پیشنهادهای رهگذر (١١,٨٠٦)
رئیس بودن در رابطه
کسی را کاملا خسته کردن
کم شدن تحمل رو به اتمام رفتن
جا باز کردن و راحت شدن ( لباس یا کفش نو )
خوب دوام آوردن خوب ماندن
بر اثر استفاده سوراخ شدن
به کندی گذشتن ( معمولا زمان )
به مرور ساییده و کم شدن
تحلیل بردن
اثر چیزی از بین رفتن
بالاترین حد تاریخی بالاترین سطح بی سابقه
خودت کردی تقصیر خودته
اجازه ندارم راجع بهش صحبت کنم در حدی نیستم که در موردش بحث کنم
حالت رو حسابی جا میاره
واقعا بهم فشار روحی وارد کرد تاثیر بدی روم گذاشت از نظر روحی داغونم کرد خیلی برام سنگین بود
خیلی خنگه به طرز عجیبی احمقه
دوره اُفت و بی انگیزگی
از فهم من خارجه برام قابل درک نیست
کار انجام شد
هیئت مذاکره کننده
بیا شروع کنیم بزن بریم سر اصل مطلب بیا عمیق تر واردش بشیم بیا عمیق تر بهش بپردازیم
کاهش تحریم ها لغو تحریم ها
گشایش اقتصادی
گول خوردن اغفال شدن
کلک ریز فریب سبک تر و ساده تر
فریب داده شدن برای انجام کاری فریب خوردن با حقه و نیرنگ وادار شدن به انجام کاری
چیزی که عوض داره گله نداره
این دیگه قوزِ بالا قوزه
نفس راحتی کشیدم
نایی ندارم از پا افتادم
باهام کل کل نکن با من در نیفت
دست از سرم بردار
حواله ارزی
کارمزد
رسید پرداخت
رسید صرافی
نرخ دولتی
حواله بانکی
شورای تشکل های صنفی شورای اتحادیه های صنفی
انجمن صنفی اتحادیه صنفی
هر کاری انجام میدی، به خودت برمیگرده
از خانه یا ملک بیرون انداخته شدن ( بطور قانونی )
زیر گرفتن با ماشین
تو کار خودت بکن، منم کار خودم میکنم
انتقام میهن پرستانه
ناگهان به ذهن رسیدن ناگهان به ذهن خطور کردن یکدفعه متوجه شدن
از ریاست جمهوری استعفا دادم
فردا ظهر
حس میکنم همه چی داره از کنترل خارج میشه حس میکنم همه چی داره از هم می پاشه
سرنگونی هواپیمای مسافربری