پیشنهادهای صالح (٦١٥)
آماده شدن برای زدن توپ ( بیشتر در ورزش بیس بال ) .
گفتاری برای درخواست از مردم برای توقف صحبت در جلسه یا مجلس.
مدرک بی چون و چرا
شخصی که وانمود می کند شخص دیگری است یا احساسات یا توانایی هایی دارد که واقعاً ندارد.
حالتی است که در آن شخص اظهاراتی را بیان می کند که به نظر می رسد به وضعیتی دردناک / شرم آور / ترسناک اشاره دارد.
ای داد بر من، ای واای
صبح بخیر؛ روز بخیر
در حال فروپاشی یا ریزش
اول شب، سر شب
قلب، قلبی. مثال : cold heartedly evil - > قلبی سرد و شیطانی.
پلیس ها
اگر کاری را از روی by the seat of you dress انجام می دهید، یعنی آن را صرفا بر اساس تجربه شخصی و استدلال خودتان انجام می دهید.
آبکاری شده با قلع
چه باعث شد دیر کنی؟
افراد سر پست هاتون قرار بگیرید، افراد برید سرجاهاتون.
عالی، مطلوب
عجب، باورم نمیشه.
برای انجام وظیفه حاضر هستیم.
بازیگران/دست اندرکاران فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی
سریع و برق آسا
مادربزرگ
داشتن احساس قوی نسبت به چیزی.
پیدا کردن یا یافتن چیزی زودتر از کسی دیگر
مشکوک به نظر میاد
پیشاهنگ های کوچک
دل تنگ کسی شدن
دستورات سخت گیرانه ( سفت و سخت )
عجله کن، زود باش بیا
به این معنی است که کسی از چیزی خسته شده یا دیگر به آن علاقه ندارد، معمولاً به این دلیل که ناامید کننده یا آزاردهنده شده است. در واقع بیانگر احساس کن ...
شلوغ، مملوء از جمعیت
محل/جای به درد نخور
خیلی محبت کردی، خیلی لطف کردی
بهم یه فرصت بده.
زل زدن به کسی یا چیزی.
نداشتن هیچ کس یا هیچ چیزی که به اندازه آن شخص یا چیز مدنظر که خوب، ماهر، ارزشمند و . . . باشد. معنی عامیانه : نبود هیچ راه فراری.
در مورد چیزی یا کسی نامطمئن بودن، در باور چیزی مشکل داشتن.
فکر کنم همین طوره.
این اصطلاح به معنی : کسی که زیاد حرف ( تهدید ) می زند، اما واقعاً در مقابل تهدیدش عمل نمی کند.
( در داستان های علمی تخیلی ) یک مانع نامرئی از نیرو/انرژی.
در اصطلاح عامیانه به معنی کف دستش هستش؛ به عنوان مثال : He knows mount rushmore like the back of his hand. معنی : او کوه راشمور رو مثل کف دستش میشن ...
گاو صندوق
درخواست بیش از حد ( انتظار )
به کسی رفتن، به کسی شباهت داشتن
تهدید کردن، ترساندن با تهدید کاری انجام دادن، با تهدید و ایجاد ترس و خفقان حکومت کردن.
شایعه شده است . . .
خرابکار
ننه من غریبم بازی در نیار
( کسی ) را بسیار عصبانی یا آزرده خاطر کردن.
در خاطر کسی ماندن، کسی رو از یاد نبردن
نوعی ربات جنگجو