پیشنهادهای صالح (٦١٥)
کینه به دل گرفتن
به صورت منجمد ( فریز ) نگهداری کردن/شدن
بازسازی کردن، از نو ساختن
فروش ویژه
خیلی نجیب، خیلی خانوم
سر و کله ( کسی ) پیدا شدن، به صورت ناگهانی آمدن مثال : . She suddenly wandered in 2 years ago معنی : دوسال پیش یهویی سر و کله ش پیدا شد.
به هم ریختن، از حالت عادی خارج شدن
پشت دیگران رو خالی کردن
معامله کثیف
شخصی که از تماشای پنهانی افرادی که لباس هایشان را در می آورند یا درگیر فعالیت های جنسی می شوند، لذت میبرد.
زخم ها، خراش ها، لکه ها
کپک زده، بو گندو
تو باغ نبودن، تو هپروت بودن، حواس جمع نبودن
رد کسی رو زدن، کسی رو ردیابی کردن
چاق، شخصی که اضافه وزن دارد
به این طرف و آن طرف کشاندن
گیر انداختن، گرفتن
ابتلا ( به بیماری )
چیزی را از سر وا کردن، دست به سر کردن
مالیدن، مالوندن ( مثلاً ماشین )
مدرک غیرقابل انکار
دست و پا چلفتی، احمق
پنجه ها
جوگیر بودن، اعتماد به نفس کاذب داشتن
عقل ( هوش ) از سر کسی پریدن
خیلی عصبانی شدن، جوش آوردن
چرت و پرت گفتن، دری و وری گفتن
( باید ) میدونستم که اینطوری میشه
کلاهک خوشه ای، بمب خوشه ای
غرغرو
جنگنده تک سرنشین
فحش به معنی : بی ارزش، بی مقدار، آشغال
الهه، استاد، خبره
استقبال گرم و صمیمی
رُس طرف رو کشیدن، مثل خر از کسی کار کشیدن
از سر راهم برو کنار
بی پول شدن
کسی رو کت بسته تحویل ( پلیس ) دادن
پول داشتن
گرفتن، ربودن
یه اصطلاحه به معنی این که دیگه ادامه این کار فایده نداره و به جاش میشه از عبارات زیر استفاده کرد : - دست بردار - تسلیم شو - دیگه فایده نداره - بس ...
پشت، عقب
گروه، دسته
ایرادی نداره، مشکلی نیست، اعتراضی وجود نداره
مست کردن
دورگه
دردسر بزرگ
چرب کردن
پا زدن در هنگام شنا کردن
در زندان ها به "سلول بغلی" گفته میشود.