پیشنهاد‌های عبدالخلیل قوطوری (٢٧)

بازدید
٩٢
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

موشک یک کلمه ترکی است مُوشَک=مُوش ِاِک ( اِگ ) ، مُوش اِک=موشک، جسم مخروطی شکل دراز مثل دوک نخ ریسی، و. . . مُوش=مخروط، شکل هندسی مشابه کله قند، کله ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

siː - sea - Enسی - =دریا، بحر، زو، دریاچه ی بزرگ، ( مجازی ) مقدار بسیار زیاد، دریایی، بحری، وابسته به دریا، آبی، وابسته به دریانوردی، دریارو، مناسب ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ُاقیانوس=محل آبریزش زیاد، جای ریخته شدن آب زیاد به نظر می رسد از سه کلمه ترکی تشکیل شده است اُ=آب - مثل: اُ بر=آب بده قُیان=ریزش، ریخته شدن، جاری ش ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
-١٢

به نظر می رسد حاکمیت امپراطوری ترک زبانان بر ایران وجهان تاثیر بسیاری بر زبان آنها گذاشته است احتمالا کلمه سنگ با کلمه سُنگ ترکی مرتبط است کلمه سُن ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
-١٢

به نظر می رسد حاکمیت امپراطوری ترک زبانان بر ایران وجهان تاثیر بسیاری بر زبان آنها گذاشته است احتمالا کلمه سنگ با کلمه سُنگ ترکی مرتبط است کلمه سُن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
-١٠

کلمات مرتبط فارسی ، انگلیسی باترکی بررسی کلمه با ترکی ( ترکمنی ) Orate - En - اُریتɔːˈreɪt - ɔːrˈreɪt اُریت= خواندن، سخنرانی کردن، نطق کردن معانی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
-١٣

در ادامه مطالب قبلی معنی کلمه دوام انگلیسی را هم که ریشه ترکی دارد مورد بررسی قرار می دهیم:برای اطلاعات بیشتر به وبلاک زیر مراجعه فرمایید Poladabady ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
-١٣

عبدالخلیل قوطوری دوام یک کلمه ترکی ( ترکمنی ) است از ریشه کلمه ترکی: دو= ایستاده، پابرجا، ایستا، استمرار، و. . . جملات متداول ترکی: اُل بو یرده دو= ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

عبدالخلیل قوطوری ارتباط کلمه bigger با زبان ترکی: Big - bɪɡ - En بِیگ - بِگ - - =بزرگ، سترگ ، باعظمت، ستبر، ضخیم، آبستن، دارای شکم برآمده big - be�ik ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عبدالخلیل قوطوری در زبان ترکی معنی گُل : G�l گُل فعل امر گُلمک G�lmek=خندیدن، خنده زدن، خنده کردن، ضحک، قهقهه زدن ، ابتسام، تبسم کردن، لبخند زدن، شکف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبدالخلیل قوطوری کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Douce - Enدوس - duːs - دِوُس= ( مهجور ) خوشایند، خوش برخورد، مهمان دوست، ارام، متین، مطبوع Douce ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبدالخلیل قوطوری کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکی: Douche - En - دوش - duːʃ - duːʃ دُوش=سرنگ، دوش اب، دوش گرفتن، تمیز کردن با دوش معانی دیگر: فوار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی Warble ووربُلدر زبان ترکی ( ترکمنی ) Warble - Enووبیل - ˈwɔːbl̩ - ˈwɔːrbl̩ ووربُل= سرود، چهچه، چهچه زدن، سراییدن، چهچهه زدن معانی دیگر: ( به وی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

معنیwar وُر در زبان ترکی ( ترکمنی ) : wɔWar - En وُ - ˈwɔːr وُر، وور= نزاع، جنگ، رزم، محاربه، حرب، افند، دشمنی کردن، عداوت کردن، کشمکش کردن، جنگ کردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمات مرتبط فارسی، انگلیسی با ترکیOs: əʊz - Os - En - آس، آز - oʊz اُواس ( اُ وُز ) ، اُز= دهان معانی دیگر : ( مخفف لاتین: oculus sinister ( چشم چپ، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

این کلمۀox اُ کس = گاو نر انگلیسی خوانشی شبیه �k�z اُکوز، �k�s اُکوس=گاو نر ترکی دارد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

توضیح در مورد معنی کلمۀ دیسه di�se در زبان ترکی ( ترکمنی ) : دیسه di�se - desə - derse = دستورالعمل، فرمول، دستور، دستورکار، شیوه نامه، راهنمایی، فرم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

توضیح در مورد معنی کلمۀ اورشلیم در زبان ترکی ( ترکمنی ) : اور ur اور= 1 - سمت، سو، جانب، جهت، طرف، ناحیه، صورت، فرم، هیئت | شغل، عنوان، مقام، منصب، ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

عبدالخلیل قوطوری در مورد کلمۀ عیال Ayalدر زبان ترکی ( ترکمنی ) : Ayal آیال= ( آی ay=ماه، قمر، زیبا، قشنگ، جمیل، زیبارو، محبوب، معشوق، یار، دوست داشتن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

عبدالخلیل قوطوری در مورد کلمۀ عروس در زبان ترکی ( ترکمنی ) : عروس arus - �rus - عَر �r اَر ar= مرد، جوانمرد، شوهر، آقا، همسر، و. . . us اوس =بالا، با ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

عبدالخلیل قوطوری توضیح در مورد کلمۀ چخماق در زبان ترکی ( ترکمنی ) : �aqچاق�akچاک=نیش، نشتر، زخم، نوک، نیشتر، شمشیر، تیغه، کارد، چاقو، گزلیک، گزش، سیخ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبدالخلیل قوطوری کلمۀ بایات ترکی ( ترکمنی ) احتمالاً با کلمۀ بیات=کهنه، شب مانده، بیتوته، تهجد، شب بیداری، شب زنده داری، مبیت، مساهرت، اتراق، اقامت م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبدالخلیل قوطوری توضیح در مورد معنای کلمۀ بُغُض در زبان ترکی ( ترکمنی ) : Boğaz بُغاضboqaz= ( بُغBoğ، boq= فشار، فشردگی، خفگی، غم، تنگدلی، حزن، دلسرد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

در مورد کلمۀ میدان meydan در زبان ترکی: میدان meydan = محل گره خوردگی، محل بند آمدن چند خیابان ، محل جمع شدگی و تجمع، فضا، بیرون، دور از، خارج از منز ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

احتمالاً کلمۀ سیناما sinama ترکی با کلمۀ سینما ارتباط دارد سیناما sinama مخفف سیناماک sinamak= آزمایش کردن، تست کردن، سنجیدن، آزمودن، ارزیابی کردن، م ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١٨

کلمۀ خلیج احتمالاً با کلمۀ حالیچ ترکی مرتبط است خلیج= hali�= حالیچ=خال ( حال ) hal ایچi�= مکان شکم ( معده ) مانند، محل دارای تو رفتگی، محل کنده شده ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

در مورد کلمۀ آغاز در زبان فارسی اجتمالاً با کلمۀ Agz آگز ( Ağz ) ترکمنی - Ağızآغیز آذری، استانبولی - Og'izاُگیزاُزبکی - Awızآویز قزاقی، Ooz اُوز قرقی ...