکت عضلانی بی اراده که گهگاه پوست چسبیده ی خود را نیز به حرکت آرد و زود گذرد. ( ( از تمطی ...
اجمد : از جمد به فتحین گرفته شده که به معنی آب و سالی که در او باران نبارد و جَماد کسحاب، زمین که باران به وی نرسیده باشد و سال بی باران و ناقه ای که ...
اجل نامده قوی زره هست: اقتباس از کلام علی علیه السلام"نعم المجنُّ اجلٌٌ مستاخَر". اجل نامده نکو سپر است. ( ( مرد را آهنین زره گره است اجل نامده قو ...
ابنای عصر : همزادان، هم عهدان، اهل روزگار . ( ( شعر ابنای عصر اندر شر هم روان است لیک سوی سقر ) ) ( حدیقه ۷۱۴ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های ...
از تعبیرات مختلفی که در لغت عرب آمده می توان استفاده کرد که غلام حد فاصل میان طفل ( کودک ) و شاب ( جوان ) است که در زبان فارسی از آن تعبیر به نوجوان ...
جحیم در لغت به معنی آتشهائی است که روى هم متراکم شده است
ما در فارسی هیزم را آتش گیره و کبریت یا فندک را آتش زنه می نامیم ، و در لغت عرب هیزم را وقود و کبریت و فندک را زند یا زناد می نامند .
محاریب جمع محراب در لغت به معنی عبادتگاه یا قصرها و ساختمانهای بزرگی است که به منظور معبد ساخته می شود . گاهی نیز به قسمت صدر مجلس ، یا صدر مسجد و م ...
حجاب در لغت به معنی چیزى است که در میان دو شیء حائل می شود به همین جهت پرده اى که در میان امعاء و قلب و ریه کشیده شده حجاب حاجز نامیده شده .
خشیت و خوف هر چند در لغت به یک معنی ( یا نزدیک به یک معنی ) می باشند ، ولی در عرف صاحبدلان در میان این دو فرقی است ، و آن اینکه : خوف به معنی ناراحتی ...
خوف وخشیت هر چند در لغت به یک معنی ( یا نزدیک به یک معنی ) می باشند ، ولی در عرف صاحبدلان در میان این دو فرقی است ، و آن اینکه : خوف به معنی ناراحتی ...
قرة از ماده قر ( بر وزن حر ) به معنی سردى و خنکی است ، و از آنجا که معروف است اشگ شوق همواره سرد و خنک ، و اشک غم و حسرت داغ و سوزان است تعبیر به قرة ...
ساعة در لغت عرب به معنی جزء کمی از زمان است .
بحر در لغت - چنانکه راغب در مفردات می گوید - در اصل به معنی آب فراوان و وسیع است .
واژه قوام ( بر وزن عوام ) در لغت به معنی عدالت و استقامت و حد وسط میان دو چیز است و قوام ( بر وزن کتاب ) به معنی چیزى است که مایه قیام و استقرار بوده ...
سبات در لغت از ماده سبت ( بر وزن وقت ) به معنی قطع نمودن است ، سپس به معنی تعطیل کردن کار به منظور استراحت آمده ، و اینکه روز شنبه را در لغت عرب یوم ...