checkpoint

/ˈt͡ʃekˈpɔɪnt//ˈt͡ʃekpoɪnt/

معنی: محل بازرسی وسائط نقلیه، نقطه مقابله
معانی دیگر: (در مرزها و راه ها و غیره) باجه ی بازرسی، پاسگاه بازرسی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a place where something is halted for inspection, esp. a border station where the documents or vehicles of travelers are inspected.

جمله های نمونه

1. There was an army checkpoint at the frontier.
[ترجمه گوگل]یک پاسگاه ارتش در مرز بود
[ترجمه ترگمان]پایگاه نظامی در مرز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The soldier stopped the motorist at a roadside checkpoint.
[ترجمه گوگل]سرباز راننده را در ایست بازرسی کنار جاده متوقف کرد
[ترجمه ترگمان]این سرباز راننده را در یک ایست بازرسی کنار جاده ای متوقف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The police waved our car through the border checkpoint.
[ترجمه مزدک صدری افشار] Police Wave through به معنی دست یا علامت تکان دادن پلیس برای کنار کشیدن و بازرسی شدن هست. در اینجا بطور کلی می شود: پلیس خودرو ما را در پاسگاه مرزی بازرسی کرد.
|
[ترجمه گوگل]پلیس ماشین ما را از پاسگاه مرزی تکان داد
[ترجمه ترگمان]پلیس اتومبیل ما را در ایست بازرسی مرزی تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We were stopped at the checkpoint.
[ترجمه گوگل]ما را در ایست بازرسی متوقف کردند
[ترجمه ترگمان]تو محل بازرسی توقف کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The checkpoint was abandoned as militarily indefensible.
[ترجمه گوگل]ایست بازرسی به عنوان غیرقابل دفاع نظامی رها شد
[ترجمه ترگمان]این ایست بازرسی به صورت نظامی غیرقابل دفاع رها شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There are border guards at the checkpoint crossing.
[ترجمه گوگل]در گذرگاه پاسگاه مرزبانان حضور دارند
[ترجمه ترگمان]نگهبانان مرزی در گذرگاه ایست بازرسی وجود دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The car failed to stop at an army checkpoint.
[ترجمه گوگل]ماشین نتوانست در یک ایست بازرسی ارتش متوقف شود
[ترجمه ترگمان]این خودرو نتوانست در یک ایست بازرسی ارتش توقف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Checkpoint Charlie used to be the most famous border crossing between East and West Berlin.
[ترجمه گوگل]ایست بازرسی چارلی در گذشته مشهورترین گذرگاه مرزی بین برلین شرقی و غربی بود
[ترجمه ترگمان]ایست بازرسی چارلی مشهورترین گذرگاه مرزی بین شرق و غرب برلین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Save a few for the checkpoint at the gate.
[ترجمه گوگل]تعداد کمی را برای ایست بازرسی در دروازه ذخیره کنید
[ترجمه ترگمان]چند نفر را برای ایست بازرسی در دروازه نگهداری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. After going through the checkpoint once, it will seem like a breeze.
[ترجمه گوگل]پس از یک بار عبور از ایست بازرسی، مانند یک نسیم به نظر می رسد
[ترجمه ترگمان]پس از عبور از ایست بازرسی، به نظر باد می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. To reach East Berlin they must cross through Checkpoint Charlie, not far from their outpost.
[ترجمه گوگل]برای رسیدن به برلین شرقی، آنها باید از پاسگاه چارلی، نه چندان دور از پاسگاه خود عبور کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها برای رسیدن به شرق برلین باید از ایست بازرسی چارلی عبور کنند، نه چندان دور از پاسگاه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Tourist visas are issued at any border checkpoint.
[ترجمه گوگل]ویزای توریستی در هر نقطه بازرسی مرزی صادر می شود
[ترجمه ترگمان]ویزای توریستی در هر ایست بازرسی مرزی صادر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The first step as you approach the checkpoint is to park your car in the parking lot on the north side.
[ترجمه گوگل]اولین قدم با نزدیک شدن به ایست بازرسی این است که ماشین خود را در پارکینگ سمت شمالی پارک کنید
[ترجمه ترگمان]اولین قدم که به این پست بازرسی نزدیک می شوید این است که اتومبیل خود را در پارکینگ قسمت شمالی پارک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. On either side of the well-guarded checkpoint stretched wire fences, barbed-wire entanglements and minefields.
[ترجمه گوگل]در دو طرف ایست بازرسی که به خوبی محافظت می شد، حصارهای سیمی، سیم خاردارها و میدان های مین کشیده شده بود
[ترجمه ترگمان]در هر دو طرف محل بازرسی، حصار سیمی، سیم خاردار و میدان های مین کشیده شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. I drove gingerly past the security check points.
[ترجمه گوگل]با هیجان از کنار نقاط بازرسی امنیتی گذشتم
[ترجمه ترگمان]من با احتیاط از کنار points امنیتی رد شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The check points went up, the armed police came out, and the traffic backed up for blocks.
[ترجمه گوگل]ایست های بازرسی بالا رفتند، پلیس مسلح بیرون آمدند و ترافیک برای بلوک ها افزایش یافت
[ترجمه ترگمان]ایست های بازرسی بالا رفتند، پلیس مسلح بیرون آمد و رفت و آمد خودروها برای مسدود کردن بلوک ها مورد حمایت قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Participants received hints of next check point upon completion of tasks.
[ترجمه گوگل]شرکت کنندگان پس از تکمیل وظایف، نکاتی در مورد نقطه چک بعدی دریافت کردند
[ترجمه ترگمان]شرکت کنندگان نشانه هایی از نقطه بررسی بعدی را پس از تکمیل وظایف دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Check point should be set on water drainage riser each level. It should be set at lowest level and highest level which has sanitary fittings.
[ترجمه گوگل]نقطه چک باید بر روی بالابر زهکشی آب در هر سطح تنظیم شود باید در پایین ترین سطح و بالاترین سطح که دارای اتصالات بهداشتی باشد تنظیم شود
[ترجمه ترگمان]نقطه بررسی باید بر روی زه کشی آب در هر سطح تنظیم شود آن باید در پایین ترین سطح و بالاترین سطح که دارای تجهیزات بهداشتی است تنظیم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. It created another check point at Taipan branch.
[ترجمه گوگل]این یک نقطه چک دیگر در شعبه تایپان ایجاد کرد
[ترجمه ترگمان]این شاخه یک ایست بازرسی دیگر در شعبه Taipan ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. Finally[Sentence dictionary], check point and access control was used for tolerance and security of the system.
[ترجمه گوگل]در نهایت [Sentence dictionary]، نقطه چک و کنترل دسترسی برای تلرانس و امنیت سیستم استفاده شد
[ترجمه ترگمان]در نهایت [ فرهنگ لغت نامه ]، نقطه کنترل و کنترل دسترسی برای تحمل و امنیت سیستم مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. The courier assisted the tourists at the custom check point.
[ترجمه گوگل]پیک در ایست بازرسی سفارشی به گردشگران کمک کرد
[ترجمه ترگمان]پیک به توریست ها در نقطه بازرسی گمرک کمک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. In order to get high reliability, check point technology is adopted to implement automatic fault recovery.
[ترجمه گوگل]به منظور دستیابی به قابلیت اطمینان بالا، فناوری نقطه چک برای اجرای بازیابی خودکار خطا به کار گرفته شده است
[ترجمه ترگمان]به منظور دستیابی به قابلیت اطمینان بالا، تکنولوژی نقطه کنترل برای پیاده سازی بهبود خطای خودکار اتخاذ شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. For these reasons also, it is hard to fit in any check points at intermediate levels in the hierarchy.
[ترجمه گوگل]به همین دلایل نیز، تطبیق در هر نقطه چک در سطوح متوسط ​​در سلسله مراتب دشوار است
[ترجمه ترگمان]به همین دلایل، تناسب در هر نقطه کنترل در سطوح میانی در سلسله مراتب کار دشواری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. Participants completed tasks and then received hints of the next check point.
[ترجمه گوگل]شرکت کنندگان وظایف را تکمیل کردند و سپس نکاتی را در مورد نقطه چک بعدی دریافت کردند
[ترجمه ترگمان]شرکت کنندگان وظایف را به پایان رساندند و سپس نکاتی از نقطه کنترل بعدی دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. A private television station said the blast hit a security check point.
[ترجمه گوگل]یک ایستگاه تلویزیونی خصوصی گفت که انفجار در یک ایست بازرسی امنیتی رخ داده است
[ترجمه ترگمان]یک ایستگاه تلویزیونی خصوصی گفت که این انفجار به یک ایست بازرسی امنیتی رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. At least, we find out the score and monitoring indicators for each other by their check point. We also find out the diverseness on peak, trough, state and cycle by the graph of time series.
[ترجمه گوگل]حداقل امتیاز و شاخص های نظارتی برای یکدیگر را با چک پوینت آن ها درمی یابیم ما همچنین تنوع در اوج، فرورفتگی، حالت و چرخه را با نمودار سری های زمانی پیدا می کنیم
[ترجمه ترگمان]حداقل، ما نمره و شاخص های پایش برای یکدیگر را با توجه به نقطه کنترل خود پیدا می کنیم ما همچنین the را در پیک، ناوه، ایالت و چرخه از طریق نمودار سری های زمانی می یابیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. Every team is free to choose its own route from control point to check point.
[ترجمه گوگل]هر تیمی آزاد است که مسیر خود را از نقطه کنترل به نقطه بازرسی انتخاب کند
[ترجمه ترگمان]هر تیم برای انتخاب مسیر خود از نقطه کنترل تا نقطه کنترل آزاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

محل بازرسی وسائط نقلیه (اسم)
checkpoint

نقطه مقابله (اسم)
checkpoint

تخصصی

[ریاضیات] نقطه ی مقابل، نقطه ی بررسی، نقطه ی مقابله، نقطه ی وارسی
[حسابداری] نقطه مقابله
[کامپیوتر] نقطه آزمایش ش، نقطه مقابله .

به انگلیسی

• inspection point (generally on a road or border)
a checkpoint is a place where traffic has to stop and be checked.
programming company founded in israel that specializes in producing sophisticated systems for protection and information security on the internet
inspection station

پیشنهاد کاربران

ایست بازرسی
محل بازرسی - نقطه مقابله - باجه بازرسی - پاسگاه بازرسی
گلوگاه
نقاط کنترلی ، وقت بازبینی
پست بازرسی
مرحله بررسی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما