پیشنهادهای صالح (٦١٥)
خرخون، کسی همه اش سرش تو درس و مشقه
پیله ها، تخم ها
مواظب خودتون باشید
وحشتناک تر، عجیب تر
شوخ طبع، کسی که شخصیت شوخ طبعی داره
تور انداختن برای شکار/ماهیگیری
بردن به جایی برای مشاهده یک رویداد/چیزی
روایت
بیخیال شدن، در اصطلاح خودمونی "بکش بیرون".
میتواند مخفف موارد زیر باشد : Law Judge - > قاضی/مجری قانون. Law Journal - >مجله/روزنامه حقوقی. Lord Justice - > رئیس دادگستری، قاضی دادگاه استینا ...
کودن ها، اسکل ها
دهن کسی رو سرویس کردن، کسی رو شکست دادن
سرعت بخشیدن، تسریع کردن
ولگردها، دزدها
دیواری در خانه یا محل کار شما است که بر روی آن تمامی لوح های تقدیر، گواهینامه ها، جوایز، افتخارات و تصاویر خود را که در حال دست دادن با اشخاص مهم هست ...
فردی که شیفته تکنولوژی به خصوص کامپیوتر است
چسبیدن به کسی یا جایی
یک قرص مکیدنی با طعم نعناع برای خوش بو کردن نفس.
قلاده ای برای گربه یا سگ که برای کشتن یا جلوگیری از کک ها با حشره کش آغشته شده است.
محل سقوط/حادثه
کنار اومدن، علاقه مند شدن نسبت به یکدیگر
آدم یبس و نچسب
به زندان رفتن/افتادن
نیروهای اداره پلیس
صحبت کردن به شیوه ای فریبنده با یک نفر به منظور تلاش برای پنهان کردن حقیقت یک موقعیت یا احساسات شخصی.
فرار کردن، جستن، گریختن
هل دادن
آبراه ( سوراخ ) فاضلاب
در بیس بال به معنی زدن توپ به بیرون از زمین میباشد.
یه مشت ولگرد، اراذل و اوباش
احمق بزرگ
جر و بحث کردن، یکی به دو کردن
اضافه کار
با فندگی مثال : Machine Woven fabrics - > ماشین بافندگی
منحرف شدن از چیزی ( مثلاً : بحث )
جلسه شورا
خانه سالمندان
مشروب خواری
سکوی پرتاب ( پیشرفت )
با سر و صدا وارد شدن
با عجله وارد شدن
توطئه چیدن، دسیسه کردن/چیدن
احمق ها
خلاف کارهای خرده پا یا تازه کار
نیزه خوردن
فرسوده/کهنه شدن
سوخت پاش
باعث خجالت شدن، خجالت کشیدن، از خجالت آب/سرخ شدن
کینه ها، دشمنی ها، دشمن تراشی ها
پیرمردها