نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political domination: سلطۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political identity: هویت سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political incentives: مشوق های سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political effect: تأثیرگذاری سیاسی، اثر سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political conversation: گفت و گوی سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political infiltration: نفوذ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political entity: نهاد سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political credentials: اعتبار سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political environment: محیط سیاسی، فضای سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political credit: اعتبار سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political interests: منافع سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political establishment: دستگاه سیاسی، تشکیلات سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political culture: فرهنگ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political interference: دخالت سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political exclusion: طرد و تبعیض سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political damage: آسیب سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political face: چهرۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political involvement: درگیری سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political deadlock: بن بست سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political islamist: اسلام گرای سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political factions: جناح های سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political islamist group: گروه سیاسی اسلامگرا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political decline: افول سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political factors: عوامل سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political developments: تحولات سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political jockeying: تقلای سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political fault lines: شکاف های سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political leaders: رهبران سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political figures: چهره های سیاسی، شخصیت های سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political flexibility: انعطاف سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political leadership: رهبری سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political fractures: شکاف های سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political leverage: اهرم سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political freedom: آزادی سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political liability: مسئولیت سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political frustration: سَرخوردگی سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political continuity: استمرار سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political agreement: توافق سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political allies: متحدان سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political ambitions: جاه طلبی های سیاسی، بلندپروازی های ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political analyst: تحلیلگر سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political aspect: جنبۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political aspiration: آرمان سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political attitude: نگرش سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political backlash: واکنش شدید سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political base: پایگاه سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political battle: نبرد سیاسی، مبارزات سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political beliefs: باورهای سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political biography: زندگی نامۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary seat: کرسی مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organized demands: مطالبات سازمان یافته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pilgrimage flights: پروازهای زیارتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace plan: طرح صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organized leadership: رهبری سازمان یافته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peaceful nuclear program: برنامۀ صلح آمیز هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary speaker: رئیس مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pinpoint accuracy: نشانه گیری دقیق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organized movement: جنبش سازمان یافته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peaceful removal: برکناری مسالمت آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace proposal: پیشنهاد صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary supervision: نظارت مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace prospects: چشم انداز صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pension programs: برنامه های بازنشستگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plummeting turnout: مشارکت پایین [در انتخابات]
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
other side of the coin: آن روی سکه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace to prosperity: صلح برای رفاه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pension system: نظام بازنشستگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political body: نهاد سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people’s demands: مطالبات مردم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political calculation: محاسبۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of power: از سر قدرت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people’s living conditions: وضع معیشت مردم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peaceful demonstrators: اعتراضات مسالمت آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political calculus: محاسبۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outbreak of coronavirus: شیوع ویروس کرونا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
point of pressure: نقطۀ فشار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permanent residency card: کارت اقامت دائم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political career: حرفۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overall picture: تصویر کلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political change: تغییر سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
policy of maximum pressure: سیاست فشار حداکثری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permitted system: سامانۀ مجاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overall unemployment rate: نرخ کلی بیکاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political chaos: آشوب سیاسی، هرج و مرج سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
policy of noninvolvement: سیاست عدم درگیری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personal attorney: وکیل شخصی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overriding authority: قدرت حاکم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political class: طبقۀ سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political acceptance: پذیرش سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political cohesion: انسجام سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oversized gap: شکاف بزرگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political competition: رقابت سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
painful measures: تدابیر دردنا ک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political actors: بازیگران سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political advisor: مشاور سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political consensus: اجماع سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political context: بستر سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political agenda: دستور کار سیاسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زندان روباز: open - air prison
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open ended resistance: مقاومت نامحدود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
openness to partnership: استقبال از همکاری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open source information: اطلاعات منبع باز، اطلاعات آشکار، اط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operating base: پایگاه عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational advantage: برتری عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational approach: رویکرد عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational area: منطقۀ عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational cooperation: همکاری عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational deterrent strike force: نیروی تهاجمیِ عملیاتی و بازدارنده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational failure: ناکامی عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational goals: اهداف عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational options: گزینه های عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational plans: طر ح های عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
operational range: محدودۀ عملیاتی، برد عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
palace politics: سیاست دربار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
operational relationship: رابطۀ عملیاتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
party affiliation: وابستگی حزبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
party politicians: سیاسیون حزبی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pandemic crisis: بحران همه گیری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opposite position: موضع مخالف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passenger jet: هواپیمای مسافربری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel force: نیروی موازی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opposition figures: چهره های مخالف، چهره های اپوزیسیون، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
passenger plane: هواپیمای مسافربری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
opposition groups: گروه های مخالف، گروه های اپوزیسیون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passionate support: حمایت پرشور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parallel structure: ساختار موازی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paternal figure: چهرۀ پدرانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oppositionist: مخالف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paramilitary groups: گروه های شبه نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oppressed and oppressor: ظالم و مظلوم، مستکبر و مستضعف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patient diplomacy: دیپلماسی صبورانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paramilitary training: آموزش شبه نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oratorical skill: مهارت سخنوری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patriot anti missile battery: آتشبار ضدموشکی پاتریوت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parents’ generation: نسل والدین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patriotic commitment: تعهد وطن پرستانه/ میهن پرستانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organizational competence: کفایت سازمانی، قابلیت سازمانی، کارآ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary affairs: امور پارلمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pervasive problems: مشکلات فراگیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organizational framework: چهارچوب سازمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
petroleum industry: صنعت نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary committee: کمیتۀ پارلمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace caravan: کاروان صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
petroleum minister: وزیر نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary delegation: هیئت پارلمانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peace deal: توافق صلح
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organizational influence: نفوذ تشکیلاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parliamentary elections: انتخابات پارلمانی، انتخابات مجلس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
organized cell: هستۀ سازمان یافته
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toil: سخت کار کردن، جان کندن
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official newspaper: روزنامۀ رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil exports: صادرات نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official presence: حضور رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil facilities: تأسیسات نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open war: جنگ آشکار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open air prison: زندان روباز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oil field: میدان نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil giant: غول نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil importer: واردکنندۀ نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil imports: واردات نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil income: درآمد نفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oil industry: صنعت نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil infrastructure: زیرساخت های نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil installations: تأسیسات نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil leaks: نشتی نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil market: بازار نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil market watcher: ناظر بازار نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil rich region: منطقۀ نفت خیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old enemy: دشمن قدیمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official tongue: زبان رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one one summit: نشست دونفره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offshore field: میدان فراساحلی/ برون کرانه ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the record meeting: جلسۀ خصوصی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one year deposit: سپردۀ یک ساله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil and gas industries: صنایع نفت و گاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the ground information: اطلاعات میدانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil and gas infrastructure: زیرساخت های نفت و گاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the ground presence: حضور زمینی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil and gas investment: سرمایه گذاری نفت و گاز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open borders: مرزهای باز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil client: مشتری نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil company: شرکت نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil customers: مشتریان نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil distribution network: شبکۀ توزیع نفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
official exchange rate: نر خ رسمی مبادلۀ ارز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil district: منطقۀ نفت خیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official foreign policy: سیاست خارجی رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil dollars: دلارهای نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil export income: درآمد صادرات نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official letter: نامۀ رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil exporter: صادرکنندۀ نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil minister: وزیر نفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oil producer: تولیدکنندۀ نفت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oil production: تولید نفت
١ سال پیش