پیشنهادهای Rez7 (١٤٠)
To be honest صادقانه راست و درست
دلمردگی
کمبوجیه - کامبیز
بلاش - فرمانروا ( دوره ساسانی )
Artaxerxes First - اردشیر اول Artaxerxes Second - اردشیر دوم
مصونِ داستانی ( شخصیت های ایمن و محفوظ در طرح و روند داستان - به شکلی بار منفی دارد )
شتاب زده
شتاب زدگی
اوباش/ خز و خیل/ فرودست ها
مقاوم سازی در فناوری اطلاعات و شبکه: انجام پیکربندی های امنیتی که در راستای کاهش آسیب پذیری شبکه، تجهیزات و سرویس های آن انجام می شوند.
زمان مرجع کامپیوتر ( بیشتر برای کامپیوترهای مبتنی بر یونیکس/لینوکس است که زمان سپری شده از اول ژانویه 1970 است. )
کار بیهوده
خودتو به کوچه علی چپ نزن
حسابی خودت رو آماده کن
با این اوصاف - با در نظر گرفتن این ها
نالان - گریه زار کن
بیش از هر زمان - حتی بیشتر از همیشه. . .
قیچی هرس کاری - قیچی باغبانی
اسب زوار در رفته - اسب پیر و داغون
زندانی شده، محبوس شده
همیشه ایرلند! پاینده باد ایرلند!
حد و اعتدال رو رعایت کن
بی در و پیکر، ولنگار
به طور دائم معلول و کم توانش کرد. معلولش کرد.
به شکل کاربردی، در عمل
کمی صبور باش
ورانداز کردن
عامیانه: تابوت
یه کپه پهن ( محاوره ) You got a nice cozy little place in here, and a manure pile under the window ( John Steinbeck )
مسحورانه، با شیفتگی
آرام شده، تسلی یافته
صفت عامیانه: کند، کند و تنبل انگار پاهاشو خر و کش میکنه.
جوونک ( عامیانه جنوبی آمریکایی ) "Ya see the stable buck's a nigger" �میدونی جوونک اصطبل دار یه کاکاسیاهه� ( From: Of men and mice by John Steinbe ...
لبخند خرسندی، لبخند توام با شعف
دقیق بودن به جزئیات اهمیت دادن
به "pascal convention" مراجعه شود.
در برنامه نویسی کامپیوتر: روش نامگذاری پاسکال. قاعده ی نامگذاری کلاس ها که در آن نام های مرکب بدون فاصله نوشته شده و هر کلمه با حرف بزرگ آغاز می شو ...
عشق بازی کردن، معاشقه
نوعی شیرینی محبوب فرانسوی که در قالب مخصوصی ( Madeleine Pan ) درست می شود. بخشی از شهرت آن بخاطر اشارات مارسل پروست به آن، در رمان بزرگ در جستجوی زم ...
پاشیدن منی - انزال کردن ( عامیانه و محاوره ای ) از استیفن کینگ: All of that got him so excited that he spunked on the corpse.
جنون قتل. هیجان و میل دیوانه وار برای کشتن.
بیمه خاکسپاری، غرامت فوت
بیمه ی خودرو
در کار و شغل: پست خالی، پست بلاتصدی، فرصت شغلی
سکونت گاه خواب زمستانی. محلی که حیوانات ( حیواناتی که زمستان ها به خواب زمستانی می روند، مانند خفاش، موش خرما، مار. . . ) برای خواب زمستانی انتخاب م ...
سرشار، لبریز ( معمولا در لحظه ) . نگنجیدن در پوست خود از شوق در لحظه ( بخاطر شنیدن یه خبر، دیدن معشوق، عزم یه سفر جذاب و . . . )
فروش خرت و پرت - حراج لوازم خانگی فروش لوازم دست دوم مختلف توسط افراد و نه کاسبان حرفه ای. عموما بهش Yard Sale هم میگند.
خدمت در محل ارایه دهنده - مراجعه به محل ارایه دهنده. سرویسی که مشتری به محل فراهم کننده ی آن سرویس مراجعه می کند ( مانند درمان، ماساژ، سکس، آرایش و ...
سرویس در محل. سرویسی که فراهم کننده ی آن، سرویس را در محل مشتری ارایه می کند. مانند درمان، ماساژ، سکس و . . . متضاد incall service
آزاد باش ( ارتش، پلیس )