پیشنهادهای Rez7 (١٠٣)
عشق بازی کردن، معاشقه
نوعی شیرینی محبوب فرانسوی که در قالب مخصوصی ( Madeleine Pan ) درست می شود. بخشی از شهرت آن بخاطر اشارات مارسل پروست به آن، در رمان بزرگ در جستجوی زم ...
پاشیدن منی - انزال کردن ( عامیانه و محاوره ای ) از استیفن کینگ: All of that got him so excited that he spunked on the corpse.
جنون قتل. هیجان و میل دیوانه وار برای کشتن.
بیمه خاکسپاری، غرامت فوت
بیمه ی خودرو
در کار و شغل: پست خالی، پست بلاتصدی، فرصت شغلی
سکونت گاه خواب زمستانی. محلی که حیوانات ( حیواناتی که زمستان ها به خواب زمستانی می روند، مانند خفاش، موش خرما، مار. . . ) برای خواب زمستانی انتخاب م ...
سرشار، لبریز ( معمولا در لحظه ) . نگنجیدن در پوست خود از شوق در لحظه ( بخاطر شنیدن یه خبر، دیدن معشوق، عزم یه سفر جذاب و . . . )
فروش خرت و پرت - حراج لوازم خانگی فروش لوازم دست دوم مختلف توسط افراد و نه کاسبان حرفه ای. عموما بهش Yard Sale هم میگند.
خدمت در محل ارایه دهنده - مراجعه به محل ارایه دهنده. سرویسی که مشتری به محل فراهم کننده ی آن سرویس مراجعه می کند ( مانند درمان، ماساژ، سکس، آرایش و ...
سرویس در محل. سرویسی که فراهم کننده ی آن، سرویس را در محل مشتری ارایه می کند. مانند درمان، ماساژ، سکس و . . . متضاد incall service
آزاد باش ( ارتش، پلیس )
مسیر تباهی، به سوی نیستی
عوام پسند، عامه پسند. نقل مجلس ( بار مثبت نداره ) .
تغییر روند داستان ( ادبیات و فیلمنامه نویسی ) . نقطه عطف داستان. همچنین: Plot Turn
چرخش روند داستان ( ادبیات و فیلمنامه نویسی ) . تغییر مسیر روند و رخدادهای داستان با آشکار شدن موضوعی یا اتفاق جدیدی. در برخی متون: Turning Point یا ...
نوعی سلاح دستی ( Handgun )
محل پارک کم توانان - جا پارک معلولین
گران، پرهزینه That restaurant cost a mint, I can't afford it.
و چنین مواردی و مانند اینها
همگام سازی
فلاخن داوود از سامانه های دفاعی ارتش اسراییل
David's Sling فلاخن داوود از سامانه های دفاعی اسراییل
رفتارهای اغراق آمیز احساسی و حتی گاهی پر خاشگرانه
تعویق خدمت سربازی
صفت: خروشان، متلاطم
زمان گذشته ی foreknow. پیش آگاهی داشت، پیشتر می دانست.
پیش آگاهی داشتن، دانستن پیش از رخداد
سرسختانه، سمج وار، لجوجانه
سفر روح. نام آهنگی فوق العاده از گروه راک ایرلندی The Cranberries در سال 2012.
کردلیا، نام شاهزاده خانم قهرمان در نمایشنامه درام �شاه لیر� اثر شکسپیر.
تضعیف شده، دچار فروپاشی شده
دسته و اهرم چوبی برای چرخاندن سکان مرجع تصویر: Wiktionary
تباه کننده، پلیدناک
کشانده شده ( با by معمولا، کشانده شده و پیشران شده به وسیله ی عاملی خارجی )
به شکلی ناراحت کننده، معذب کننده
تهی از خاطرات، به شکلی دور از ذهن
نگارش درست: perplexity، به معنی بهت، حیرت، شگفتی
صفت: ناگزیر، ناچار
فضول همه کاره، همه چیزدان
دخالت بیجا کردن، فضولی کردن
شهری در ایالت یوتا آمریکا
متضاد appalled، نترسیده، آرام، خونسرد
وضوح، ملموس بودن، قابل شهود
نشانه گرفتن ( تپانچه - سلاح )
شهر و مرکز ایالت کالیفرنیا در آمریکا
سبزی، تازگی، خرمی ( فرانسوی )
املای دیگر: gilder 1 - در قدیم، واحد پول کشور هلند - فلورین. 2 - زرنگار، طلاکوب، زرین کار.
1 - زرنگار، زرکوب. املای دیگر: guilder 2 - در قدیم، واحد پول کشور هلند. فلورین هم گفته میشد.