تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] مخفف Frames Per Second تعداد فریم هایی که بازی در هر ثانیه رندر می کند. FPS بالاتر باعث تجربه روان تر و بهتری از بازی می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] حمله از پشت به دشمن که معمولاً آسیب بیشتری وارد می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] شلیک به سر دشمنان که باعث از بین بردن سریع تر آنها می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] نقاط ذخیره سازی که به بازیکن اجازه می دهند پس از مرگ یا قطع شدن بازی از همان مکان ادامه دهند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] مکان هایی در بازی که بازیکن می تواند پیشرفت خود را ذخیره کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] تلاش برای جلوگیری از ادامه کمبو حریف با استفاده از حرکات خاص.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] تأخیر در اجرای حرکت برای گمراه کردن حریف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] زمانی که حریف به دیوار برخورد می کند و بازیکن می تواند از این موقعیت برای ادامه کمبو استفاده کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حرکت جانبی برای اجتناب از حملات مستقیم حریف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حرکتی که حریف را به هوا پرتاب می کند و فرصت برای ادامه کمبو فراهم می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حرکت برگشت سریع برای فاصله گرفتن از حریف، که معمولاً برای دفاع بهتر یا آماده شدن برای ضدحمله استفاده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] یک کمبو که حریف را به دیوار می برد و باعث آسیب بیشتری می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای/ورزش، های مبارزه ای] زمانی که حریف با ضربه یا حرکت خاصی به زمین می افتد و از مبارزه خارج می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] مسابقه مجدد برای جبران باخت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] بازیکنی که پس از باخت ناراحت یا عصبی می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] بردن یک راند بدون دریافت هیچ آسیبی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] جدولی که قدرت نسبی شخصیت های بازی را رتبه بندی می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] انتخاب شخصیت خاص برای مقابله با شخصیت حریف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] شخصیت اصلی که یک بازیکن بیشتر از آن استفاده می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] فشار دادن تصادفی دکمه ها بدون برنامه ریزی ( معمولاً نشانه تازه کار بودن ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] فریم هایی که در آن شخصیت به طور کامل از ضربات مصون است ( معمولاً در حرکات خاص ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] دفع ضربه حریف با یک حرکت خاص که فرصت ضدحمله می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] ضربه متقابل. ضربه ای که به حریف هنگام انجام یک حرکت دیگر وارد می شود، معمولاً آسیب بیشتری وارد می کند. "I landed a co ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] آسیب کم/آسیب تدریجی. آسیبی که به حریف حتی در حالت دفاعی وارد می شود اما اثر حمله ضعیف است. "Even though my attack did ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] در هوا نگه داشتن. ادامه دادن کمبو در هوا، به طوری که حریف فرصت فرود نداشته باشد. "I was able to juggle my opponent fo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حرکتی که حریف پس از برخاستن از زمین برای مقابله با حمله انجام می دهد. "He tried to wake up with a reversal move, but I ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حمله پس از افتادن. استراتژی حمله به حریف در حالی که روی زمین افتاده است. "After knocking him down, I used an okizeme ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] مبارزه در فاصله نزدیک با حرکات کوچک و استفاده از ضربات دقیق. "I was able to win the match by playing footsies and cont ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] سبک دفاعی که بازیکن بیشتر تمرکز خود را روی بلاک کردن و ضدحمله می گذارد. "I had to use turtling to survive against his ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] کنترل فضا. کنترل فاصله با حریف با استفاده از حرکات دوربرد یا پرتابی ( Projectiles ) . "I kept zoning him out with pro ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حمله سریع و مداوم. سبک بازی تهاجمی که هدف آن تحت فشار قرار دادن حریف است. "My rushdown strategy is all about keeping ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] تغییر جهت و حمله. حمله ای که بازیکن از سمت دیگر حریف ( پشت سر ) انجام می دهد. "He tried to block, but I hit him with ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] ضد پرواز/ضد هوا. حرکاتی که برای مقابله با حملات هوایی حریف طراحی شده اند. "I used an anti - air move to stop his jump ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] گرفتن و پرتاب . گرفتن و پرتاب کردن حریف برای آسیب زدن. "I grabbed my opponent and threw them into the corner for extr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حرکت سوپر/ضربه سوپر. حرکات قدرتمند و فوق العاده که معمولا با پر شدن یک نوار انرژی قابل اجرا هستن. مترادف: Ultra Move ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] حرکات ویژه/ضربات ویژه. حرکات خاص یا ویژه ای که با ترکیب دکمه ها و جهت ها با استفاده از گیم پد توسط گیمر اجرا میشه و ضرب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] ضربات معمولی/حرکات معمولی . حرکات استاندارد که با فشار دادن دکمه های اصلی گیم پد اجرا میشه. "You should rely on norma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] رویارویی/تقابل. ارزیابی نقاط قوت و ضعف بین دو شخصیت در یک مبارزه. "This matchup is tough for my character because the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] تایید اصابت. بررسی موفقیت ضربه اول برای ادامه دادن به یک کمبو یا زنجیره ای از ضربات طولانی. "I waited to hit confirm ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] تنوع حرکتی/حرکات گمراه کننده. استفاده از حرکات غیرقابل پیش بینی برای گیج کردن حریف. مانند تغییر سریع بین ضربات بالا و پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] استفاده از فرصت، برای ضد حمله پس از حرکات اشتباه یا خطرناک حریف. "I punished his missed attack with a strong counter. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

[بازی های ویدیویی مبارزه ای] ضربات ترکیبی. زنجیره ای از ضربات که بدون امکان دفاع برای حریف اجرا میشه. "I pulled off a 10 - hit combo in the fighti ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی / اصطلاحات اسپیدران] رکورد طلایی. ثبت بهترین زمان برای یک بخش خاص از بازی. به بهترین عملکرد بازیکن در یک بخش خاص از یک بازی در م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی / اصطلاحات اسپیدران] شکستن ترتیب/ رد کردن ترتیب مراحل. انجام مراحل بازی، خارج از ترتیب عادی یا پیش بینی شده. "He performed a seq ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی] قفل سخت. قفل شدن کامل بازی که نیاز به بازنشانی دستگاه داره. "The game hard locked when I tried to open the inventory. " "I los ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[بازی های ویدیویی] گیر افتادن نرم/قفل نرم. وضعیتی که بازی به دلیل گلیچ یا خطا غیرقابل ادامه دادن میشه. "I triggered a soft lock because I moved th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی / اصطلاحات اسپیدران] خارج از محدوده/خارج از مرز. خارج شدن از محیط تعریف شده بازی با استفاده از گلیچ. "I went out of bounds and f ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[بازی های ویدیویی/ اصطلاحات اسپیدران] مولد شانس. مخفف Random Number Generator به معنی عنصر شانس در بازی که بر نتیجه اتفاقات تاثیر می گذارد ( مثل ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی/ اصطلاحات اسپیدران] ترفند عبور/ترفند رد شدن. استفاده از یک تکنیک یا گلیچ برای پرش یا رد شدن از بخشی از بازی. "He used a trick sk ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[بازی های ویدیویی/اصطلاحات اسپیدران] زمان بندی فریمی/اجرای دقیق در یک فریم/زمان بندی بی نقص. زمانی که بازیکن بخواهد یک حرکت یا ورودی خاص را در یک ل ...