پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٩)
ملاحظه کردن مدنظر قرار دادن لحاظ کردن Consider
موظف بودن وظیفه داشتن
دورهمی
بفرما اینم از این نتیجش عالی شد حالشو ببر بفرما تحویل بگیر
رفتار عادلانه
آدم تلاشگر فرد پرتلاش
آدمی که زود میرسه
اعضای خانواده
نامه جدایی
شریک زندگی
جفت عاطفی جفت روحی
دوست روزهای خوشی رفیق نیمه راه
قرار ملاقات دو فرد ناشناس
به تدریج بهتر شدن آروم آروم بهتر شدن تدریجی ایجاد شدن
وقت گذاشتن برای بهبود چیزی
برای ما وقتش نبود برای ما که مقدور نبود شانس با ما یار نبود
همه از نظر مالی تحت فشار هستند همه از نظر مالی احساس فشار می کنند
به تعویق انداختن متوقف کردن جلو نرفتن اقدام نکردن
باید اینها رو برسونم خونه
راننده ی انتخاب شده
دارم سرم میزنم زیر سرم هستم در حال تزریق سرم وریدی هستم
قبلش بهم بگو که آماده باشم قبلش یه جورایی بهم بگو هشدار بده که آمادگی داشته باشم
سر تراشیده مدل موی تراشیده
هنوز فرصت نکردم
به ندرت بیرون غذا می خورم
سعی نکن شونه خالی کنی از زیر بار مسئولیت فرار نکن نمیتونی قسر در بری نمیتونی خودت رو بیگناه نشون بدی
سعی نکن شونه خالی کنی از زیر بار مسئولیت فرار نکن نمیتونی قسر در بری نمیتونی خودت رو بیگناه نشون بدی
خودت باعث شدی خودت خواستی بفرما نتیجه کارهای خودته خودت این بلا رو سر خودت آوردی
خودت باعث شدی خودت خواستی بفرما نتیجه کارهای خودته خودت این بلا رو سر خودت آوردی
من سیرم
اون با کسی نیست او با کسی در رابطه نیست مجرده
هوا دلگیره
هوا چطوره؟
نرسیدی هنوز؟
دست بردار بس کن
منو نادیده نگیر به من بی محلی نکن
پول دور ریختن
بودجه ام محدوده حساب شده خرج میکنم
گویا
دنبال دردسر می گردی؟ تنت میخاره ؟
شغلی را انتخاب کردن وارد حرفه ای شدن
غذای مقوی غذای سیرکننده
به قوانین پایبند بودن
با وقار محترم قابل قبول با اخلاق خوب
به اوج خود رسیدن
شهروند مطیع قانون
از کسی گله داشتن
اتفاقی که در ابتدا بد یا ناخوشایند به نظر می رسد اما در نهایت نتیجه خوبی به همراه دارد خیر پنهان
به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد