پیشنهادهای حمیدرضا صفری (١٥٦)
بهره بردن در حد توان برای رفع نیاز غیر واجب
چالش مستمر و مزمن. مسآله مزمن که در اثر عدم توجه و عدم حل آن شکلی ساختاری و مانا به خود می گیرد. از حیث سلسله مراتبی، نشانه، مسآله، مشکل، بحران و چال ...
ضربه ی شدید که بازخوردی همه جانبه داشته باشد. ضربه ای که نفوذ آن به صورت بازخوردی در همه جهات دارد. عکس العمل آن فقط از همان ناحیه عمل نیست.
با سلام، استان یا آستان متفاوته کدامش؟
بحران در روابط، عدم تناسب روابط دو یا چند پدیده ( مثل کشورها وافراد ) با یکدیگر، که با معیارها و استانداردهای قانونی وهنجاری آن روابط، عدم تناسب شدید ...
کمک های اقتصادی آمریکا به کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم، که به منظور شکوفایی اقتصادی اروپا ( بارار بالقوۀ تولیدات آمریک ) ونیز جلوگیری از کمونی ...
با سلام: کشورهای جهان وخصوصا آمریکای لاتین، با الگوبرداری از مدل رشد اقتصادی اروپا، که آمریکا برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم در جهان ودر قالب های طرح ه ...
با سلام: به طور اعم، زمانی که یک بدهی برای بدهکار قابل پرداخت نیست.
برحالتی ازشدت وداغی، جنب و جوشی خاص درونی وبیرونی، سرعت وتغییرات خیلی شدید و پر پیآمد ( فارغ از چه نوع حالتی، منفی ویا مثبت ) دلالت می کند.
باسلام، تنقیح، به معنای اصلاح نیست وبلکه مترادف آن نیز نیست. بلکه اصلاح مکمل تنقیح است. مترادف می تواند جانشین پیراستن ویا. . . باشد. وقتی می گوییم، ...
باسلام، این اصطلاح ویا واژه، در خصوص اصلاح ویا پیراستن مواد و کلا قوانینی که در حوزه اختیارات مجلس است، بنابر شرایط روز بکارگرفته و بر آن دلالت دارد ...
با سلام, گم کردن ویا سرگردانی درمسیر حرکت، ازمبدایی که فقط درخیال هست و وجود خارجی ندارد،
باسلام؛ عدم پایبندی به میثاق های یک جمع. رفتار خودسرانه، بدون توجه به هنجارها و روابط قرارداد شده یک جامعه.
باسلام؛ توهم معنا حالتیست که بر جدایی میان معنا ومفهوم، به مدت زیادی گذشته واین گذشت زمان، انسان های بدون تغییر را چنان مقهور کرده که نمی توانند معان ...
در بحران ساختاری انسان ها تاریخ ساز نیستند بلکه این شرایط محیطی وتاریخیست که انسان ها را می سازد.
در چالش یاختاری، تغییرات حالت طبیعی دارند. بدون دخالت خودخواسته انسان.
باسلام؛ هرچالشی، در قالب معضل، سپس وبا گذشت زمانی مشخص، به شکل چالش ساختاری، سپس مشکل ساختاری و نهایت، به بحران ساختاری تبدیل می شود، در این حالت، بن ...
با سلام یعنی در پس هر مفهومی معنایی هست . در پدیده های اجتماعی انسانی، به سبب وجود عقل واراده، در پس پدیده ها، فهم این موضوع در شناخت وضعیت و سیاستگز ...
با سلام دام مشکل ساختاری، وضعیتی را که، بهانه برای پاسخگویی و مسولیت پذیری، حسب مشکل ساختاری و ابهام این وضعیت به امری عادی برای فرار از پاسخگویی می ...
با سلام، دام مشکل ساختاری، بازهم پیشنهادی برای وضعیتیست که بنابر مشکل ساختاری، همه ذی حق ودر عین بی حقند، الا صاحب حق و بی حق، معنی ومفهوم، مصداق خو ...
ساختار سرطانی، از اصطلاحات پیشنهادی خودم برای وضعیت پوشش گروه های ذی نفع از قوانین به نفع خود بهره برداری می کنند. فرق آن با سرطان ساختاری این است که ...
باسلام، سرطان ساختاری، اصطلاحیست که برای وضعیت ساختاری موجوددرکشور، بویژه گروه های ذینفع و مافیایی، پیشنهاد داده ام. وضعیت که گروه های ذینفع زیر چت ...
بحران معنا بر سدی که مانع رسیدن وضعیت موجود به مطلوب است دلالت دارد. این وضعیت حاصل گلوگاه ها، آب گیرها، رانت خوارها، مفسدان اقتصادی، هرچه وهر که در ...
بحران معنا یکی از مهم ترین نشانه های یک ساختار مشکل است. یک جامعه با چالش مشکل ساختاری
جدایی معنا از مفهوم، بنحوی که، تصور غلط بر درستی معنای گذشته برای مفاهیم در پاسخگویی به شرایط روز. ناتوانی معانی ثابت در پاسخگویی به شرایط روز. افسا ...
این گونه اصطلاحات، بیشتر فلسفه پشت آنها مهم هستند. این سکوت ویا ساکت شدن از باب اختیار به سوت اجباریست. یا اجبار به سکوت اختیاری که هردو یعنی فرد مصل ...
باسلام، به نظرم ساکت شدن معنای خوبی نیست. بلکه سکوت از باب تآمل و تعمیق بیشتر بهتر است. سکوت همیشه ارباب اختیار نیست. شاید اجبار به تامل بیشتر باشد. ...
باسلام. درمعنای دورآن بکارمی رود که اصطلاحی برای زبان قابل فهم وقابل هضم.
باسلام. این اصطلاح بیشتر در معنای دورآن بکارمی رود. یعنی سخن گفتن در مورد چیزی
باسلام، این اصطلاح و استعاره ای از به یاد آوردن است. ازحیث معنایی به نوک زبان داشتن، معنی ندارد. امااین اصطلاح بیشتر به معنای دور آن مد نظر است.
باسلام؛ یک واحد نظام سیاسی کشور. در ایران این واحد، شامل تعدادی شهرستان، شهر، بخش، دهستان، آبادی یاقریه است.
باسلام؛ اسم خاص اقرار به یگانگی خدا، واحد بودن، واحد شدن. کثرت درعین وحدت، وحدت درعین کثرت
باسلام؛ استعاره از یک امر محال وصعب، البته غیرممکن درشرایط خاص. ماه، تنها قمر سیاره زمین، دارای نوعی گردش درمدارزمین وخورشیداست که تاکنون روی تاریک آ ...
صفتی برای حالت ویا اسم، ماندگار
با سلام: بودنی که گرد زمان بر بودنش ننشیند. بزرگی، همیشه بزرگ
مفهوم، جامع ومانع باید باشد. مفاهمه، فرآیندشکل گیری یک فهم است. این فهم می تواند، فهم درونی از واقعیت بیرونی باشد، فهم بیرونیاز واقعیت مشترک ومتقابل ...
با سلام: مفاهمه، فرآیندشکل گیری یک فهم است. این فهم می تواند، درونی از خود باشد، بیرونی ومتقابل باشد ویا برآیند این دو که در سومین ناظر این فرآیند جل ...
باسلام؛عقل در بیان تجزیه ای، بر قل و زنجیر دلالت دارد دارد. در بیان نقشی آن، نیروی کنترل رفتار و کردار انسان، در برخورد با واقعیات پیرامونیست. کنش یا ...
تئوری آشوب در معنای کوانتومی و سیستمی ان، بیان می دارد که هر تغییر غیرقابل پیش بینی در قالب بی نظمی می تواند، به یک آشوب بسیار بزرگ مبدل شود. اثر بال ...
در تعریف فیزیکی و انسانی، آشوب، حالت میان عمل وعکس العمل که با تغییرات در واحد زمان قابل سنجش است.
آشوب در معنی تجزیه ای آن، هرج ومرج، بی نظمی،
آشوب در تعریف مبانی فلسفی و علمی، حالت حرکت وتغییربه صورت گذار از نظم و یا تعادل، برای رسیدن به یک نظم وتعادل جدیداست.
توازن از حیث مجرد، هم وزنی، هم وزن شدن، هم وزن بودن،
ترسناک، فارغ از نقش واژه ای، بر حالتی از توأم با سایه مستمر دلالت می کند. این سایه، اصطلاحی تشبیه گونه از آنچه که برای عدم اطلاع از روبرو شدن با آن م ...
عارف، به معنی کسی که در طی درجات شناخت از طریق معنوی ( طریقت ) ، به مقام قرب ( الهی ) رسیده است.
نام مؤنث، عالی به معنی درجات بالا، عالیه، به معنای والا وبا ارزش
شایستگی های ذاتی سطح بالای هر موجود.
شایستگی های ذاتی هر موجود.
با سلام: جمع استکمال نیست. بنظرم یک واژۀ غیر قابل استفاده واضافیست.
با سلام: بر وزن ومصدر استفعال، فعلیت یافته، کمال یافته ( ماضی بعید استمراری )
باسلام: ارباب استفعال، یعنی بر مسند و جایگاه بزرگ نشستن، حالتی که بر بزرگ شدن توام با مغرورشدن دلالت کند.
با سلام: تبدیل جرم وانرژی به دلیل ماهیت یکسانشان به همدیگر با نسبت ثابت سرعت نور به توان دو.
هم ارزی به معنی رابطۀ بین دو چیز هم ذات ومشابه. این موضوع را غالباً با یک نسبت تبدیل دو چیز به یکدیگرنشان می دهند. غالبا در معنی واژه ها، هم ارزی را ...
با سلام: معضل هم ارز مشکل است. اما الزاماً به معنی مشابهت ونه تساوی
با سلام: معضل، مع ضل، به معنای "همراه با سایه" است. الزاماً؛ معضل، مشکل معنی نمی دهد وبلکه ضرورتاً، یک واقعیت، وقتی از ذاتش دور می شود، به صورت سایه ...
با سلام:تشبیه"ختنۀ"مردان در شعر
سلام:آماده کردن بسترکاری ویا حالتی قبل از انجام کار یا حالت.
داشتن موقعیت برای استفاده از فرصت اطاعت کردن ( بندگی کردن ) . پس باید، موقعیت ( مثلا مالی ) وجود داشته باشد که از فرصتی که پیش آمده یا خواهد آمد استف ...
فرصت اطاعت یافتن
داشتن ودارایی توان بهره برداری، قدرت بهره برداری قدرت بهربرداری داشتن، الزاماً با بهره وری برابر نیست. هم معنی بهره وری ( الزاماً نیست )
پیشرفت اقتصادی، رشددربعد اقتصادی را نشان می دهد. بطورکلی پیشرفت در هر چیزی، رشد در همان چیز را نشان می دهد.
پیشرفت اقتصادی، همان رشد اقتصادیست. یعنی افزایش ارزش تولید ناخالص کشور ( داخلی ویا ملی، به قیمت های جاری ویا ثابت ) .
سلام: پیشرفت در حالت مجرد، به معنای تغییردروضعیت حاضر به معنای مثبت آن ( پیشروی )
مسخر تسخیر شده. تسلیم شده.
مسخ یعنی تغییر صورت به دلیل تسلیم دربرابر یک روح دیگر
تقلید در معنی به تکرار قراعت های زبانی یک نفرخاص. تقلید در اصطلاح، تکرار قراعت های یک معنی ومفهوم بوسیلۀ کس یا کسانی نیز می تواند باشد.
استحضار بر وزن استفعال، به عرض رسیدن توآم با احترام همیشگی. یا به عرض رساندنی که باقائل شدن احترام برای مخاطب از نوعی احترام همیشگی همراه وتوأم است.
اجزا، حاصل به هم پیوستن پاره های یک کل ( جزء ) . قسمت ها باید به هم متصل شوند که اجرا شوند. اجزا، مجموعۀ قسمت های یک کل هستند. الزاماً، بر هدفی تأکید ...
اجزا، حاصل به هم پیوستن پاره های یک کل ( جزء )
بی نیاز شدن، الزاما به ماندن بر بی نیازی دلالت نمی کند. استغنا درست است. چرا که ء در این گونه موارد یک غلط مصطلح است. اغلاط مصطلح مثل اجزاء. بی نیاز ...
استغنا درست است. چرا که ء در این گونه موارد یک غلط مصطلح است. اغلاط مصطلح مثل اجزاء. بی نیازی والبته بی نیازی همیشگی
استغنا درست است. چرا که ء در این گونه موارد یک غلط مصطلح است. اغلاط مصطلح مثل اجزاء.
استعاره، از ادات تشبیه بوده وبا کنایه متفاوت است. ادات تشبیه مجموعه ای از اصطلاحات جایگزین هستن که به سبب موقعیت وطرز بیان ممکن است به استعار ( مثبت ...
سرطان به معنی سرایتی که درآن اطاعتی ناخواسته برای بستروبرعکس خواستی قهری برای مصدر ساری وجود . خودکامگی فاعل ساری کننده . به معنی بیماری آن ویروسی که ...
صعب السأل، سؤای که انتظار می رود پاسخ آن دشوارباشد
صعب القطع، می تواند مترادف با عدم قطعیت باشد. قطعیت با دشواری وشک درپذیرش قاطع
صعب الصعود، صع ب وصع هود، بالا رفتن وگذشتن همزمان وتوام با سختی
صعب الصعود، گذردرحالت بالارفتن ولی به سختی
صعب العلاج، به معنی گذری با حالت بی اختیار وبر حالت عدم رضایت گذر کردن است. چاره ای بجز گذرکردن نیست. الزامً، بی درمان معنی نمی دهد. بی درمان، لاعلاج ...
صعب از ریشۀ صع، به معنی برحالت گذرماندن. گذاردن. برحالت گذار.
تصاعد حالتی از گذرتکرارشونده است.
تمارض کردن، انجام فعل مرض داشتن ( داری ) بر حالت معروض شدن
تمارض مرض داشتن بر حالت معروض بودن است.
تمارض یعنی مرض داشتن ویا مریض شدن است. درهردوحال یعنی یک دچار عارضه ای از سر عمد و ظاهرسازی
کنایه ویا استعاره از مهارت واگاهی در امور مثبت ومنفی در زبان کنایه و استعاره.
باسلام به جز در ریاضی محض، هیچ مساوی در جهان وجود ندارد. بلکه تقابل دو طرف دریک تناسب هم ارز. عدم قطعیت، آنتروپی ودیگر مفاهیمی که بصورت ضریب ثابت ظاه ...
مقدر سرنوشتیست که برهر تقدیری به اندازه قدر ش تعیین می شود.
تقابل مصدری برای انجام عمل مقابله در قالب ویاحالت مقابله و مقابله کردن.
تقابل عمل مقابل در مقابله کردن
تقابل عمل مقابل درعکس العمل متقابل است.
تقابل، ایستادن متعهدانه بنابرعهدی از قبل است. مقابله متقابلانه مقابل در تقابل شکل وجلوه می یابد. مقابله دشمن بصورت متقابل در تقابل بصورت جنگ ویا اقا ...
کوانتوم:درمباحث فلسفی ونگرش کوانتومی مرز بودن و نبودن را تعریف می کند. یا هست یک کوانتوم ویا نیست چراکه کوانتوم کوچکترین عدد طبیعی باید باشد.
باسلام؛ کوچکترین عنصر تشکیل دهنده یک ماده عنصر ذره دارای اتم های یکسان کوانتوم درمبانی فلسفی کوچکترین واحد تغییر فاز یک سیستم است. در زبان امروزی بد ...
باسلام:غافل شدن، خودرابه غفلت زدن، چشم پوشی
غار می تواند بر تنهایی انسان بنابر غرور نیز دلالت کند. غر، غرور. حالتی که از غرور حاصل می شود.
باسلام: غیرآوردیدن. دلالت برتنها. به مصداق یارغار. اصطلاحی برای حالت تنهایی و بی پناهیست. پس غار، حالتی برای تنهاییست. غار قیدحالت تنهایی ست.
باسلام: خواهان گسترش و توسعه همه جانبه، مترادف کشورگشایی، مصداق و مترداف جهان گشایی
باسلام: وسعت، وسیع شدن، پیشرفت همه جانبه وچند ( همه ) بعدی
عادت به حس بدون پردازش فکری درست. اختیارسپردن به حس.
درحال دریافت و پردازش همزمان یک واقعیت. مجموع تفکروذهن هوشیاری وتعقل در خصوص واقعیت یا واقعیاتی.
مصدری برای صدور فعل خبر وخبرها. خبرخود جمع اخبار نیز هست. به این معنی که این مصدر جمع و مفردش یکیست
مثل من. استعاره از نطفه ویا علقه ای که مثل من در آن است. مایه اصلی تولید مثل
براستمرار ویا وقوع حالتی مستمردلالت می کند. رسم شکل. کشیدن شکل. رسم وآیین.
براستمرار یک رخداد درگذشته دلالت دارد. ماضی بعید استمراری
اصلاح در نوع اطلاع رسانی هم معنی می دهد. اصلاح اطلاع
اصطلاح، مصدری برای انتقال بهتر یک مفهوم ویا منظور خاص است دربیانی رایج تر و قابل فهم تر. مثلا ارزانی به معنای کم ارزشی نیست بلکه معنایی مبنی برزیرقیم ...
مرز میان صورت وسر. در بیان شاعرانه وعارفانه مرز میان صورت وجمال وسیرت وکمال
بهینه ترین حالت نعوظ که بالاتر از آن وجود ندارد. این حالت بیشترین شکاف میان عقل واحساس است. هم ارز بالاتر از سیاهی رنگی نیست. یا آب از سر گذشت . کنای ...
تغییر حالت آلت تناسلی مرد در حالتی که عقل واحساس بنابر دلایل درونی دارای اختلاف می شوند در قالب شق کردن. شق یا فاصله میان عقل واحساس در نعوظ آلت تناس ...
کوانتوم، ریزترین بخش یک عنصر است که دیگر نمی توان بدون حفظ حالات جسم آنرا به قسمت های کوچکتر تقسیم کرد. تفکر کوانتومی، تفکر مبتنی بر در نظر گرفتن حال ...
با سلام: علاوه بر مسائل فیزیکی، به عنوان یک ضرب المثل فارسی که استعاره از بالاترین نهایت یک چیزی که دیگر در حالات شخص تفاوتی ایجاد نمی کند. چراکه بال ...
با سلام: در فیزیک به معنی حالتی از جسم که براثر شدت گرمای تابش شده ( بسامد ) در رنگ های بالاتر از قرمز که به سیاهی می گراید، دارای خاصیتی منحصر بفرد ...
شقایق نمادی از طیف نور مریی نیز هست. طیف نور مریی از فرو سرخ تا فرابنفش. براثر افزایش شدت گرما ( نه حجم گرما ) که با بسامد زیاد همراه است، طیف را از ...
شقایق نام گلیست که به عشق پنهان وسوزان معروف است. شق عایق، به معنی پوشش یک شکاف. شکاف میان عقل واحساس در معنای عشق است وعایق به معنای پوششی که عشق را ...
در حالت تنها، شق به معنی شکاف میان دو چیز است. این شکاف در قالب های متعددی از جمله واقعیت ویا اصطلاحات بروز می کند. اصطلاح شق القمر یعنی جدا کردن دو ...
بر هم خوردن رابطۀ نرمال میان روان وتن ویا عقل واحساس موجب عوارضی دررفتار می شود که در مجموع به آنها بیمار های روان تنی گفته می شود.
بیماری نیست بلکه علم مربوط به شناخت روابط روان وتن است.
انسان به معنی برآینددرون وبرون است. در اینجا منظور انسان درون نگر است.
منظور خودتنی است. این با خویش که روان است متفاوت است.
هم خونی، برآیندهم قرابتی درونی وبیرونی،
منظور نفس لوامه یا وجدان است. انسان را از بدی ها باز می دارد.
خویشی به معنی هویت است. خویش مستمر وهمیشگی
با سلام کسی که از همه به انسان نزدیکتراست. نفس نزدیکترین به انسان است. خویش ممکن است در قالب دیگران هم باشد. یعنی آیینۀ کسی دیگر در وجود خویش
با سلام اصطلاح ولقبی می باشد، مایۀ فخروسربلندی دین، مایۀ مباهات ونازش دین
با سلام مصدری برای فعل فخرکردن ویا فخرفروشی، مایۀ سربلندی
وسیله نوشتن افکارولی در قرآن استعاره از عقل وتفکراست.
استعاره از حضرت آدم ابوالبشر
قطعیت نیافتن پیش بینی های حالات یک سیستم به دلیل انرژی های غیرقابل دسترس.
باسلام. اینتروپی برخلاف آنتروپی برمیزان گرمازایی هرکنش وواکنشی در همه علوم وبه اشکال مختلف دلالت دارد. برآیند این دو در ترمودینامیک و در قالب قوانین ...
باسلام. حاکمیت مطلق طبقه کارگر. حاکمیت منبع کاربر یک سرزمین. معیاربودن کارگرونیروی کارگری در ارزش تولید کالاها و خدمات. شکلی از ایدئولوژی سوسیالیستی
باسلام. استمرارجایگاه درطی زمان. استمراریک جایگاه غیرقابل تغییر دریک مقطع تاریخی. حالتی از حکمرانی ثابت برهمه چیز
باسلام. تکرارشکلی، شکل وحالتی ازعدم تغییر. دلالت بر ناخوشایندی اریک عدم تغییر می کنند.
باسلام. نخبه برگزیده ازهرحیث. مصداق کسانی که بهترین خوب ترینم اعمال انسانی را که خیروصلاح جامعه و فردانسانی در آن باشد را انجام می دهند
انرژی گیر
خودتوانمندسازی
باسلام. نقل کردن ویا انتقال دادن
باسلام. انتقال مصدری برای نقل یا انتقال موضوع نقل از مبدا به مقصد است. مثل مطلب، شی، کالا به عنوان موضوع
با سلام:تناسب نسبی ارزش واهمیت واعتباریک مفهوم با مصداق آن
با سلام:توهم، احساس یک واقعیت بیرونی که وجود خارجی ندارد.
با سلام:دریافت حالت ناشی از یک واقعیت بیرونی ( خارجی )
با سلام:احساس مصدری برای بیان وحالت یک حس است.
با سلام:برانجام فعلی ویا وقوع حالتی دلالت دارد
با سلام:توحش بستر ویا مصدری ( زمینه ای ) که می تواند بر وقوع فعلی یا رخ دادن حالتی دلالت دارد. وحشی شدن. وحشی گری
با سلام:اگرخنده را به یک طیف از آغازمحرک بیرونی تااوج خنده تشبیه کنیم، مرزی که محرک، باعث تغییر حالت لب وگونه وچشم به تنهاییویا ترکیبی، شده تا زمانی ...
با سلام:مرزمیان خندۀ توأم باپیداشدن دندان ها وحالت عادی صورت ( بدون خنده )
با سلام:ساختار یک سیستم، بدون در نظرگرفتن نوع ارتباط اجزا وصرفا می تواند حالت یک ساخت یا نظام بی حرکت باشد. مثل یک اتومبیلی که خاموش است.
با سلام:شکل پیش فرض ویا واقعیت عینی که بالفعل ثابت است.
باسلام:اجتماع بستریا مصدر شکل گیری جمعیت ویاوقوع فعل جمع شدن است. یعنی بر دو حالت وشکل بالقوه دلالت دارد.
باسلام:پیشنهاد کلی بنده این است که پیشنهاددهندگان، فارغ از ذهنیات قبلی، بارعایت اصول دستور زبان فارسی ونیز مباحث پایه ای درهم تنیدگی وبرهم نهی در مفا ...
مسخ ویا حالتی که هم می تواند به صورت بالقوه حرکت کند ولی نه به صورت اختیاری وبالقوه هم بی حرکت باشد ولی نه بصورت اختیاری. یعنی به نوعی، مقاوم در براب ...
اشتغال مصدر است. یعنی وقوع حالت یا پیش آمدن فعلی ( شغل وشاغل را دربرمی گیرد ) . پس نه شغل ونه شاغل به تنهایی را معنی نمی دهد. ممکن است شما شغل ایجاد ...
با سلام: به عنوان مثال نوشته گذشته، بدون هیچ دقتی یکبار می نویسند، ایجاد شغل، ایجاد شاغل ( درست کردن انسان؟! ) هنوز نمی دانند این مصدر است. اسناد بال ...
با سلام:یکی شیطنت های سیاستگزاران برای دستکاری درآمار وداده های مرتبط با تورم ورکود، که البته بیشتر برنوعی عدم صداقت دلالت دارد، دستکاری در مفاهیم ( ...
این واژه ها متاسفانه بنابردلایلی که به بی اعتمادی در همه سطوح میان آمارهای رسمی وکاربران آمارمنجر شده، بین مفهوم ومصداق ارتباط درحدشناخت حداقلیازبین ...
تورم رکودی یا عناوین مشابه بنابردلایلی چون عدم اعتماد مستمر به آمارهای آن وعدم مطابقت واقعیت قدرت خرید وتولی مردم باآن، پیشنهاد می گردد؛ برای کم شدن ...
ت:پیشونددلالت بریک ( ایستایی - تک عنصر - غیرقابل تقسیم بدون عوض شدن ماهیت یک تکرارخاص ) و:ضمیر متصل ر:ضمیر ربطی ، دلالت برآمادگی یا ایجاد زمینه برای ...