orate

/ɔːrˈreɪt//ɔːˈreɪt/

معنی: خواندن، سخنرانی کردن، نطق کردن
معانی دیگر: خطابه سرایی کردن، با لحن اغراق آمیز و پرطمطراق حرف زدن، داد سخن دادن، نطق غرا ایراد کردن

بررسی کلمه

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: orates, orating, orated
• : تعریف: to speak in a formal or pompous manner.

مترادف ها

خواندن (فعل)
learn, study, call, invite, sing, name, weigh, read, intone, declaim, orate

سخنرانی کردن (فعل)
discourse, lecture, speak, lobby, converse, speechify, orate, prelect

نطق کردن (فعل)
lecture, orate, perorate

انگلیسی به انگلیسی

• give a lecture, make a speech, declaim

پیشنهاد کاربران

کلمات مرتبط فارسی ، انگلیسی باترکی
بررسی کلمه با ترکی ( ترکمنی )
Orate - En - اُریتɔːˈreɪt - ɔːrˈreɪt اُریت= خواندن، سخنرانی کردن، نطق کردن
معانی دیگر: خطابه سرایی کردن، با لحن اغراق آمیز و پرطمطراق حرف زدن، داد سخن دادن، نطق غرا ایراد کردن
...
[مشاهده متن کامل]

Orate - Turk - اُورِت=آموزش ( بده ) ، تعلم، تدریس، خطاب، نطق، خطابه، خواندن، سخنرانی کردن، نطق کردن، و. . .
Orateاُورِت - owretاُورِت - �yrət - �wret - �ğret=آموزش، تدریس، درس، خطاب، نطق، خطابه، سرنامه، طرز خطاب، خطابت، عنوان، مهارت، نطق، سخنرانی، خطابه، مهارت، ارسال، پند، اندرز، تذکیر، توصیه، سفارش، عبرت، موعظه، وعظ، نصیحت، وصیت، و. . . . - فعل امر اُورِدمک owretmek - �wretmek - �yrətmək=تعلیم دادن، اموختن، درس دادن، معلمی یا تدریس کردن، راهنمایی کردن، تعلیم دادن، یاد دادن، اموختن به، اموزاندن، خواندن، نطق کردن، سخنرانی کردن، و. . .
جملات متداول ترکی:
سِن مانگا اُورِت=تو به من یاد بده ( درس بده ) ، تو به من تعلیم بده ( نطق کن )
سِن اُلارا اُکو اُورِت=تو به آنها درس باد ده، تو به آنها تعلیم بده ( سخنرانی کن )
سِن اُلارا آواز اُورِت=تو به آنها آواز یاد بده ( آواز بخوان )
سِن اُلارا ایش اُورِت=تو به آنها راهکار یاد بده
سِن مانگا سُوز سُوزلِمک اُورِت= تو به من سخن گفتن را یاد بده ( نطق کردن را بیاموز ) – تُرک دیلی اُورِت= زبان ترکی یاد بده

چُنگیدَن.