نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil production capacity: ظرفیت تولید نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official rate: نرخ رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil pumping station: ایستگاه پمپاژ نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official reaction: واکنش رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil reserves: ذخایر نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil revenue: درآمد نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official reports: گزارش های رسمی، آمارهای رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil sales: فروش نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official responsibility: مسئولیت رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil sanctions: تحریم های نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil targets: اهداف نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil terminal: پایانۀ نفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official rhetoric: اظهارات رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oil purchase waiver: معافیت خرید نفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official statistics: آمار رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
calamity: فلاکت، بدبختی، مصیبت
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offensive weapons: سلاح های تهاجمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
official approval: تأیید رسمی، تصویب رسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
occupation forces: نیروهای اشغالگر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
odious regime: رژیم منفور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offensive capabilities: توانمندی های تهاجمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offensive measures: تدابیر تهاجمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offensive strategy: راهبرد تهاجمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear waiver: معافیت هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nuclear weapon: سلاح هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear weapons development: توسعۀ سلاح های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear capable: دارای قابلیت هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear related: مرتبط با فعالیت های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obvious sign: نشانۀ آشکار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear negotiations: مذاکرات هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear negotiator: مذاکره کنندۀ هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nuclear non proliferation treaty: پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear official: مقام هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear plans: طر ح های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear policy: سیاست هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear portfolio: پروندۀ هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear resistance: مقاومت هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear sanctions: تحریم های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear storage site: محل ذخایر هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear strike: حملۀ هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear talks: گفت وگوهای هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nuclear technology: فناوری هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear terminology: اصطلاحات هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear tests: آزمایش های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear vulnerabilities: آسیب پذیری های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backbreaking: کمرشکن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear efforts: تلاش های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear engineer: مهندس هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear escalation: افزایش تنش هسته ای، تشدید تنش هسته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear explosive: مواد منفجرۀ هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear facilities: تأسیسات هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear field: زمینۀ هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear fuel cycle: چرخۀ سوخت هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear impasse: بن بست هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear industry: صنعت هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear infrastructure: زیرساخت های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear cascade: موجی از گرایش های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear inspections: بازرسی های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear commitments: تعهدات هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear issue: مسئلۀ هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear crisis: بحران هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear issues: مسائل هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear cruise missile: موشک کروز هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear know how: دانش هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear diplomacy: دیپلماسی هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear leap: جهش هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear material: مواد هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear maverick: دانشمند هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abduction: آدم ربایی
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non oil exports: صادرات غیرنفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non oil goods: کالاهای غیرنفتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non relationship: بی رابطگی، قطع رابطه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non resident scholar: محقق غیرمقیم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non state actors: بازیگران/ کنشگران غیردولتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonviolent protests: اعتراضات صلح آمیز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
normal circumstances: شرایط عادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
normal methods: روش های معمول
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
northern war: جنگ شمالی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear ambitions: جاه طلبی های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear arms: سلاح های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear arms race: مسابقۀ تسلیحاتی هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear assets: دارایی های هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear blast: انفجار هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear bomb technology: فناوری بمب هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear breakout: کاهش زمان تسلیح هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuclear breakout timeline: زمان تسلیح هسته ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non hardliner: ( چهرۀ ) غیر تندرو
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
noninvolvement: عدم مشارکت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonlethal incident: حادثۀ بدون تلفات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonlethal near miss: حملاتی که عمداً به نزدیکی هدف اصابت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non littoral states: کشورهای غیرساحلی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonmilitary activities: فعالیت های غیر نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonmilitary dimensions: ابعاد غیر نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonmilitary lines: عرصه های غیرنظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonmilitary mandate: مأموریت غیرنظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non oil economy: اقتصاد غیرنفتی
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when pigs fly: وقت گل نی!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
withdrawal: عقب نشینی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all out war: جنگ تمام عیار
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
conning tower: برج هدایت زیردریایی
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neutral actor: بازیگر بی طرف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neutral analysis: تحلیل بی طرفانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neutral arbiter: داور بی طرف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
noncommittal discussions: گفت و گوهای غیر الزام آور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never ending process: فرایند پایان ناپذیر/ بی پایان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new behavior: رفتار تازه/ جدید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new chapter of hostilities: فصل جدیدی از خصومت ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new colonialism: استعمار نو
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new facts: حقایق جدید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nongovernmental actors: بازیگران غیردولتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new islamic iranian civilization: تمدن نوین اسلامی - ایرانی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nongovernmental organizations: سازمان های غیر دولتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new narrative: روایت جدید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new round of talks: دور جدیدِ مذاکرات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new tactics: تاکتیک های جدید
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
newly formed government: دولت تازه تأسیس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
news coverage: پوشش خبری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
night flying capability: قابلیت پرواز در شب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nimble diplomacy: دیپلماسی مدبرانه و پویا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no to negotiations and no to war: نه مذاکره، نه جنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no war no negotiation: نه جنگ، نه مذاکره ( رویکرد )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no compromise approach: رویکرد عدم سازش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no compromise policy: سیاست عدم سازش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no compromise stance: موضع عدم سازش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
necessary measures: اقدامات لازم/ ضروری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
necessary support: پشتیبانی لازم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
necessity sanctions an illicit: قاعدۀ اضطرار ( فقه اسلامی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need to survive: نیاز به بقا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negotiation is poison: مذاکره سم است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
needy populations: مردم نیازمند
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negative behavior: رفتار منفی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negative ramifications: پیامدهای منفی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negotiating countries: کشورهای مذاکره کننده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negotiation for negotiation: مذاکره برای مذاکره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negotiating process: فرایند مذاکره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negotiating team: تیم مذاکره کننده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neighborhood friend: بچه محل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
negotiation doors: درهای مذاکره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neighboring city: شهر همسایه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
network of intermediaries: شبکه ای از واسطه ها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
network of proxies: شبکه ای از نیروهای نیابتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonbelligerent: غیرنظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
network of underground tunnels: شبکۀ تونل های زیرزمینی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
networks of support: شبکه های پشتیبانی/ تدارکاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nonbinding resolution: قطعنامۀ غیر الزام آور
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national movement: جنبش ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national protests: اعتراضات ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national accountability bureau: ادارۀ پاسخگویی ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national resistance movement: جنبش مقاومت ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national rights: حقوق ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national administration: دولت ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national aspirations: آرمان های ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national salvation: نجات ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
near certain evidence: شواهد تقریباً قطعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national body: نهاد ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national security interests: منافع امنیت ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national budget: بودجۀ ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national conflicts: منازعات ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national security policy: سیاست امنیت ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national security professionals: کارشناسان امنیت ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national consciousness: آگاهی ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national threat: تهدید ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national consolidation: همبستگی ملی، تحکیم ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nationalist zeal: غیرت دینی/ ملی گرایانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national crisis: بحران ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national day celebration: جشن روز ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nationwide protests: اعتراضات سراسری
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural affinity: دلبستگی ذاتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national despair: یأس ملی، ناامیدی ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural enemy: دشمن طبیعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
national economy: اقتصاد ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural gas field: میدان گاز طبیعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
national elections: انتخابات ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural gas output: تولید گاز طبیعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
national headquarters: ستاد ملی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
natural uranium: اورانیوم طبیعی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naval assets: تجهیزات دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naval exercise: رزمایش دریایی، مانور دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
naval power: قدرت دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naval presence: حضور دریایی، حضور نیروی دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naval tensions: تنش های دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
naval units: یگان های دریایی، واحدهای دریایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
near east affairs: امور خاور نزدیک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
near future: آیندۀ نزدیک
١ سال پیش