تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داشتن احساس قوی نسبت به چیزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیدا کردن یا یافتن چیزی زودتر از کسی دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشکوک به نظر میاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشاهنگ های کوچک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل تنگ کسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستورات سخت گیرانه ( سفت و سخت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عجله کن، زود باش بیا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به این معنی است که کسی از چیزی خسته شده یا دیگر به آن علاقه ندارد، معمولاً به این دلیل که ناامید کننده یا آزاردهنده شده است. در واقع بیانگر احساس کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلوغ، مملوء از جمعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محل/جای به درد نخور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی محبت کردی، خیلی لطف کردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهم یه فرصت بده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زل زدن به کسی یا چیزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نداشتن هیچ کس یا هیچ چیزی که به اندازه آن شخص یا چیز مدنظر که خوب، ماهر، ارزشمند و . . . باشد. معنی عامیانه : نبود هیچ راه فراری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد چیزی یا کسی نامطمئن بودن، در باور چیزی مشکل داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فکر کنم همین طوره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح به معنی : کسی که زیاد حرف ( تهدید ) می زند، اما واقعاً در مقابل تهدیدش عمل نمی کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( در داستان های علمی تخیلی ) یک مانع نامرئی از نیرو/انرژی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاح عامیانه به معنی کف دستش هستش؛ به عنوان مثال : He knows mount rushmore like the back of his hand. معنی : او کوه راشمور رو مثل کف دستش میشن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاو صندوق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درخواست بیش از حد ( انتظار )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به کسی رفتن، به کسی شباهت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تهدید کردن، ترساندن با تهدید کاری انجام دادن، با تهدید و ایجاد ترس و خفقان حکومت کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شایعه شده است . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرابکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ننه من غریبم بازی در نیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( کسی ) را بسیار عصبانی یا آزرده خاطر کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در خاطر کسی ماندن، کسی رو از یاد نبردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی ربات جنگجو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خونه داری، انجام کارهای خونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوش و قدرت ( جسمی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیجان انگیزترین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سرعت رفتن ( دور شدن ) . مثال : You want Zipped Off to that Convention without me.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملاقات کردن، برخورد کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار تاثیرگذار یا چشمگیر؛ فراتر از حد معمول ( به خصوص در اندازه یا مقیاس ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بار کامیون، محموله داخل کامیون.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقیرانه، پست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابراز تمایل برای ارائه کمک یا کمک به کسی؛ به مانند جمله : If there is anything I can do to help, please let me know. معنی : "اگر کاری میتونم انجام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن به جایی قبل از دیگران، زودتر از دیگران به جایی رسیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خراب کردن، آسیب زدن به جایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمک به تقویت شخصیت یک فرد؛ بدین صورت که : از نظر عاطفی قوی تر، مستقل تر، و بهتر در مقابله با مشکلات باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش ناگهانی قدرت ( جریان برق )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استخرها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیدا کردن یا ارائه راه حل برای یک مشکل یا فاجعه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطلقا هیچی. مثال : i get the power of the keystone an the chars, and you get squat

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بچه گوسفندها ، بره ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اغلب به صورت طنز استفاده می شود و به این معنی است - > هر کس چیزی را تصادفی پیدا کند حق دارد آن را نگه دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقت گذروندن با کسی ( به عنوان دوست یا همراه ) با کسی بودن همراه کسی بودن هم دست بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - خسته کننده 2 - آزار دهنده ( به دلیل تکرار زیاد و یکنواختی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماندن در جایی برای یک مدتی